1
00:00:04,071 --> 00:00:06,739
‫[با کینه‌ای از ته دل، قدیسه درهم‌شکسته‌ات]

2
00:00:06,740 --> 00:00:09,309
‫میون تیکه‌پاره‌های خاطرات فروپاشیده،

3
00:00:09,476 --> 00:00:11,979
‫تو رو می‌بینم—هم‌سرنوشت من.

4
00:00:12,713 --> 00:00:16,216
‫حتی اگه روزهای تیکه‌تکه‌کننده‌ی قلبم، منو
‫ببلعن،

5
00:00:16,650 --> 00:00:18,385
‫نمی‌تونم رو به جلو حرکت کنم.

6
00:00:18,585 --> 00:00:22,322
‫توی این دنیای شکسته،
‫چیزهای نابخشودنی محو می‌شن...

7
00:00:22,756 --> 00:00:24,925
‫این عشق سراسر پر از زخمه.

8
00:00:25,058 --> 00:00:27,928
‫حتی اگه اشتباه قضاوتم کنن یا نابود بشم—
‫برام مهم نیست.

9
00:00:28,095 --> 00:00:30,797
‫نمی‌خوام لمسش کنم... نمی‌تونم جلوی خودمو
‫بگیرم...

10
00:00:31,131 --> 00:00:34,133
‫با ملایمت دوستم خواهی داشت؟

11
00:00:34,134 --> 00:00:36,703
‫حتی همین منِ واقعی و بی‌پیرایه رو؟

12
00:00:37,171 --> 00:00:40,040
‫واقعاً این خودِ واقعی منه؟

13
00:00:40,174 --> 00:00:43,043
‫عاشق شو، عاشق شو، عاشق شو...

14
00:00:43,210 --> 00:00:46,312
‫این احساسات لبریز و سرکش

15
00:00:46,313 --> 00:00:48,715
‫توی قلبم فوران می‌کنن.

16
00:00:49,316 --> 00:00:52,351
‫این دست‌ها می‌تونن نغمه‌ی عشق سر بدن.

17
00:00:52,352 --> 00:00:55,055
‫برای تو، برای تو، برای تو...

18
00:01:01,328 --> 00:01:04,498
‫حتی اگه بسوزونه— اگه بهم عشق بده...

19
00:01:04,631 --> 00:01:07,034
‫دیگه گریه، گریه، گریه نمی‌کنم

20
00:01:07,601 --> 00:01:10,437
‫با تمام وجود—برای تو—لبخند می‌زنم.

21
00:01:10,671 --> 00:01:13,307
‫برای تو، برای تو، برای تو...

22
00:01:13,607 --> 00:01:16,543
‫با ملایمت دوستم خواهی داشت؟

23
00:01:16,710 --> 00:01:19,313
‫این حس دوست‌داشتنیِ عشق...

24
00:01:19,546 --> 00:01:22,516
‫هر چی داری رو پس بده.

25
00:01:22,749 --> 00:01:25,552
‫بهم بده، بهم بده، بهم بده

26
00:01:30,924 --> 00:01:31,992
‫کاهن اعظم!

27
00:01:32,392 --> 00:01:32,525
‫فریکس رونهارتز.

28
00:01:32,526 --> 00:01:33,960
‫فریکس رونهارتز. [فریکس رونهارتز]

29
00:01:33,961 --> 00:01:34,660
‫[فریکس رونهارتز]

30
00:01:34,661 --> 00:01:36,463
‫از خاندانی که به معبد خدمت می‌کنه،

31
00:01:36,930 --> 00:01:38,899
‫سرپرست نامزدهای قدیسگیه.

32
00:01:40,167 --> 00:01:41,401
‫با اخلاقی ملایم و مهربان...

33
00:01:41,635 --> 00:01:43,203
‫مورد احترام همه‌ست، اما...

34
00:01:44,605 --> 00:01:45,204
‫خوشحالم که حالت بهتر شده.

