1
00:00:04,137 --> 00:00:06,639
‫[تقدیم با انتقام، با تمام وجود،
‫قدیسه شکسته‌ات]

2
00:00:06,640 --> 00:00:09,209
‫در میان خرده‌های خاطرات فروپاشیده،

3
00:00:09,409 --> 00:00:11,879
‫تو رو می‌بینم—ای سرنوشت من.

4
00:00:12,446 --> 00:00:16,116
‫حتی اگه بلعیده بشم در روزهایی
‫که قلبم رو تکه‌تکه کردن،

5
00:00:16,550 --> 00:00:18,318
‫نمی‌تونم رو به جلو قدم بردارم.

6
00:00:18,519 --> 00:00:22,256
‫توی این دنیای ویرون، چیزهایی نیست می‌شن
‫که نابخشودنی‌ان...

7
00:00:22,689 --> 00:00:24,825
‫این عشق پر از زخم و جراحته.

8
00:00:24,958 --> 00:00:27,860
‫حتی اگه درکم نکنن یا نابود بشم،
‫برام مهم نیست.

9
00:00:27,861 --> 00:00:30,797
‫نمی‌خوام لمسش کنم... جلوی خودمم نمی‌تونم
‫بگیرم...

10
00:00:31,031 --> 00:00:34,033
‫با ملایمت بهم عشق می‌ورزی؟

11
00:00:34,034 --> 00:00:36,603
‫حتی با خودِ واقعی و ساده‌ام؟

12
00:00:37,070 --> 00:00:39,940
‫آیا این واقعاً خودِ منم؟

13
00:00:40,107 --> 00:00:42,943
‫دل بباز، دل بباز، عاشق شو...

14
00:00:43,143 --> 00:00:46,212
‫این احساسات سرکش و لبریز

15
00:00:46,213 --> 00:00:48,615
‫به قلبم هجوم میارن.

16
00:00:49,216 --> 00:00:52,251
‫این دست می‌تونه ساز عشق رو بنوازه.

17
00:00:52,252 --> 00:00:54,955
‫برای تو، برای تو، فقط برای تو...

18
00:01:01,228 --> 00:01:04,431
‫حتی اگه بسوزونه—اگه بهم عشق بده...

19
00:01:04,531 --> 00:01:06,934
‫دیگه گریه نمی‌کنم، هرگز...

20
00:01:07,501 --> 00:01:10,337
‫با تمام وجودم، برات لبخند می‌زنم.

21
00:01:10,571 --> 00:01:13,207
‫برای تو، برای تو، فقط برای تو...

22
00:01:13,507 --> 00:01:16,476
‫با ملایمت بهم عشق می‌ورزی؟

23
00:01:16,610 --> 00:01:19,213
‫این حس قشنگِ دلدادگی...

24
00:01:19,446 --> 00:01:22,416
‫هر چی داری رو پس بده.

25
00:01:22,649 --> 00:01:25,485
‫بهم بده، بهم بده، بهم بده...

26
00:01:30,524 --> 00:01:31,725
‫هدف واقعی؟

27
00:01:32,092 --> 00:01:33,227
‫واقعاً چی می‌تونه باشه...

28
00:01:35,896 --> 00:01:36,930
‫یکی اونجاست!

29
00:01:38,332 --> 00:01:39,366
‫نه، غیرممکنه...

30
00:01:40,167 --> 00:01:41,268
‫با این وضعیت...

31
00:01:42,870 --> 00:01:43,704
‫از این طرف.

32
00:01:49,810 --> 00:01:50,544
‫موش‌ها!!

33
00:01:51,211 --> 00:01:51,979
‫چی؟

34
00:01:52,312 --> 00:01:53,046
‫موش...

35
00:01:53,647 --> 00:01:55,115
‫فقط نگو «چی»!

36
00:01:55,315 --> 00:01:58,318
‫از هر چیز زشت و کثیفی حالم به هم می‌خوره!

