1
00:00:00,554 --> 00:00:02,157
‫تو...

2
00:00:02,158 --> 00:00:04,764
‫قدیسه ناقص!

3
00:00:06,605 --> 00:00:08,008
‫ناقص؟

4
00:00:08,404 --> 00:00:09,908
‫درسته.

5
00:00:10,308 --> 00:00:13,505
‫دیگه هیچ‌کس رو درمان نمی‌کنم.

6
00:00:13,506 --> 00:00:15,739
‫چطور هنوز می‌تونم قدیسه باشم؟

7
00:00:16,405 --> 00:00:17,950
‫من...

8
00:00:17,951 --> 00:00:20,582
‫هرگز نمی‌بخشمت.

9
00:00:27,351 --> 00:00:29,523
‫(با نهایت کینه، تقدیم به شما،
‫قدیسه ناقصتون)

320
00:00:31,523 --> 00:00:37,523
ترجمه و بومی‌سازی: ساب‌یار

321
00:00:31,523 --> 00:00:37,523
subyar.com

10
00:01:53,155 --> 00:01:58,803
‫(قسمت ۱: قدیسه غرق در زخم)

11
00:02:00,049 --> 00:02:03,599
‫یه هیولا به این بچه حمله کرده.

12
00:02:03,599 --> 00:02:05,098
‫نامزد قدیسه!

13
00:02:05,099 --> 00:02:07,130
‫خواهش می‌کنم نجاتش بدین.

14
00:02:17,795 --> 00:02:20,505
‫ممنونم، قدیسه داوطلب.

15
00:02:20,802 --> 00:02:23,443
‫لوا رستوآت

16
00:02:28,052 --> 00:02:29,601
‫این معبد...

17
00:02:29,602 --> 00:02:32,251
‫جاییه که مجروح‌ها و بیمارها میان...

18
00:02:32,252 --> 00:02:36,793
‫تا از قدرت شفابخشی قدیسه کمک بگیرن.

19
00:02:37,302 --> 00:02:39,299
‫به عنوان نامزدهای قدیسگی،

20
00:02:39,299 --> 00:02:44,508
‫وظیفه‌مون اینه که
‫آدم‌های زخمی رو مداوا کنیم.

21
00:02:44,895 --> 00:02:46,448
‫چه به‌دردنخور.

22
00:02:46,449 --> 00:02:50,148
‫واسه درمان بقیه،
‫باید مریضی رو به خودش منتقل کنه.

23
00:02:50,149 --> 00:02:52,748
‫هر بار که کسی رو شفا میده،
‫بعدش خودش عذاب می‌کشه.

24
00:02:52,749 --> 00:02:54,061
‫مسخره‌ست.

25
00:02:54,452 --> 00:02:56,005
‫دست خودش نیست، چاره‌ای نداره.

26
00:02:56,005 --> 00:02:57,651
‫هرچی باشه، برعکس ما...

27
00:02:57,652 --> 00:02:59,905
‫اون یه قدیسه ناقصه.

28
00:03:00,454 --> 00:03:01,749
‫درسته.

29
00:03:02,155 --> 00:03:04,846
‫قدرت من یه نقصی داره.

30
00:03:05,399 --> 00:03:07,498
‫باید بیماری رو به خودم منتقل کنم،

31
00:03:07,499 --> 00:03:10,148
‫و بعد خودم رو شفا بدم.

32
00:03:10,149 --> 00:03:12,002
‫این تنها روشیه که بلدم.

33
00:03:12,899 --> 00:03:19,596
‫ولی برای جبران لطف معبد که بعد از
‫یتیم شدنم بهم پناه داد،

34
00:03:19,998 --> 00:03:21,104
‫تا وقتی بتونم کسی رو درمان کنم،

35
00:03:21,105 --> 00:03:23,702
‫حاضرم تحملش کنم.

36
00:03:24,902 --> 00:03:29,502
‫علاوه بر این، یه قدرتی هم دارم
‫که پنهونش کردم و کاملاً بی‌فایده‌ست.

37
00:03:29,502 --> 00:03:31,005
‫لوا،

38
00:03:31,006 --> 00:03:32,005
‫امروز...

39
00:03:32,005 --> 00:03:34,289
‫آریان تربیاس امروز خیلی خسته شدی.

40
00:03:34,605 --> 00:03:36,049
‫آریان.

41
00:03:36,502 --> 00:03:40,055
‫دارن چرت میگن، به دل نگیر.

42
00:03:40,477 --> 00:03:43,651
‫می‌دونم همیشه برای انجام وظایف قدیسه
‫از جون مایه گذاشتی.