35
00:01:45,205 --> 00:01:47,206
‫خوشحالم که حالت بهتر شده.
‫[قسمت ۳: «فرد مشکوک»]

36
00:01:47,207 --> 00:01:47,673
‫[قسمت ۳: «فرد مشکوک»]

37
00:01:47,674 --> 00:01:49,675
‫ولی سرخود و بی‌اجازه بیرون رفتنت...

38
00:01:49,676 --> 00:01:50,911
‫—اصلاً کار درستی نیست.

39
00:01:51,512 --> 00:01:53,680
‫باید حسابی روی کارت فکر کنی.

40
00:01:54,248 --> 00:01:54,781
‫بله.

41
00:01:56,116 --> 00:01:58,819
‫اون داستان ساختگی
‫وحشتناکی که آریان سر هم کرد...

42
00:01:59,653 --> 00:02:01,421
‫دیگه زحمت انکار
‫کردنش رو به خودم نمی‌دم.

43
00:02:02,789 --> 00:02:03,390
‫اما...

44
00:02:03,991 --> 00:02:05,358
‫واقعاً این آدم، پشت پرده‌ی...

45
00:02:05,359 --> 00:02:07,127
‫حملات هیولاهای جادوییه...؟

46
00:02:08,529 --> 00:02:09,162
‫خب،

47
00:02:09,496 --> 00:02:11,230
‫همین که دوره‌ی نقاهتت تموم شد...

48
00:02:11,231 --> 00:02:13,066
‫فوراً برگرد سر کارت.

49
00:02:14,902 --> 00:02:17,404
‫فوراً برگردم سر کار... چشم!

50
00:02:19,840 --> 00:02:20,974
‫تا همین الانم...

51
00:02:21,441 --> 00:02:23,410
‫مجبورم می‌کردن بی‌وقفه کار کنم.

52
00:02:24,611 --> 00:02:26,513
‫برعکس بقیه‌ی نامزدهای قدیسگی،

53
00:02:26,647 --> 00:02:28,215
‫حتی یه روزم مرخصی نداشتم...

54
00:02:29,516 --> 00:02:31,218
‫حالا که فکرشو می‌کنم، کاهن اعظم

55
00:02:31,518 --> 00:02:33,787
‫طوری رفتار می‌کرد انگار کاملاً عادیه.

56
00:02:35,322 --> 00:02:36,256
‫لوآ...

57
00:02:36,757 --> 00:02:40,661
‫چون از بقیه‌ی نامزدها ضعیف‌تری،

58
00:02:40,928 --> 00:02:43,130
‫باید بیشتر تلاش کنی، خب؟

59
00:02:43,764 --> 00:02:45,566
‫این به خاطر صلاح خودته.

60
00:02:48,602 --> 00:02:49,570
‫به خاطر صلاح خودم...

61
00:02:50,504 --> 00:02:51,205
‫واقعاً؟

62
00:02:52,439 --> 00:02:53,473
‫هر چی که باشه،

63
00:02:54,074 --> 00:02:56,176
‫باید دقیق‌تر تحقیق کنم.

64
00:03:03,283 --> 00:03:04,618
‫کتابخونه‌ی کاخ سلطنتی...

65
00:03:05,118 --> 00:03:06,453
‫همون‌طور که انتظار می‌رفت، عجب آرشیو
‫عظیمی...

66
00:03:07,588 --> 00:03:10,357
‫شاید رد و نشونی از خاندان یوآن
‫اینجا پیدا بشه...

67
00:03:12,159 --> 00:03:12,693
‫اول از همه،

68
00:03:13,093 --> 00:03:15,195
‫ویژگی‌های مردم قلمرو غرب...

69
00:03:15,929 --> 00:03:17,898
‫چشم‌های طلایی و پوست قهوه‌ای تیره...

70
00:03:18,799 --> 00:03:20,400
‫به‌خصوص خاندان یوآن...

71
00:03:21,068 --> 00:03:21,935
‫پیداش کردم.