37
00:01:58,452 --> 00:02:00,320
‫زود باش یه کاری بکن!

38
00:02:02,923 --> 00:02:04,525
‫چیزهای زشت و کثیف...

39
00:02:05,726 --> 00:02:07,027
‫نکنه از نظر آریان،

40
00:02:07,528 --> 00:02:09,730
‫منم عین همون موش‌هام؟

41
00:02:13,467 --> 00:02:17,470
‫[قسمت چهارم: «ویسکونت زن‌باره»]

42
00:02:17,471 --> 00:02:18,172
‫اوم...

43
00:02:18,805 --> 00:02:20,941
‫خیلی ممنونم... که نجاتم دادین.

44
00:02:21,775 --> 00:02:22,509
‫جناب شیتزی!

45
00:02:23,343 --> 00:02:23,777
‫نه.

46
00:02:24,411 --> 00:02:25,746
‫به دستور والاحضرت،

47
00:02:25,913 --> 00:02:28,749
‫مراقب اوضاع اطراف
‫شما و اسقف اعظم بودم.

48
00:02:30,050 --> 00:02:31,084
‫شب بخیر، لوآ!

49
00:02:32,119 --> 00:02:34,021
‫امشب ماه قشنگیه، مگه نه؟

50
00:02:35,622 --> 00:02:36,823
‫شاهزاده سوئن...

51
00:02:38,258 --> 00:02:40,894
‫ابتکار عمل غیرمنتظره‌ت واقعاً
‫تحسین‌برانگیزه.

52
00:02:41,395 --> 00:02:43,096
‫فکرش رو نمی‌کردم واقعاً بری داخل...

53
00:02:44,631 --> 00:02:48,435
‫ولی مچ‌گیری سر قرار مخفیانه
‫به تنهایی کافی نیست.

54
00:02:48,902 --> 00:02:50,637
‫هنوزم می‌تونن با زبون‌بازی قسر در برن.

55
00:02:51,572 --> 00:02:52,472
‫درسته.

56
00:02:52,906 --> 00:02:56,476
‫باید مدرک محکمی از کارای خلافشون
‫دست‌وپا کنیم.

57
00:02:57,678 --> 00:02:59,012
‫برای همین...

58
00:03:00,614 --> 00:03:01,982
‫بازم صدات می‌زنم.

59
00:03:03,417 --> 00:03:05,986
‫با من همراه می‌شی تا جنایاتشون رو برملا
‫کنیم...

60
00:03:06,553 --> 00:03:07,888
‫و انتقام بگیریم؟

61
00:03:16,864 --> 00:03:18,232
‫باهاتون دست همکاری می‌دم.

62
00:03:19,299 --> 00:03:20,000
‫من...

63
00:03:20,868 --> 00:03:24,004
‫هرگز اون آدما رو نمی‌بخشم.

354
00:03:26,004 --> 00:03:32,004
ترجمه و بومی‌سازی: ساب‌یار

355
00:03:26,004 --> 00:03:32,004
subyar.com

64
00:03:34,681 --> 00:03:35,482
‫صبح شد.

65
00:03:37,618 --> 00:03:40,120
‫دیروز، سرک کشیدن به اون قرار مخفیانه...

66
00:03:40,854 --> 00:03:43,123
‫حتی برای منم کار خیلی جسورانه‌ای بود.

67
00:03:46,693 --> 00:03:47,594
‫راستی،

68
00:03:48,128 --> 00:03:49,495
‫دیشب، درست قبل از اینکه جدا بشیم...

69
00:03:49,496 --> 00:03:50,931
‫شاهزاده سوئن یه چیزی بهم داد...

70
00:03:52,199 --> 00:03:54,601
‫حالا که دیگه هم‌دست شدیم،

71
00:03:54,868 --> 00:03:56,370
‫این کلید رو می‌دم بهت.

