1
00:00:04,771 --> 00:00:06,707
‫[با کینه‌توزی، ارادتمند شما، قدیسهٔ
‫درهم‌شکسته‌تان]

2
00:00:06,807 --> 00:00:09,375
‫میان خرده‌های خاطرات فروپاشیده،

3
00:00:09,376 --> 00:00:12,045
‫تو رو می‌بینم، تقدیر من.

4
00:00:12,613 --> 00:00:16,149
‫حتی اگه روزهایی که قلبم رو دریدند،
‫مرا ببلعند،

5
00:00:16,650 --> 00:00:18,418
‫نمی‌تونم رو به جلو حرکت کنم.

6
00:00:18,585 --> 00:00:22,489
‫تو این دنیای ویران، همه‌چیز محو می‌شه،
‫نابخشودنی...

7
00:00:22,723 --> 00:00:24,858
‫این عشق سرتاسر زخمه.

8
00:00:24,992 --> 00:00:27,994
‫حتی اگه درکم نکنن یا نابود بشم،
‫برام مهم نیست.

9
00:00:27,995 --> 00:00:30,964
‫نمی‌خوام لمسش کنم...
‫دیگه طاقت مهارش رو ندارم...

10
00:00:31,064 --> 00:00:34,067
‫با مهربونی دوستم خواهی داشت؟

11
00:00:34,268 --> 00:00:36,770
‫حتی خود واقعی و بی‌پیرایه‌ام رو؟

12
00:00:37,237 --> 00:00:40,107
‫آیا این واقعاً خود منم؟

13
00:00:40,240 --> 00:00:43,110
‫عاشق شو، دل بباز، به دام عشق بیفت...

14
00:00:43,277 --> 00:00:46,379
‫این احساسات لبریز و سرکش،

15
00:00:46,380 --> 00:00:48,882
‫توی قلبم فوران می‌کنن.

16
00:00:49,383 --> 00:00:52,418
‫این دست می‌تونه طنین عشق رو به صدا
‫دربیاره.

17
00:00:52,419 --> 00:00:55,088
‫برای تو، برای تو، برای تو...

18
00:01:01,395 --> 00:01:04,565
‫حتی اگه بسوزونه، اگه عشق رو بهم بده...

19
00:01:04,698 --> 00:01:07,100
‫دیگه گریه نخواهم کرد،

20
00:01:07,467 --> 00:01:10,504
‫با تمام اراده‌ام، برای تو لبخند می‌زنم.

21
00:01:10,737 --> 00:01:13,373
‫برای تو، برای تو، برای تو...

22
00:01:13,674 --> 00:01:16,742
‫با ملایمت دوستم خواهی داشت؟

23
00:01:16,743 --> 00:01:19,379
‫این حس دلنشین عشق...

24
00:01:19,613 --> 00:01:22,583
‫هر چی که داری رو پس بده.

25
00:01:22,816 --> 00:01:25,619
‫به من بده، به من بده، به من بده...

26
00:01:30,490 --> 00:01:32,693
‫واسه رو کردن دست کاهن اعظم،

27
00:01:33,393 --> 00:01:34,994
‫نفوذ به مهمونی رقص وایکانت ددموند...

28
00:01:34,995 --> 00:01:37,431
‫شاید فکر خوبی بوده باشه، اما...

29
00:01:40,434 --> 00:01:41,702
‫این واقعاً دردسرسازه...

30
00:01:43,303 --> 00:01:43,569
‫فقط ۵ روز تا مهمانی رقص مونده...

31
00:01:43,570 --> 00:01:45,071
‫فقط ۵ روز تا مهمانی رقص مونده...
‫[قسمت ۵: «به‌سوی مهمانی رقص»]

32
00:01:45,072 --> 00:01:45,638
‫[قسمت ۵: «به‌سوی مهمانی رقص»]

33
00:01:45,639 --> 00:01:47,341
‫حالا که قرار شده به اونجا نفوذ کنم،

34
00:01:47,941 --> 00:01:49,809
‫به روش خودم مشغول جمع‌آوری اطلاعات

35
00:01:49,810 --> 00:01:51,345
‫دربارهٔ وایکانت ددموند بودم.