72
00:03:23,470 --> 00:03:26,640
‫اون‌ها قبیله‌ای کوچیک
‫در اعماق جنگل هستن که

73
00:03:27,241 --> 00:03:29,443
‫می‌گن قدرت رام کردن
‫هیولاهای جادویی رو دارن.

74
00:03:30,878 --> 00:03:32,145
‫یه ویژگی دیگه‌شون اینه که...

75
00:03:32,746 --> 00:03:34,114
‫زبان خاص خودشونو دارن و...

76
00:03:34,781 --> 00:03:37,317
‫روی گردنشون خال‌کوبی پولک‌مانند دارن.

77
00:03:39,786 --> 00:03:40,754
‫خال‌کوبی...

78
00:03:41,588 --> 00:03:43,090
‫زبان خودشون...

79
00:03:44,024 --> 00:03:46,660
‫در مورد اون یکی، همون‌طور که حدس می‌زدم،
‫چیزی ننوشتن.

80
00:03:48,362 --> 00:03:49,263
‫هی، لوآ.

81
00:03:50,464 --> 00:03:52,299
‫سلام. از دیروز ندیده بودمت، نه؟

82
00:03:53,667 --> 00:03:55,201
‫چـ... چرا یهو...

83
00:03:55,202 --> 00:03:57,337
‫این‌قدر بهم نزدیک شدیم...؟

84
00:03:58,772 --> 00:04:00,240
‫درود و احترام،

85
00:04:00,607 --> 00:04:01,575
‫شاهزاده سوئن!

86
00:04:02,509 --> 00:04:03,510
‫راحت باش.

87
00:04:03,610 --> 00:04:04,344
‫بشین.

88
00:04:05,012 --> 00:04:08,148
‫تو فکر بودی، حدس زدم بیای اینجا.

89
00:04:09,449 --> 00:04:11,652
‫چیزی از کاهن اعظم دستگیرت شد؟

90
00:04:12,753 --> 00:04:13,287
‫نه!

91
00:04:13,620 --> 00:04:14,721
‫هنوز هیچی دستگیرم نشده.

92
00:04:15,255 --> 00:04:15,722
‫که این‌طور.

93
00:04:16,390 --> 00:04:19,893
‫ولی ظاهراً داشتی درباره‌ی
‫خاندان یوآن تحقیق می‌کردی.

94
00:04:21,094 --> 00:04:21,662
‫شیجی.

95
00:04:23,230 --> 00:04:23,329
‫از اولین دیدارتون بسیار مفتخرم،

96
00:04:23,330 --> 00:04:25,031
‫از اولین دیدارتون بسیار مفتخرم، [شیجی
‫روبین]

97
00:04:25,032 --> 00:04:25,164
‫[شیجی روبین]

98
00:04:25,165 --> 00:04:26,200
‫بانوی نامزد قدیسگی.

99
00:04:28,168 --> 00:04:28,602
‫هان؟

100
00:04:29,536 --> 00:04:31,772
‫چشم‌های طلایی و پوست قهوه‌ای تیره...

101
00:04:32,873 --> 00:04:34,274
‫ایشان شیجی روبین هستن.

102
00:04:34,775 --> 00:04:36,877
‫دستیار فوق‌العاده و قابل اعتمادی‌ان.

103
00:04:38,078 --> 00:04:39,646
‫اهل خاندان یوآن نیست—ولی...

104
00:04:39,847 --> 00:04:42,182
‫اهل منطقه‌ی عوام‌نشین غربه و

105
00:04:42,716 --> 00:04:45,385
‫ظاهراً فرصت یادگیری زبانشون رو داشته.

106
00:04:46,119 --> 00:04:48,154
‫اگه به خاطر کمبود
‫اطلاعات به مشکل خوردی،

107
00:04:48,155 --> 00:04:49,323
‫از خودش بپرس.

108
00:04:51,758 --> 00:04:53,193
‫بـ... بله.

109
00:04:53,827 --> 00:04:55,195
‫مشتاقانه منتظر راهنمایی‌تون هستم.