72
00:03:58,005 --> 00:03:58,672
‫این چیه؟

73
00:03:59,706 --> 00:04:01,474
‫اون تهِ حیاط سلطنتی،

74
00:04:01,475 --> 00:04:03,944
‫یه گلخونه مخفی هست که
‫استفاده شخصی خودمه.

75
00:04:04,645 --> 00:04:05,646
‫اینم کلیدشه.

76
00:04:07,014 --> 00:04:09,249
‫از این به بعد نقشه‌هامون رو
‫اونجا می‌کشیم.

77
00:04:10,551 --> 00:04:12,119
‫قدم اول — فردا ساعت ۳ بیا اونجا.

78
00:04:12,452 --> 00:04:14,454
‫حواست باشه کسی نبیندت.

79
00:04:15,556 --> 00:04:16,290
‫منتظرت می‌مونم.

80
00:04:21,328 --> 00:04:23,297
‫شاهزاده واقعاً یه ذره شوآف داره...

81
00:04:24,798 --> 00:04:28,001
‫ولی با این حال تصمیم گرفتم بهش اعتماد کنم.

82
00:04:28,836 --> 00:04:30,838
‫حتماً جلوی اسقف اعظم...

83
00:04:31,338 --> 00:04:32,840
‫و نقشه آریان رو می‌گیرم — هر طور شده.

84
00:04:39,413 --> 00:04:40,581
‫گلخانه سلطنتی...

85
00:04:41,448 --> 00:04:42,082
‫باید همین‌جا باشه.

86
00:04:45,819 --> 00:04:47,588
‫یعنی شاهزاده از الان اینجاست...؟

87
00:04:51,225 --> 00:04:51,758
‫سلام!

88
00:04:53,093 --> 00:04:55,662
‫به گلخونه مخفی من خوش اومدی.

89
00:04:56,930 --> 00:04:58,398
‫بفرما، درست همونجا بشین.

90
00:05:03,003 --> 00:05:05,772
‫کمتر کسی حتی از وجود اینجا باخبره.

91
00:05:06,440 --> 00:05:09,209
‫از بچگی مخفیگاه دنجِ خودِ من بوده.

92
00:05:10,377 --> 00:05:12,178
‫واقعاً ایرادی نداشت... که شما...

93
00:05:12,179 --> 00:05:14,214
‫منو به همچین جای مهمی راه بدین؟

94
00:05:14,681 --> 00:05:15,382
‫معلومه که نه.

95
00:05:15,782 --> 00:05:16,550
‫مگه نگفتم؟

96
00:05:16,884 --> 00:05:18,719
‫ما دیگه الان هم‌دستیم —

97
00:05:19,586 --> 00:05:21,855
‫باید با هم شریکِ راز باشیم.

98
00:05:23,290 --> 00:05:25,592
‫اونم... درسته.

99
00:05:26,493 --> 00:05:28,095
‫همون‌طور که قبلاً گفتم —

100
00:05:28,362 --> 00:05:29,630
‫ما با هم هم‌پیمانیم. پس...

101
00:05:29,963 --> 00:05:31,465
‫باهام راحت‌تر حرف بزن.

102
00:05:32,266 --> 00:05:33,767
‫بیا از این به بعد با هم رفیق باشیم.

103
00:05:34,501 --> 00:05:36,370
‫«صمیمی»...؟

104
00:05:37,671 --> 00:05:38,472
‫دقیقاً!

105
00:05:38,805 --> 00:05:40,941
‫هر طوری که دلت می‌خواد
‫از اینجا استفاده کن، لوآ.

106
00:05:41,475 --> 00:05:43,310
‫دفعه بعد واسه کتاب خوندن بیا اینجا.

107
00:05:44,144 --> 00:05:45,579
‫تو که عشقِ کتابی، مگه نه؟

108
00:05:47,247 --> 00:05:49,149
‫واکنشم توی کتابخونه...