43
00:03:43,652 --> 00:03:46,065
‫تو هیچ کار اشتباهی نکردی.

44
00:03:46,502 --> 00:03:49,106
‫من همیشه پشتتم.

45
00:03:50,199 --> 00:03:51,448
‫آریان...

46
00:03:51,449 --> 00:03:53,405
‫ممنونم ازت.

47
00:03:53,801 --> 00:03:55,654
‫اگه نبودی، شاید تا الان...

48
00:03:55,655 --> 00:03:58,308
‫دوست‌ها واسه همین وقت‌هان دیگه!

49
00:03:58,802 --> 00:04:00,796
‫راستی لوا،

50
00:04:00,797 --> 00:04:02,003
‫اونجا رو ببین.

51
00:04:02,399 --> 00:04:04,505
‫اون آقای گرت نیست؟

52
00:04:05,855 --> 00:04:07,805
‫خود... واقعاً خودشه.

53
00:04:08,454 --> 00:04:09,604
‫اون مرد...

54
00:04:09,605 --> 00:04:10,055
‫هست

55
00:04:10,055 --> 00:04:11,604
‫گرت ونس گرت ونس.

56
00:04:11,605 --> 00:04:13,858
‫گرت ونس
‫اون که تو سن کم شد فرمانده شوالیه‌ها،

57
00:04:13,858 --> 00:04:15,952
‫گرت ونس قهرمان دل همه مردمه.

58
00:04:16,654 --> 00:04:19,352
‫اولین باری که آقای گرت رو دیدم،

59
00:04:19,353 --> 00:04:22,456
‫تازه کارم رو توی معبد شروع کرده بودم.

60
00:04:25,606 --> 00:04:26,803
‫- به زخمی‌های اینجا برسید.
‫- اینجا هنوز جا هست.

61
00:04:26,804 --> 00:04:27,707
‫- خواهش می‌کنم.
‫- چشم.

62
00:04:30,056 --> 00:04:31,756
‫نامزد قدیسه.

63
00:04:31,757 --> 00:04:32,828
‫بله؟

64
00:04:33,303 --> 00:04:34,906
‫میشه لطفاً منو درمان کنید؟

65
00:04:35,702 --> 00:04:37,068
‫حتماً.

66
00:04:42,903 --> 00:04:44,703
‫مـ... معذرت می‌خوام.

67
00:04:44,706 --> 00:04:47,110
‫لطفاً بذارید یه بار دیگه امتحان کنم.

68
00:04:47,803 --> 00:04:49,599
‫نمی‌تونم درست انجامش بدم.

69
00:04:49,600 --> 00:04:54,203
‫واقعاً به درد نامزد قدیسه بودن می‌خورم؟

70
00:04:55,850 --> 00:04:57,753
‫هیچ‌کس از اول بی‌نقص نبوده.

71
00:04:57,753 --> 00:04:58,994
‫چی؟

72
00:04:59,452 --> 00:05:02,002
‫قراره قدیسه بعدی باشی، مگه نه؟

73
00:05:02,003 --> 00:05:04,003
‫روحیه‌ت رو حفظ کن و کم نیار.

74
00:05:09,203 --> 00:05:10,550
‫از اون موقع به بعد،

75
00:05:10,551 --> 00:05:13,407
‫حرف‌هاش شد تکیه‌گاه من.

76
00:05:14,053 --> 00:05:17,300
‫به عنوان فرمانده شوالیه‌ها، همیشه
‫خستگی‌ناپذیر می‌جنگه.

77
00:05:17,756 --> 00:05:19,910
‫منم باید نهایت تلاشم رو بکنم.

78
00:05:20,798 --> 00:05:22,757
‫بازم داری نگاش می‌کنی!

79
00:05:22,757 --> 00:05:23,897
‫وای، لوا.

80
00:05:23,898 --> 00:05:25,514
‫نـ... نه، این‌طور نیست.

81
00:05:27,398 --> 00:05:31,607
‫ولی به نظرم تو و آقای گرت
‫خیلی به هم میاین.

82
00:05:31,607 --> 00:05:32,801
‫چی؟!

83
00:05:33,501 --> 00:05:35,754
‫مـ... من اصلاً لایقش نیستم.

84
00:05:35,754 --> 00:05:39,329
‫هیچ قانونی نگفته که
‫نامزد قدیسه حق نداره عاشق بشه.

85
00:05:39,655 --> 00:05:42,632
‫منم همیشه هواتو دارم.

86
00:05:43,201 --> 00:05:44,904
‫چون دلم می‌خواد صمیمی‌ترین دوستم...