36
00:01:52,713 --> 00:01:55,249
‫لباس رو کلاً فراموش کرده بودم.

37
00:01:56,817 --> 00:01:59,953
‫هیچ لباس یا زیورآلات مناسبی
‫واسه پوشیدن ندارم.

38
00:02:01,588 --> 00:02:03,123
‫تنها دست‌لباس مناسبی هم که داشتم...

39
00:02:03,724 --> 00:02:05,993
‫توی آزار و اذیت‌های الکی خراب شد.

40
00:02:07,160 --> 00:02:10,297
‫یه بار هم آریان چیزی رو خواست
‫و بهش دادم.

41
00:02:13,800 --> 00:02:15,702
‫آخرشم اون روبان...

42
00:02:16,570 --> 00:02:19,339
‫بعد از اون، دیگه ندیدم آریان ببندتش.

43
00:02:21,942 --> 00:02:23,544
‫ولی جدی، حالا باید چی‌کار کنم...؟

44
00:02:23,977 --> 00:02:25,846
‫فکر کنم مجبورم برم توی شهر.

45
00:02:28,482 --> 00:02:29,683
‫به نامزدهای قدیسه...

46
00:02:30,250 --> 00:02:32,818
‫از پول اعاناتی که معبد جمع می‌کنه،

47
00:02:32,819 --> 00:02:35,455
‫یه مقدار مقرریِ آزاد تعلق می‌گیره.

48
00:02:36,823 --> 00:02:40,060
‫اگه درخواست بدم و تأیید بشه،
‫می‌تونم بگیرمش...

49
00:02:41,528 --> 00:02:43,430
‫اما مسئول این کار کاهن اعظمه.

50
00:02:44,798 --> 00:02:47,234
‫همیشه یه بهونه‌ای جور می‌کنه
‫تا درخواستم رو رد کنه...

51
00:02:47,701 --> 00:02:49,136
‫حتی یک بار هم موافقت نکرده.

52
00:02:51,672 --> 00:02:53,006
‫باید چی‌کار کنم...؟

53
00:02:56,643 --> 00:02:57,177
‫کیه؟

54
00:02:58,679 --> 00:03:00,547
‫براتون بسته آوردن.

55
00:03:01,381 --> 00:03:02,616
‫از طرف ارباب شیجی‌ایه.

56
00:03:03,717 --> 00:03:04,852
‫ارباب شیجی؟

57
00:03:05,619 --> 00:03:07,554
‫پس حتماً از طرف سوئنه.

58
00:03:09,590 --> 00:03:10,724
‫خیلی سنگین بود.

59
00:03:11,191 --> 00:03:12,793
‫وسایلی که برات می‌فرستن رو...

60
00:03:12,993 --> 00:03:15,629
‫چرا آخه من باید بیارم تحویل بدم؟

61
00:03:16,697 --> 00:03:19,131
‫اونم وقتی از طرف ارباب شیجی‌ایه،

62
00:03:19,132 --> 00:03:20,834
‫که ان‌قدر بین خدمتکارا طرفدار داره...

63
00:03:21,935 --> 00:03:23,303
‫فقط چون عقلت پیِ مرداست،

64
00:03:23,704 --> 00:03:25,873
‫ارباب شیجی رو هم خامِ خودت کردی؟

65
00:03:27,574 --> 00:03:29,543
‫مثل همیشه وقیح و گستاخه.

66
00:03:30,677 --> 00:03:34,147
‫راستش دلم می‌خواست
‫کمی زجر و درد به جونش بندازم.

67
00:03:35,182 --> 00:03:38,485
‫ولی باید این قدرت رو مخفی نگه دارم.