109
00:05:49,416 --> 00:05:50,651
‫پس دیده‌ بودم، آره...

110
00:05:51,718 --> 00:05:53,387
‫واقعاً هیچی از چشمت دور نمی‌مونه...

111
00:05:55,455 --> 00:05:57,257
‫خیلی خب، سوئن.

112
00:06:00,627 --> 00:06:03,263
‫خب، نقشه دقیقمون چیه؟

113
00:06:04,631 --> 00:06:05,666
‫یه نگاه به اون بنداز.

114
00:06:07,067 --> 00:06:07,901
‫می‌شناسیش؟

115
00:06:09,903 --> 00:06:10,637
‫بله.

116
00:06:11,038 --> 00:06:12,406
‫همون ویسکونت زن‌باره‌ست.

117
00:06:14,708 --> 00:06:14,807
‫ویسکونت روز ددموند.

118
00:06:14,808 --> 00:06:16,175
‫ویسکونت روز ددموند. [ویسکونت روز ددموند]

119
00:06:16,176 --> 00:06:17,076
‫[ویسکونت روز ددموند]

120
00:06:17,077 --> 00:06:18,412
‫توی جامعه اشرافی هیچ‌کس نیست

121
00:06:18,679 --> 00:06:20,547
‫که این اسم رو نشنیده باشه.

122
00:06:21,715 --> 00:06:23,617
‫یه دختربازِ تابلویِ به تمام معنا—
‫که خودشم معترفه—

123
00:06:23,984 --> 00:06:25,352
‫شایعات دور و برش اصلاً تمومی نداره.

124
00:06:26,887 --> 00:06:28,856
‫به نظر دیپلمات قابلی میاد، ولی...

125
00:06:29,556 --> 00:06:32,392
‫بدنامیش خیلی بیشتر از کارای خوبشه.

126
00:06:33,994 --> 00:06:36,729
‫با اینکه زن و بچه داره، مدام

127
00:06:36,730 --> 00:06:38,465
‫دنبال هوس‌بازیه و جدا از اونا زندگی
‫می‌کنه...

128
00:06:40,534 --> 00:06:41,468
‫این مرد...

129
00:06:41,635 --> 00:06:43,102
‫یکی از اون سه تا اشراف‌زاده‌ایه

130
00:06:43,103 --> 00:06:44,771
‫که با اسقف اعظم و دارودسته‌ش هم‌دسته.

131
00:06:45,806 --> 00:06:47,174
‫با استفاده از نفوذ دیپلماتیکش،

132
00:06:47,441 --> 00:06:48,908
‫این اواخر یواشکی کالاهایی رو

133
00:06:48,909 --> 00:06:51,144
‫با کشور غربی رد و بدل می‌کنه.

134
00:06:52,312 --> 00:06:55,415
‫ولی معامله‌های علنیش فقط رد گم کنیه.

135
00:06:56,550 --> 00:06:59,218
‫بخشی از بار ویسکونت ددموند...

136
00:06:59,219 --> 00:07:01,922
‫احتمالاً زیرمیزی به خاندان یوان داده
‫می‌شه.

137
00:07:03,290 --> 00:07:05,392
‫خاندان یوان، همونایی که
‫هیولاهای جادویی رو رام می‌کنن...

138
00:07:06,126 --> 00:07:07,995
‫پس این باره پاداشِ اوناست.

139
00:07:08,729 --> 00:07:10,931
‫شمّ قوی و تیزی داری، این خیلی کمکه.

140
00:07:11,899 --> 00:07:12,966
‫تازه همه‌ش این نیست—

141
00:07:13,300 --> 00:07:15,903
‫بعد از اینکه خاندان یوان
‫هیولاها رو رام کردن،

142
00:07:16,370 --> 00:07:18,971
‫احتمالاً خودشه که جور می‌کنه تا بیارنشون

143
00:07:18,972 --> 00:07:20,340
‫توی کشور.