87
00:05:44,904 --> 00:05:47,307
‫خوشبخت بشه.

88
00:05:48,201 --> 00:05:50,117
‫آریان...

89
00:05:50,859 --> 00:05:54,607
‫منم خیلی دوستت دارم.

90
00:05:55,204 --> 00:05:57,357
‫اگه از کسی خوشت اومد،

91
00:05:57,357 --> 00:05:59,319
‫حتماً به منم بگوها.

92
00:05:59,602 --> 00:06:01,222
‫معلومه!

93
00:06:01,223 --> 00:06:03,014
‫قول دادی‌ها.

94
00:06:06,255 --> 00:06:07,655
‫چند روز بعد
‫بیاریدش تو! راه رو باز کنید!

95
00:06:07,656 --> 00:06:10,001
‫چند روز بعد لطفاً راه رو باز کنید!

96
00:06:10,002 --> 00:06:11,298
‫سریع بیاریدش تو!

97
00:06:11,299 --> 00:06:12,899
‫برو اتاق رو آماده کن!

98
00:06:13,755 --> 00:06:16,299
‫چرا بیرون این‌قدر سر و صداست؟

99
00:06:19,502 --> 00:06:21,202
‫آقای گرت!

100
00:06:22,853 --> 00:06:24,859
‫چطور این اتفاق افتاد...

101
00:06:25,253 --> 00:06:27,299
‫شنیدم یه هیولا بهش حمله کرده.

102
00:06:27,300 --> 00:06:28,256
‫چی؟!

103
00:06:28,649 --> 00:06:29,602
‫با این وضعیتی که داره،

104
00:06:29,603 --> 00:06:32,153
‫حتی اگه نامزدهای قدیسه هم درمانش کنن...

105
00:06:32,154 --> 00:06:34,220
‫با همچین زخم‌های عمیقی،

106
00:06:34,502 --> 00:06:37,103
‫بعید می‌دونم قهرمان‌مون دووم بیاره.

107
00:06:37,756 --> 00:06:39,499
‫غیرممکنه...

108
00:06:39,500 --> 00:06:41,506
‫آخه چطور ممکنه؟

109
00:06:45,102 --> 00:06:46,452
‫اگه هیچ‌کس نمی‌تونه نجاتش بده،

110
00:06:46,453 --> 00:06:47,806
‫پس بذارید من...

111
00:06:52,200 --> 00:06:54,847
‫من آقای گرت رو درمان می‌کنم!

112
00:06:56,253 --> 00:06:58,303
‫توی سخت‌ترین لحظات،

113
00:06:58,303 --> 00:07:00,603
‫همین که به یادش می‌افتادم، طاقت می‌آوردم.

114
00:07:03,046 --> 00:07:05,509
‫حتی اگه به قیمت جونم تموم بشه،

115
00:07:06,959 --> 00:07:08,962
‫می‌خوام نجاتش بدم.

322
00:07:10,962 --> 00:07:16,962
ترجمه و بومی‌سازی: ساب‌یار

323
00:07:10,962 --> 00:07:16,962
subyar.com

116
00:07:21,953 --> 00:07:23,300
‫حالا دیگه...

117
00:07:23,697 --> 00:07:25,806
‫باید حالش خوب شده باشه.

118
00:07:28,853 --> 00:07:30,496
‫خیلی...

119
00:07:30,497 --> 00:07:31,663
‫درد دارم...

120
00:07:33,406 --> 00:07:35,956
‫سرعت ترمیم بدنم خیلی کُنده.

121
00:07:39,157 --> 00:07:40,605
‫عجیبه...

122
00:07:40,606 --> 00:07:42,200
‫نکنه این...

123
00:07:42,201 --> 00:07:45,304
‫خاطراتمه که داره از جلوی چشمام رد میشه؟

124
00:07:46,106 --> 00:07:49,603
‫قراره همین‌طوری بمیرم؟

125
00:07:56,403 --> 00:07:57,702
‫چه خبر شده؟

126
00:07:57,703 --> 00:08:01,306
‫هنوز زنده‌ام؟

127
00:08:03,197 --> 00:08:05,909
‫به‌به، بالاخره به هوش اومدی.

128
00:08:06,352 --> 00:08:08,056
‫میشه...

129
00:08:08,056 --> 00:08:09,952
‫وظایفت به عنوان نامزد قدیسه رو
‫ول کردی،

130
00:08:09,953 --> 00:08:11,006
‫و رفتی بیرون به ولگردی!

131
00:08:11,659 --> 00:08:12,600
‫چی؟!