68
00:03:39,786 --> 00:03:40,254
‫اما...

69
00:03:41,788 --> 00:03:42,556
‫صبر کن.

70
00:03:45,993 --> 00:03:47,060
‫چیه؟

71
00:03:47,394 --> 00:03:48,829
‫هنوزم چیزی می‌خوای؟

72
00:03:49,997 --> 00:03:53,200
‫حرفی که الان زدی فقط توهین به من نبود—

73
00:03:53,667 --> 00:03:55,802
‫بلکه بی‌احترامی به ارباب شیجی هم هست.

74
00:03:56,870 --> 00:03:57,838
‫عذرخواهی کن.

75
00:03:59,740 --> 00:04:01,040
‫چرا باید معذرت بخوام...؟

76
00:04:01,041 --> 00:04:04,244
‫ارباب شیجی یار وفادار و
‫محرم اسرار شاهزاده سوئنه.

77
00:04:04,945 --> 00:04:07,714
‫این‌که من چنین کسی رو خام کرده باشم...

78
00:04:08,682 --> 00:04:11,151
‫از هر نظری نگاه کنی،
‫توهین به هر دوی ماست.

79
00:04:11,485 --> 00:04:14,521
‫قصد توهین به ارباب شیجی رو نداشتم...!

80
00:04:15,455 --> 00:04:18,559
‫پس هدفت این بود که به من توهین کنی.

81
00:04:19,593 --> 00:04:21,929
‫ان‌قدر مشتاق کوچیک کردن من بودی...

82
00:04:22,462 --> 00:04:26,366
‫که حتی پای مشاور شاهزاده رو
‫هم کشیدی وسط.

83
00:04:27,401 --> 00:04:28,868
‫ولی یادت باشه، چه خوشت بیاد چه نه...

84
00:04:28,869 --> 00:04:31,371
‫تو فقط یه خدمتکاری
‫و من نامزد قدیسه‌ام.

85
00:04:32,105 --> 00:04:34,041
‫حد خودت رو بدون.

86
00:04:38,212 --> 00:04:40,814
‫صمیمانه... عذرخواهی می‌کنم.

87
00:04:42,516 --> 00:04:43,517
‫می‌تونی بری.

88
00:04:43,984 --> 00:04:44,418
‫چشم!

89
00:04:46,453 --> 00:04:48,055
‫حالا یکم دلم خنک شد...

90
00:04:49,857 --> 00:04:50,657
‫خیلی خب...

91
00:04:51,058 --> 00:04:53,760
‫ببینم سوئن چی فرستاده.

92
00:04:55,262 --> 00:04:56,063
‫این که...

93
00:04:57,965 --> 00:05:00,300
‫چه لباس فوق‌العاده قشنگی...

94
00:05:01,201 --> 00:05:03,437
‫حتی کفش و زیورآلات هم داره...

95
00:05:05,772 --> 00:05:07,207
‫لوآی عزیزم،

96
00:05:08,075 --> 00:05:10,811
‫لباسی که برات سفارش داده بودم
‫حاضر شد، واسه همین

97
00:05:11,211 --> 00:05:12,513
‫بی‌معطلی برات فرستادمش.

98
00:05:13,647 --> 00:05:15,915
‫کار رو سپردم به یکی از معروف‌ترین
‫خیاط‌های پایتخت؛

99
00:05:15,916 --> 00:05:18,519
‫همونی که برای نامزدهای قدیسه لباس می‌دوزه.

100
00:05:19,887 --> 00:05:22,723
‫زیورآلات رو هم طوری انتخاب کردم
‫که فکر می‌کردم بهت میاد...

101
00:05:23,123 --> 00:05:24,358
‫خوشت اومد؟

102
00:05:25,692 --> 00:05:26,793
‫این سوئن هم که...

103
00:05:28,195 --> 00:05:28,896
‫پی‌نوشت:

104
00:05:29,663 --> 00:05:33,200
‫شنیدم مجبورت کردن بی‌وقفه کار کنی.