144
00:07:22,442 --> 00:07:23,476
‫با اینکه این همه آدم

145
00:07:23,477 --> 00:07:25,345
‫دارن از حمله هیولاها زجر می‌کشن...

146
00:07:27,014 --> 00:07:29,749
‫اگه سوابق تجاری ددموند رو شخم بزنیم،

147
00:07:29,750 --> 00:07:31,718
‫مدرک رو و تابلویی از خلاف‌هاش پیدا
‫می‌کنیم.

148
00:07:32,486 --> 00:07:35,021
‫سند خیلی محکمی می‌شه واسه رو کردنِ

149
00:07:35,022 --> 00:07:35,923
‫دست اسقف اعظم.

150
00:07:36,924 --> 00:07:37,558
‫به عبارت دیگه،

151
00:07:38,225 --> 00:07:40,194
‫فقط باید مدرک‌ها رو بزنیم زیر بغل...

152
00:07:40,827 --> 00:07:41,862
‫اما چطوری باید این کارو بکنیم؟

153
00:07:43,297 --> 00:07:44,231
‫از این استفاده می‌کنیم.

154
00:07:45,332 --> 00:07:45,999
‫به‌زودی،

155
00:07:46,366 --> 00:07:49,536
‫قراره یه مجلس رقص واسه تولدش بگیرن.

156
00:07:50,170 --> 00:07:53,106
‫منم به عنوان نماینده خاندان سلطنتی دعوتم.

157
00:07:53,874 --> 00:07:55,776
‫مجلس رقص واسه جشن تولدش؟

158
00:07:56,143 --> 00:07:58,378
‫زن و بچه‌ش رو ول کرده و...

159
00:07:58,478 --> 00:07:59,580
‫چه پررو و سرخوش!

160
00:08:01,281 --> 00:08:02,282
‫دقیقاً همین‌طوره.

161
00:08:06,653 --> 00:08:08,422
‫گوشواره سوئن...

162
00:08:10,324 --> 00:08:11,258
‫چیزی شده؟

163
00:08:12,392 --> 00:08:13,594
‫نه، چیزی نیست.

164
00:08:15,229 --> 00:08:16,129
‫یعنی ممکنه...

165
00:08:16,463 --> 00:08:18,332
‫می‌خوای دوتایی بزنیم به اون مهمونی؟

166
00:08:19,299 --> 00:08:19,900
‫آره.

167
00:08:20,801 --> 00:08:22,236
‫فقط خودِ دوتامون.

168
00:08:24,872 --> 00:08:25,572
‫با من...

169
00:08:26,340 --> 00:08:27,774
‫افتخار رقص می‌دین؟

170
00:08:31,645 --> 00:08:33,213
‫واقعاً عشقِ نمایشی.

171
00:08:34,615 --> 00:08:37,251
‫اگه واسه انتقامه، با کله انجامش می‌دم.

172
00:08:47,828 --> 00:08:48,729
‫کیه؟

173
00:08:49,963 --> 00:08:51,131
‫آریان تویی؟

174
00:08:51,665 --> 00:08:52,666
‫جا خوردم!

175
00:08:53,800 --> 00:08:55,469
‫درجا منو شناختی—

176
00:08:56,170 --> 00:08:58,772
‫این یعنی واقعاً عاشقمید، لرد گاروت!

177
00:09:00,674 --> 00:09:01,742
‫آ-آره، لابد.

178
00:09:02,809 --> 00:09:04,377
‫با عجله اومدم، چون یه چیزی هست

179
00:09:04,378 --> 00:09:06,847
‫که باید بهتون بگم، لرد گاروت!

180
00:09:07,714 --> 00:09:11,418
‫بیاین با هم بریم مجلس رقص!

181
00:09:13,020 --> 00:09:15,822
‫واسه خونه‌مون دعوت‌نامه اومده!