110
00:04:56,196 --> 00:04:56,697
‫بله.

111
00:04:57,764 --> 00:05:00,000
‫اطاعت، هر چه والاحضرت امر بفرمایند.

112
00:05:02,169 --> 00:05:03,637
‫وفاداری شگفت‌انگیزیه...

113
00:05:04,404 --> 00:05:07,774
‫خدمت یه خارجی به خاندان سلطنتی...

114
00:05:08,108 --> 00:05:09,376
‫چقدر عجیبه.

115
00:05:10,277 --> 00:05:12,879
‫نشونه‌ی تفکر باز و روشنفکری شاهزاده سوئنه؟

116
00:05:12,880 --> 00:05:13,747
‫کی می‌دونه...

117
00:05:15,315 --> 00:05:18,652
‫من دیگه مرخص می‌شم، اما یه نکته‌ی آخر:

118
00:05:19,553 --> 00:05:22,189
‫اگه کاهن اعظم بخواد حرکتی بزنه،
‫احتمالاً...

119
00:05:22,322 --> 00:05:24,558
‫آخر شب و وقتی همه خواب
‫هفت پادشاهن رخ می‌ده.

120
00:05:27,594 --> 00:05:29,963
‫به روش خودت دنبال حقیقت باش.

121
00:05:30,531 --> 00:05:31,231
‫خب، فعلاً...

122
00:05:37,704 --> 00:05:38,572
‫خب، حالا...

123
00:05:39,540 --> 00:05:42,376
‫واقعاً اون... الهه‌ی منه؟

124
00:05:46,480 --> 00:05:48,748
‫[همان شب]

125
00:05:48,749 --> 00:05:50,851
‫طبق راهنمایی‌های شاهزاده سوئن،

126
00:05:51,351 --> 00:05:53,420
‫بی‌سر و صدا زدم بیرون... ولی...

127
00:05:55,389 --> 00:05:56,623
‫اگه همین الان اتفاقی...

128
00:05:56,857 --> 00:05:58,592
‫یکی منو ببینه...

129
00:05:59,159 --> 00:06:01,361
‫احتمالاً باز شایعه‌های کثیفی
‫پشت سرم راه می‌ندازن.

130
00:06:03,630 --> 00:06:05,265
‫هرچند دیگه برام مهم نیست...

131
00:06:13,574 --> 00:06:14,374
‫اون صدا چی بود الان...

359
00:06:16,374 --> 00:06:22,374
ترجمه و بومی‌سازی: ساب‌یار

360
00:06:16,374 --> 00:06:22,374
subyar.com

132
00:06:25,586 --> 00:06:26,253
‫اینجا که...

133
00:06:27,754 --> 00:06:28,856
‫برج نیایشه...

134
00:06:30,123 --> 00:06:31,358
‫قرار بود تخریبش کنن،

135
00:06:31,758 --> 00:06:33,760
‫پس نباید در حال استفاده باشه.

136
00:06:36,063 --> 00:06:36,864
‫اون شخص...

137
00:06:38,332 --> 00:06:39,833
‫دستیار کاهن اعظمه...!

138
00:06:41,235 --> 00:06:43,337
‫[دیر کردی! کدوم گوری بودی؟]

139
00:06:43,904 --> 00:06:47,975
‫[شرمنده‌ام—اینجا خیلی بزرگه،
‫یکم راهم رو گم کردم.]

140
00:06:49,009 --> 00:06:49,610
‫اون...

141
00:06:50,644 --> 00:06:51,979
‫اون خال‌کوبی روی گردنش...!

142
00:06:53,247 --> 00:06:54,615
‫و اون زبان...

143
00:06:56,116 --> 00:06:59,119
‫خوب شد اون زبونو
‫از جناب شیجی یاد گرفتم.

144
00:07:00,153 --> 00:07:01,688
‫تا حدی سر درمیارم چی می‌گن.

145
00:07:02,990 --> 00:07:04,458
‫کاهن اعظم منتظره.

146
00:07:05,158 --> 00:07:05,993
‫سریع برو تو...