105
00:05:34,001 --> 00:05:37,971
‫واسه همین از معبد خواستم بهت
‫یه مرخصی طولانی بده.

106
00:05:39,173 --> 00:05:42,309
‫اگه کسی ازت پرس‌وجو کرد،
‫فقط این مجوز رو نشونش بده.

107
00:05:43,343 --> 00:05:45,012
‫حالا دیگه می‌تونی بی‌خیال استراحت کنی.

108
00:05:46,580 --> 00:05:48,382
‫حتی به فکر اینم بوده...

109
00:05:50,350 --> 00:05:52,119
‫همه‌چیزش واقعاً... محشره.

110
00:05:54,488 --> 00:05:56,056
‫فقط گوشواره‌ها موندن...

111
00:05:56,623 --> 00:05:57,291
‫آه، درسته.

112
00:05:58,492 --> 00:05:59,593
‫در مورد گوشواره...

113
00:06:00,160 --> 00:06:01,528
‫هنوز اون یکی رو دارم.

114
00:06:04,198 --> 00:06:05,299
‫این...

115
00:06:05,732 --> 00:06:07,267
‫یادگاری باارزش مادرمه.

116
00:06:08,802 --> 00:06:10,637
‫اون موقع لنگهٔ دیگه‌ش احتمالاً گم شد،

117
00:06:10,904 --> 00:06:12,439
‫واسه همین فقط یه لنگه‌ش مونده...

118
00:06:13,740 --> 00:06:15,075
‫یاد گذشته‌ها افتادم.

119
00:06:17,778 --> 00:06:19,713
‫یعنی اون دختره الان حالش خوبه...؟

120
00:06:21,648 --> 00:06:23,950
‫اون اولین باری بود که از قدرت شفا

121
00:06:23,951 --> 00:06:25,886
‫برای کسی خارج از خانواده‌ام استفاده کردم.

122
00:06:28,055 --> 00:06:29,456
‫یه کم بعد از اون اتفاق...

123
00:06:29,957 --> 00:06:32,659
‫خانواده‌ام به‌خاطر یه بیماری مرموز مُردن.

124
00:06:34,461 --> 00:06:36,363
‫وقتی از بازی کردن به خونه برگشتم...

125
00:06:37,097 --> 00:06:37,898
‫اون‌ها دیگه...

126
00:06:40,734 --> 00:06:42,469
‫این رو مادرم بهم داده بود.

127
00:06:42,936 --> 00:06:44,037
‫طلسم خوش‌شانسیِ منه.

128
00:06:45,873 --> 00:06:47,608
‫دیگه دست‌وپابسته و ضعیف نیستم.

129
00:06:49,109 --> 00:06:51,211
‫این مأموریت رو با موفقیت انجام میدم.

130
00:06:53,981 --> 00:06:55,715
‫[روز مهمانی رقص]

131
00:06:55,716 --> 00:06:57,451
‫و به همین سرعت،
‫روز مهمونی رقص سر رسید.

132
00:06:58,752 --> 00:07:00,554
‫سوئن به‌خاطر موقعیتش،

133
00:07:00,821 --> 00:07:02,823
‫انگار زودتر از ما به محل مهمونی رفته.

134
00:07:03,991 --> 00:07:06,393
‫با این حال، این کالسکه رو فرستاد
‫تا اسکورت من باشه.

135
00:07:07,694 --> 00:07:10,163
‫ارباب شیجی رو هم همراهم فرستاد، ولی...

136
00:07:10,831 --> 00:07:12,966
‫چیزی اذیتتون می‌کنه، بانو لوآ؟

137
00:07:13,967 --> 00:07:14,735
‫نـ... نه...

138
00:07:15,035 --> 00:07:16,703
‫اگه حالتون مساعد نیست،

139
00:07:16,837 --> 00:07:18,105
‫لطفاً فوراً بهم بگید.