182
00:09:16,190 --> 00:09:18,392
‫واسه مجلس رقص تولد ویسکونته!

183
00:09:18,959 --> 00:09:21,395
‫حتماً خیلی مجلل و باشکوه می‌شه...

184
00:09:22,496 --> 00:09:24,898
‫من چندان از این جور جاهای جلف
‫خوشم نمیاد...

185
00:09:26,500 --> 00:09:28,569
‫ولی من خیلی دلم می‌خواد برم.

186
00:09:29,636 --> 00:09:31,972
‫بیاین دوتایی توی مهمونی خوش بگذرونیم.

187
00:09:33,774 --> 00:09:35,108
‫اگه این خواسته آریانه... پس باشه.

188
00:09:38,078 --> 00:09:39,680
‫شرمنده‌ام، فرمانده!

189
00:09:40,380 --> 00:09:42,748
‫توی مبارزه تمرینی اشتباه کرد و...

190
00:09:42,749 --> 00:09:44,484
‫پاش صدمه دید...

191
00:09:45,085 --> 00:09:45,853
‫چی؟

192
00:09:45,986 --> 00:09:46,687
‫بذار ببینم.

193
00:09:48,255 --> 00:09:49,656
‫انگار استخونش شکسته...

194
00:09:50,290 --> 00:09:51,692
‫باید سریع درمانش کنیم...

195
00:09:53,427 --> 00:09:55,863
‫ولی... از یه نظر شانس آوردی.

196
00:09:56,163 --> 00:09:57,464
‫آریان اینجاست...

197
00:09:58,398 --> 00:10:00,200
‫همون کسیه که منو نجات داد—

198
00:10:00,467 --> 00:10:01,802
‫طولی نمی‌کشه درمانش می‌کنه.

199
00:10:03,070 --> 00:10:03,904
‫ببخشید، آریان.

200
00:10:04,371 --> 00:10:05,839
‫می‌شه یه لطفی در حقم بکنی؟

201
00:10:07,207 --> 00:10:08,041
‫چی؟

202
00:10:08,509 --> 00:10:09,710
‫چه دردسری.

203
00:10:10,744 --> 00:10:13,280
‫درمان کردن بقیه انرژی آدمو می‌گیره.

204
00:10:14,581 --> 00:10:17,483
‫اونم درست وقتی که حرف رقص با لرد گاروت

205
00:10:17,484 --> 00:10:19,486
‫تازه داشت گل می‌انداخت!

206
00:10:21,655 --> 00:10:22,723
‫خیلی شرمنده‌ام.

207
00:10:22,923 --> 00:10:25,292
‫خیلی دلم می‌خواست درمانش کنم، ولی...

208
00:10:26,493 --> 00:10:28,528
‫این اواخر یه بند کار کردم و...

209
00:10:28,529 --> 00:10:30,197
‫از قدرتم بیش از حد کار کشیدم...

210
00:10:31,598 --> 00:10:32,900
‫که این‌طور؟

211
00:10:33,767 --> 00:10:36,036
‫پس نمی‌تونم به آریان اصرار کنم.

212
00:10:37,271 --> 00:10:38,839
‫از بقیه نامزدهای قدیسه کمک بخواین.

213
00:10:39,907 --> 00:10:40,440
‫اطاعت.

214
00:10:41,909 --> 00:10:43,310
‫خیلی خب، بریم.

215
00:10:46,146 --> 00:10:48,048
‫امیدوارم پاش درست‌وحسابی خوب بشه...

216
00:10:49,016 --> 00:10:51,818
‫همچین صدمه‌ای که اصلاً چیزی نیست.

217
00:10:52,252 --> 00:10:53,886
‫مهم‌تر از این چیزای جزئی...

218
00:10:53,887 --> 00:10:55,522
‫حالا که داریم می‌ریم مجلس رقص،

219
00:10:55,656 --> 00:10:57,524
‫منم یه لباس نویِ نو می‌خوام!