147
00:07:10,097 --> 00:07:12,099
‫کاهن اعظم...

148
00:07:15,435 --> 00:07:17,337
‫واقعاً داره باهاشون بده‌بستون می‌کنه...؟

149
00:07:19,606 --> 00:07:21,308
‫باید با چشم‌های خودم ببینم.

150
00:07:24,178 --> 00:07:25,678
‫اگه بتونم نگهبانا رو بپیچونم...

151
00:07:25,679 --> 00:07:27,014
‫می‌تونم جیم بشم تو.

152
00:07:29,316 --> 00:07:30,617
‫قدرت من...

153
00:07:30,984 --> 00:07:32,920
‫فقط با لمس پوست لخت کار می‌کنه.

154
00:07:33,587 --> 00:07:34,555
‫پس این‌طوری...

155
00:07:36,256 --> 00:07:37,024
‫بسیار خب.

156
00:07:38,025 --> 00:07:39,226
‫چاره‌ای جز این کار ندارم.

157
00:07:43,964 --> 00:07:44,965
‫ببخشید آقا.

158
00:07:46,533 --> 00:07:48,602
‫ایـ... اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫اونم این وقت شب!؟

159
00:07:50,437 --> 00:07:53,674
‫من خدمتکار تازه‌وارد معبدم...

160
00:07:53,874 --> 00:07:55,576
‫گم شدم و سر از اینجا درآوردم...

161
00:07:56,176 --> 00:07:58,278
‫می‌شه بگید خوابگاه خدمتکارا کدوم سمته؟

162
00:08:03,050 --> 00:08:04,284
‫تازه‌واردی، هان...

163
00:08:04,518 --> 00:08:06,386
‫اگه می‌خوای برگردی خوابگاه—از اون طرفه.

164
00:08:07,321 --> 00:08:08,555
‫نجاتم دادید.

165
00:08:08,755 --> 00:08:10,023
‫خیلی ممنونم.

166
00:08:12,993 --> 00:08:13,560
‫چـ... چی شد... !؟

167
00:08:14,161 --> 00:08:15,529
‫سرم داره منفجر می‌شه...

168
00:08:21,134 --> 00:08:22,935
‫ببخشید... سردردش ان‌قدر شدیده

169
00:08:22,936 --> 00:08:24,738
‫که از هوش می‌برتت.

170
00:08:25,873 --> 00:08:28,108
‫خودمم قبلاً تجربه‌اش کردم.

171
00:08:35,415 --> 00:08:36,783
‫این بارم همه چی عالی پیش رفت!

172
00:08:37,017 --> 00:08:39,620
‫این دفعه هم طبق نقشه،
‫کارتو عالی انجام دادی...

173
00:08:40,220 --> 00:08:43,557
‫هیولاهای جادویی رو‌تر و تمیز
‫به جون روستای میلنی انداختی.

174
00:08:44,258 --> 00:08:45,225
‫معلومه.

175
00:08:45,459 --> 00:08:47,159
‫کنترل هیولاهای جادویی؟

176
00:08:47,160 --> 00:08:48,962
‫واسه ما مثل آب خوردنه.

177
00:08:49,563 --> 00:08:52,099
‫فقط حواست باشه سهم و پاداش ما رو
‫درست و حسابی بدی.

178
00:08:53,166 --> 00:08:54,201
‫خیالت راحت.

179
00:08:55,102 --> 00:08:57,204
‫«هیولاهای جادویی رو به جون روستا
‫انداختن»...؟

180
00:08:58,539 --> 00:09:00,974
‫پس واقعاً زیر سر خود کاهن اعظمه.

181
00:09:02,509 --> 00:09:04,578
‫انگار یه نفر دیگه هم اون پشته...

182
00:09:05,445 --> 00:09:07,147
‫هی، جناب کاهن اعظم...

183
00:09:08,815 --> 00:09:10,717
‫این صدا...
‫من هنوزم باید فقط یه نامزد باشم؟

184
00:09:11,084 --> 00:09:12,219
‫آریان!