132
00:08:12,601 --> 00:08:13,906
‫بدتر از اون،

133
00:08:13,907 --> 00:08:17,549
‫انقدر بدجور لت‌وپار شدی که
‫یه ماه تمام بی‌هوش بودی.

134
00:08:17,550 --> 00:08:19,049
‫- حتی یه نفرم به دیدنت نیومد.
‫- داره...

135
00:08:19,050 --> 00:08:20,503
‫- مگه معلوم نیست چرا؟
‫- از چی حرف می‌زنه؟

136
00:08:21,502 --> 00:08:24,049
‫آدم مزخرفی مثل تو...

137
00:08:24,500 --> 00:08:26,209
‫اصلاً نباید چشم باز می‌کرد!

138
00:08:29,203 --> 00:08:31,972
‫اصلاً از چی داره حرف می‌زنه؟

139
00:08:32,803 --> 00:08:34,644
‫از اون مهم‌تر...

140
00:08:34,997 --> 00:08:37,706
‫می‌تونم بپرسم حال آقای گرت...

141
00:08:38,555 --> 00:08:41,005
‫زخم‌های آقای گرت رو...

142
00:08:41,006 --> 00:08:44,244
‫بانو آریان با به خطر انداختن جونش
‫درمان کرده.

143
00:08:45,055 --> 00:08:46,206
‫چی؟!

144
00:08:46,599 --> 00:08:48,302
‫برخلاف تو،

145
00:08:48,303 --> 00:08:51,159
‫بانو آریان یه قدیسه واقعیه.

146
00:08:52,149 --> 00:08:54,701
‫دقیقاً چه اتفاقی افتاده؟

147
00:08:55,506 --> 00:08:58,253
‫بذار اینم بهت بگم،

148
00:08:58,556 --> 00:09:01,200
‫چند روز پیش، اون زوج بی‌نظیر...

149
00:09:02,153 --> 00:09:04,400
‫رسماً با هم نامزد کردن.

150
00:09:04,756 --> 00:09:06,303
‫چی؟!

151
00:09:09,500 --> 00:09:12,856
‫چرا آریان و آقای گرت
‫با هم نامزد کردن؟!

152
00:09:12,856 --> 00:09:15,202
‫واقعاً چه اتفاقی افتاده؟

153
00:09:15,203 --> 00:09:18,496
‫بانو آریان و آقای گرت
‫خیلی به همدیگه میان.

154
00:09:18,497 --> 00:09:20,353
‫این اواخر شر خیلی از هیولاها رو...

155
00:09:20,354 --> 00:09:22,853
‫آقای گرت دفع کرده.

156
00:09:22,853 --> 00:09:25,052
‫درمان چنین قهرمانی با به خطر انداختن جون،

157
00:09:25,053 --> 00:09:29,165
‫نشون میده بانو آریان یه قدیسه واقعیه.

158
00:09:30,006 --> 00:09:33,999
‫همه دارن میگن
‫آریان آقای گرت رو نجات داده.

159
00:09:34,000 --> 00:09:37,053
‫در مقایسه با بانو آریان، لوا رستوآت...

160
00:09:37,053 --> 00:09:40,999
‫دزدکی از معبد جیم شده تا
‫با مردا لاس بزنه، نه؟

161
00:09:41,000 --> 00:09:42,350
‫شنیدم حتی وظایف اونم...

162
00:09:42,351 --> 00:09:45,110
‫بانو آریان به جاش انجام داده.

163
00:09:45,500 --> 00:09:49,445
‫لوا با اون قیافه معصومش،
‫نگو چقدر پررو و چشم‌سفید بوده!

164
00:09:49,757 --> 00:09:52,308
‫مایه ننگ معبده واقعاً.

165
00:09:53,004 --> 00:09:54,697
‫این شایعه‌ها همه‌شون واقعیت دارن.

166
00:09:54,698 --> 00:09:55,954
‫چون...

167
00:09:55,955 --> 00:09:58,433
‫خودم از بانو آریان شنیدم!

168
00:10:00,154 --> 00:10:04,454
‫آریان داره این شایعه‌ها رو پخش می‌کنه؟

169
00:10:08,603 --> 00:10:09,779
‫آریان!

170
00:10:13,401 --> 00:10:14,651
‫اووه.

171
00:10:15,051 --> 00:10:16,317
‫لوا.

172
00:10:17,104 --> 00:10:19,100
‫ببینم...

173
00:10:19,101 --> 00:10:22,850
‫بین ما سوءتفاهمی پیش اومده؟

174
00:10:22,851 --> 00:10:24,908
‫تو صمیمی‌ترین دوست منی...