140
00:07:19,206 --> 00:07:20,740
‫عالی‌جناب مأموریت محافظت از شما رو

141
00:07:20,741 --> 00:07:22,676
‫به من سپردن.

142
00:07:23,911 --> 00:07:24,978
‫چشم، متشکرم!

143
00:07:26,780 --> 00:07:27,981
‫ارباب شیجی...

144
00:07:28,582 --> 00:07:30,450
‫خیلی خشک و ساکته، واسه همین...

145
00:07:30,884 --> 00:07:33,086
‫تنهایی معذب‌کننده‌ست.

146
00:07:34,388 --> 00:07:36,557
‫دلم واسه پُرچونگی‌های سوئن تنگ شده...

147
00:07:39,092 --> 00:07:39,826
‫امشب...

148
00:07:40,327 --> 00:07:42,129
‫ماه پشت ابرا قایم شده...

149
00:07:43,931 --> 00:07:44,831
‫یه جورایی...

150
00:07:45,332 --> 00:07:47,234
‫شگون خوبی نداره.

151
00:07:57,377 --> 00:07:58,278
‫سلام، لوآ.

152
00:07:58,645 --> 00:07:59,947
‫واقعاً اومدی.

153
00:08:01,648 --> 00:08:04,985
‫سوئن واقعاً وقار اشرافی داره...

154
00:08:05,953 --> 00:08:08,521
‫ایستادن کنار کسی که ان‌قدر
‫خیره‌کننده‌ست...

155
00:08:08,522 --> 00:08:10,123
‫یکم دست‌پاچه‌ام می‌کنه.

156
00:08:11,592 --> 00:08:13,260
‫درست همون‌طور که انتظار داشتم.

157
00:08:14,094 --> 00:08:16,129
‫این لباس و زیورآلات...

158
00:08:16,296 --> 00:08:17,664
‫فوق‌العاده برازنده‌تن.

159
00:08:19,066 --> 00:08:22,436
‫طوری انتخاب‌شون کردم که موهای سفید و
‫زیبات حتی بیشتر بدرخشن.

160
00:08:26,573 --> 00:08:27,908
‫ممنونم، سوئن.

161
00:08:29,076 --> 00:08:31,044
‫ولی... الکی هندونه زیر بغلم نذار.

162
00:08:31,311 --> 00:08:32,412
‫لازم نیست تعارف کنی.

163
00:08:33,046 --> 00:08:34,915
‫این موها قبلاً طلایی بودن،

164
00:08:35,115 --> 00:08:36,850
‫یهو سفید شدن.

165
00:08:37,618 --> 00:08:40,454
‫عجیبه... بدجور تو ذوق می‌زنه، نه؟

166
00:08:44,291 --> 00:08:46,326
‫کی گفته غیرعادیه؟

167
00:08:47,528 --> 00:08:50,497
‫واقعاً که، معلومه هیچ سررشته‌ای
‫از زیبایی واقعی ندارن.

168
00:08:51,765 --> 00:08:57,004
‫موی سفیدت نشونهٔ تحملیه
‫که پای اون رنج‌ها خرج کردی.

169
00:08:58,138 --> 00:09:02,075
‫تازه، این چیزیه که باید بهش افتخار کنی،
‫نه این‌که مسخره‌ش کنن.

170
00:09:04,545 --> 00:09:07,748
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم یکی
‫راجع به موهام همچین حرفی بزنه...

171
00:09:09,416 --> 00:09:10,450
‫تازه... ببین،

172
00:09:10,817 --> 00:09:13,253
‫رنگ موهامون یکیه. حالا با هم سِت شدیم.

173
00:09:14,855 --> 00:09:18,458
‫گرچه فکر کنم با شیجی هم سِت شدیم.

174
00:09:20,494 --> 00:09:21,428
‫شوخی کردم!

175
00:09:25,899 --> 00:09:27,568
‫واقعاً که، سوئن...