185
00:09:12,886 --> 00:09:15,355
‫دیگه لفتش نده،
‫مقام قدیسه رو بده به من.

186
00:09:16,557 --> 00:09:19,960
‫نقشه تازه شروع شده، آریان.

187
00:09:20,194 --> 00:09:21,995
‫همین الانشم جوش دادم که

188
00:09:22,129 --> 00:09:24,765
‫با فرمانده شوالیه‌ها نامزد کنی، نه؟

189
00:09:25,766 --> 00:09:27,968
‫آریان با کاهن اعظم دست‌به‌یکی کرده...

190
00:09:28,335 --> 00:09:30,037
‫می‌خواد مقام قدیسه رو بالا بکشه...

191
00:09:30,971 --> 00:09:33,040
‫حتی نامزدیشم کار اون بوده...؟

192
00:09:34,942 --> 00:09:37,711
‫دستتون درد نکنه، اون نقشه عالی گرفت!

193
00:09:38,312 --> 00:09:40,546
‫همیشه فکر می‌کردم کسی که

194
00:09:40,547 --> 00:09:42,481
‫بیشتر از همه به قدیسه آریان می‌آد،

195
00:09:42,482 --> 00:09:44,384
‫قهرمان مردم، لرد گاروت بود.

196
00:09:45,285 --> 00:09:45,919
‫خب،

197
00:09:46,153 --> 00:09:48,221
‫محبوبیتش بین مردم...

198
00:09:48,222 --> 00:09:51,191
‫حسابی به کار نقشه‌مون می‌آد.

199
00:09:51,925 --> 00:09:53,693
‫اون وقت اون احمقی که
‫حد و حدودشو نمی‌دونست،

200
00:09:53,694 --> 00:09:55,362
‫یه بند عاشقش بود و ول نمی‌کرد.

201
00:09:55,462 --> 00:09:58,131
‫همه‌اش رو مخم بود.

202
00:09:59,733 --> 00:10:01,101
‫حد و حدودشو نمی‌دونست...

203
00:10:01,702 --> 00:10:02,769
‫منظورش منه...؟

204
00:10:03,937 --> 00:10:06,306
‫وقتی بهش گفتم هوای جفتتون رو دارم...

205
00:10:06,573 --> 00:10:08,809
‫برگشت گفت: «عاشقتم آریان...»

206
00:10:09,843 --> 00:10:11,144
‫چقدر چندش!

207
00:10:13,480 --> 00:10:15,548
‫یه قدیسه‌ی بی‌خاصیت و پررو که

208
00:10:15,549 --> 00:10:17,484
‫فقط یه قدرت مسخره و حقیر داره؟

209
00:10:18,085 --> 00:10:19,853
‫دیگه وقتشه پاشو از گلیمش درازتر نکنه!

210
00:10:21,722 --> 00:10:23,090
‫من واقعاً...

211
00:10:23,724 --> 00:10:25,492
‫بهت اعتماد کرده بودم... اون وقت تو...

212
00:10:26,426 --> 00:10:27,694
‫ای بابا.

213
00:10:27,961 --> 00:10:31,865
‫البته کارایی خود لوآ اون‌قدرام بد نیست.

214
00:10:32,399 --> 00:10:34,066
‫هر چی بگی مو به مو انجام می‌ده—

215
00:10:34,067 --> 00:10:36,003
‫یه جورایی «عروسک خیمه‌شب‌بازیِ» خوبیه، نه؟

216
00:10:37,104 --> 00:10:38,038
‫کارایی...

217
00:10:38,705 --> 00:10:40,207
‫من...

218
00:10:41,275 --> 00:10:42,176
‫عروسک خیمه‌شب‌بازی...؟

219
00:10:43,544 --> 00:10:45,077
‫نقشه که جلوتر بره،

220
00:10:45,078 --> 00:10:47,414
‫دیگه کاری به اون دختره نداریم، نه؟

221
00:10:47,814 --> 00:10:49,382
‫همین که آریان بشه قدیسه...