175
00:10:26,254 --> 00:10:28,657
‫وای نه، نیا جلو! بهم نزدیک نشو!

176
00:10:28,657 --> 00:10:31,307
‫آقای گرت، کمکم کنید!

177
00:10:32,057 --> 00:10:33,869
‫تو...

178
00:10:33,870 --> 00:10:35,054
‫می‌خوای با آری چیکار کنی؟!

179
00:10:38,157 --> 00:10:41,298
‫آقای گرت...؟

180
00:10:41,704 --> 00:10:43,997
‫آری همه‌چیزو بهم گفته.

181
00:10:43,998 --> 00:10:45,657
‫تظاهر می‌کنی دوستشی،

182
00:10:45,657 --> 00:10:48,904
‫ولی فقط داشتی ازش سواستفاده می‌کردی و بهش
‫زور می‌گفتی.

183
00:10:49,204 --> 00:10:51,607
‫حالم ازت به هم می‌خوره.

184
00:10:52,456 --> 00:10:54,000
‫نه...

185
00:10:54,001 --> 00:10:55,904
‫مـ... من بودم که...

186
00:10:55,905 --> 00:10:57,355
‫جونمو به خطر انداختم تا نجاتت بدم.

187
00:10:59,507 --> 00:11:00,910
‫چی؟

188
00:11:01,557 --> 00:11:02,807
‫فایده‌ای نداره.

189
00:11:03,201 --> 00:11:06,404
‫هر چقدرم توضیح بدم، حرفمو باور نمی‌کنن.

190
00:11:07,304 --> 00:11:09,270
‫دیگه هیچ‌کس...

191
00:11:09,757 --> 00:11:11,407
‫دیگه به حرفام گوش نمیده.

192
00:11:12,497 --> 00:11:14,113
‫بریم، آری.

193
00:11:16,154 --> 00:11:19,473
‫لوای رقت‌انگیز.

194
00:11:19,758 --> 00:11:20,956
‫خیلی وقت بود...

195
00:11:20,957 --> 00:11:24,553
‫دلم می‌خواست تو این وضعیت ببینمت.

196
00:11:24,554 --> 00:11:28,388
‫به عنوان یه اسباب‌بازی واسه وقت‌گذرونی،
‫کارت خوب بود.

197
00:11:28,701 --> 00:11:31,750
‫ولی منو می‌بخشی، مگه نه؟

198
00:11:31,751 --> 00:11:34,311
‫آخه هرچی باشه،

199
00:11:34,700 --> 00:11:36,707
‫ما صمیمی‌ترین دوستای همدیگه‌ایم.

200
00:11:40,351 --> 00:11:41,207
‫حالت خوبه؟

201
00:11:41,207 --> 00:11:43,004
‫خوبم، آقای گَرِت.

202
00:11:51,004 --> 00:11:57,107
‫پس تو این رفاقت، من احمق بودم.

203
00:12:05,557 --> 00:12:07,303
‫هی، جلو راهو گرفتی.

204
00:12:07,304 --> 00:12:09,100
‫این وسط ماتت برده،

205
00:12:09,101 --> 00:12:11,304
‫مثلاً تو نامزد قدیسه‌ای؟

206
00:12:11,304 --> 00:12:13,510
‫مگه ممکنه؟

207
00:12:15,857 --> 00:12:16,857
‫هی.

208
00:12:16,858 --> 00:12:19,507
‫لالی مگه؟

209
00:12:19,907 --> 00:12:21,404
‫بهم دست نزن.

210
00:12:21,405 --> 00:12:22,898
‫هان؟

211
00:12:23,601 --> 00:12:24,713
‫چی...

212
00:12:27,460 --> 00:12:29,007
‫درد داره!

213
00:12:29,008 --> 00:12:31,903
‫- چـ... چه خبر شده؟
‫- خیلی درد داره!

214
00:12:31,904 --> 00:12:33,610
‫هی، بیا درریم.

215
00:12:36,401 --> 00:12:39,057
‫این قدرت که نقطه مقابل شفابخشیه،

216
00:12:39,451 --> 00:12:41,557
‫همیشه ته‌ته قلبم مخفیش کرده بودم.

217
00:12:41,954 --> 00:12:43,457
‫پس...

218
00:12:44,603 --> 00:12:47,504
‫مگه این خیلی به دردبخورتر از شفا دادن
‫نیست؟

219
00:12:48,654 --> 00:12:50,466
‫من دیگه...

220
00:12:51,454 --> 00:12:53,482
‫دیگه هیچ‌کسو درمان نمی‌کنم.