220
00:10:58,225 --> 00:11:00,427
‫دلم می‌خواد با هم انتخابش کنیم.

221
00:11:03,564 --> 00:11:04,665
‫چیز بی‌اهمیت؟!

222
00:11:05,432 --> 00:11:06,667
‫به صدمه‌دیدن زیردست من

223
00:11:07,000 --> 00:11:08,001
‫می‌گی یه چیز جزئی...؟

224
00:11:09,236 --> 00:11:09,736
‫نه...

225
00:11:10,337 --> 00:11:12,506
‫- خیلی براش ذوق دارم...
‫- آریان فقط واسه مجلس رقص ذوق‌زده‌ست.

226
00:11:12,739 --> 00:11:15,409
‫- زیورآلات جدیدم می‌خوام.
‫- نامزدم واقعاً دوست‌داشتنیه.

227
00:11:15,542 --> 00:11:16,844
‫قبوله! قبوله!

228
00:11:17,444 --> 00:11:18,312
‫آریان!

229
00:11:19,179 --> 00:11:21,481
‫اسقف اعظم صدات می‌زنه!

230
00:11:22,416 --> 00:11:23,917
‫بعداً می‌بینمتون، لرد گاروت!

231
00:11:24,551 --> 00:11:27,020
‫قولمون یادتون نره‌ها، باشه؟

356
00:11:29,020 --> 00:11:35,020
ترجمه و بومی‌سازی: ساب‌یار

357
00:11:29,020 --> 00:11:35,020
subyar.com

232
00:11:49,877 --> 00:11:51,979
‫در تاریکی سرگردان، گمگشته بودم...

233
00:11:52,312 --> 00:11:54,380
‫در بند نفرت و حسادت

234
00:11:54,381 --> 00:11:56,716
‫به‌اصطلاح «عقل سلیمِ» دنیای آدم‌ها،

235
00:11:56,717 --> 00:11:59,119
‫عجز و درماندگیش ریشه‌داره.

236
00:11:59,520 --> 00:12:01,588
‫میون این احساسات درهم‌تنیده

237
00:12:01,822 --> 00:12:04,024
‫صدای واقعی‌ام اوج می‌گیره

238
00:12:04,291 --> 00:12:06,560
‫انگار که بخواد بودنم رو ثابت کنه

239
00:12:09,363 --> 00:12:11,265
‫حتی امروز هم،

240
00:12:11,431 --> 00:12:13,634
‫در حالی که هنوز سرگردانم،

241
00:12:14,234 --> 00:12:16,170
‫من هنوز هم خودمم!

242
00:12:16,303 --> 00:12:19,973
‫می‌خوام فریاد بکشم—آه—

243
00:12:22,342 --> 00:12:24,411
‫حتی اشک‌هام هم...

244
00:12:25,012 --> 00:12:28,248
‫دیگه پاک خشک شدن.

245
00:12:28,582 --> 00:12:30,517
‫همین حالا...

246
00:12:30,651 --> 00:12:33,252
‫اگه دنیای فاسدی هست

247
00:12:33,253 --> 00:12:36,023
‫که بتونم زیر و رو‌ش کنم،

248
00:12:36,490 --> 00:12:37,723
‫برمی‌خیزم.

249
00:12:37,724 --> 00:12:39,659
‫به افکار خودم نگاهی انداختم

250
00:12:39,660 --> 00:12:42,296
‫اگه اون‌طرف دنیای دیگه‌ای باشه،

251
00:12:42,629 --> 00:12:44,530
‫اون‌وقت حتی به ما، با این ارزش‌های متفاوت،

252
00:12:44,531 --> 00:12:46,900
‫نور روشنایی خواهد تابید

253
00:12:51,038 --> 00:12:55,375
‫عزیزترین چیزهایی که برام مونده...

254
00:12:55,876 --> 00:12:57,211
‫درست همین‌جان...