222
00:10:49,383 --> 00:10:50,616
‫بقیه‌ی نامزدها فقط

223
00:10:50,617 --> 00:10:52,920
‫پادو و ابزار دستن، همین.

224
00:10:54,087 --> 00:10:55,255
‫درسته.

225
00:10:55,689 --> 00:10:56,856
‫ول کردن هیولاهای جادویی

226
00:10:56,857 --> 00:10:58,425
‫تازه اولِ کاره...

227
00:10:59,259 --> 00:11:01,828
‫هدف اصلی ما...

228
00:11:02,829 --> 00:11:04,097
‫هدف واقعی؟

229
00:11:04,431 --> 00:11:05,532
‫آخه چی می‌تونه باشه...

230
00:11:07,801 --> 00:11:08,302
‫لعنتی...!

231
00:11:11,104 --> 00:11:13,373
‫هی، اون سمت صدا شنیدم.

232
00:11:13,707 --> 00:11:14,675
‫یکی اونجاست.

233
00:11:16,143 --> 00:11:17,845
‫نه... نه، باورم نمی‌شه...

234
00:11:20,147 --> 00:11:21,048
‫حالا باید چیکار کنم؟

235
00:11:21,782 --> 00:11:23,317
‫به هیچ وجه نباید مچم گرفته بشه...!

236
00:11:27,154 --> 00:11:28,155
‫این‌طوری که...

361
00:11:30,155 --> 00:11:36,155
ترجمه و بومی‌سازی: ساب‌یار

362
00:11:30,155 --> 00:11:36,155
subyar.com

237
00:11:49,977 --> 00:11:52,079
‫سرگردان در تاریکی، گم گشته بودم...

238
00:11:52,412 --> 00:11:54,480
‫گرفتار در بند کینه و رشک...

239
00:11:54,481 --> 00:11:56,816
‫آنچه در جهان آدمیان «عقل سلیم» خوانند،

240
00:11:56,817 --> 00:11:59,219
‫درماندگی‌اش بسی ژرف است.

241
00:11:59,620 --> 00:12:01,688
‫در میانه احساساتی درهم‌تنیده،

242
00:12:01,922 --> 00:12:04,124
‫نوای راستینم به اوج می‌رسد،

243
00:12:04,391 --> 00:12:06,660
‫گویی گواهی است بر بودنم.

244
00:12:09,463 --> 00:12:11,365
‫حتی امروز نیز،

245
00:12:11,532 --> 00:12:13,734
‫در میانه این سرگشتگی‌ها،

246
00:12:14,334 --> 00:12:16,270
‫همچنان من خودِ خویشتنم!

247
00:12:16,403 --> 00:12:20,073
‫می‌خواهم فریاد برآورم—آه—

248
00:12:22,442 --> 00:12:24,511
‫حتی اشک‌هایم نیز...

249
00:12:25,112 --> 00:12:28,348
‫یکسره خشکیده‌اند.

250
00:12:28,682 --> 00:12:30,617
‫همین حالا،...

251
00:12:30,751 --> 00:12:33,352
‫اگر جهانی آلوده در پیش روست،

252
00:12:33,353 --> 00:12:36,123
‫که توان زیر و رو کردنش را دارم،

253
00:12:36,590 --> 00:12:37,823
‫به پا خواهم خاست.

254
00:12:37,824 --> 00:12:39,759
‫در ژرفای اندیشه‌ام نگریستم،

255
00:12:39,760 --> 00:12:42,396
‫اگر در فراسو جهانی دیگر هست،

256
00:12:42,729 --> 00:12:44,630
‫آنگاه حتی بر ما، با باوری دگرگونه،

257
00:12:44,631 --> 00:12:47,000
‫روشنایی خواهد تابید.

258
00:12:51,138 --> 00:12:55,475
‫گران‌بهاترین دارایی‌هایم...

259
00:12:55,976 --> 00:12:57,311
‫درست همین‌جان...