176
00:09:27,868 --> 00:09:29,636
‫داری ارباب شیجی رو معذب می‌کنی.

177
00:09:33,941 --> 00:09:35,142
‫بالاخره!

178
00:09:36,009 --> 00:09:37,711
‫جلوی من خندیدی.

179
00:09:42,182 --> 00:09:44,651
‫خب دیگه... راه بیفتیم؟

180
00:09:46,019 --> 00:09:46,553
‫آره.

181
00:09:58,432 --> 00:09:59,333
‫موفق باشید.

182
00:10:09,877 --> 00:10:10,811
‫نگاه کن، لوآ.

183
00:10:11,545 --> 00:10:13,947
‫اون مردی که اونجاست... ویسکونت دِدمونده.

184
00:10:16,683 --> 00:10:19,152
‫من قبلاً بهش ادای احترام کردم.

185
00:10:20,320 --> 00:10:21,854
‫شاید سبک‌سر به نظر بیاد...

186
00:10:21,855 --> 00:10:23,824
‫ولی خیلی زرنگ‌تر از این حرفاست.

187
00:10:24,892 --> 00:10:25,958
‫همون‌طور که شایعه شده،

188
00:10:25,959 --> 00:10:28,161
‫انگار واقعاً جلو زن‌ها وا میده.

189
00:10:29,496 --> 00:10:31,231
‫ظاهراً که همین‌طوره.

190
00:10:31,832 --> 00:10:33,634
‫دلم می‌خواد بهش نزدیک بشم، اما...

191
00:10:34,034 --> 00:10:35,235
‫نباید عجله کنیم.

192
00:10:35,569 --> 00:10:36,670
‫وقتش که برسه دست‌به‌کار می‌شیم.

193
00:10:37,204 --> 00:10:37,571
‫باشه.

194
00:10:40,073 --> 00:10:43,510
‫به‌به... ببین کی اینجاست! خودِ شاهزاده
‫سوئن!

195
00:10:44,144 --> 00:10:46,680
‫خدای من! فکرشم نمی‌کردم
‫والاحضرت رو اینجا ببینم!

196
00:10:46,980 --> 00:10:47,548
‫بله!

197
00:10:47,814 --> 00:10:49,483
‫مدت‌ها بود ندیده بودمتون، شاهزاده.

198
00:10:51,185 --> 00:10:52,685
‫سوئن باید با مهمون‌های زیادی سرگرم بشه،

199
00:10:52,686 --> 00:10:54,555
‫با توجه به جایگاه سلطنتیش.

200
00:10:55,455 --> 00:10:58,258
‫منم باید به‌جای اون دست‌به‌کار بشم...

201
00:10:59,726 --> 00:11:01,929
‫اول، باید محیط سالن رو خوب بررسی کنم.

202
00:11:03,130 --> 00:11:04,031
‫هی!

203
00:11:05,599 --> 00:11:07,067
‫اون پیشخدمتِ اونجا...

204
00:11:08,435 --> 00:11:09,903
‫رنگش پریده.

205
00:11:10,637 --> 00:11:12,673
‫انگار بدجوری هم نگرانِ چیزیه...

206
00:11:14,541 --> 00:11:16,677
‫شاید بهتر باشه باهاش صحبت کنم.

207
00:11:17,578 --> 00:11:18,145
‫ببخشید...

208
00:11:19,313 --> 00:11:21,215
‫اونجا... اون لوآ نیست؟

209
00:11:22,216 --> 00:11:23,150
‫این صدا...

210
00:11:23,784 --> 00:11:24,685
‫آریان...

211
00:11:25,385 --> 00:11:25,752
‫و...

212
00:11:26,820 --> 00:11:27,855
‫ارباب گاروت!

335
00:11:29,855 --> 00:11:35,855
ترجمه و بومی‌سازی: ساب‌یار

336
00:11:29,855 --> 00:11:35,855
subyar.com

213
00:11:49,977 --> 00:11:52,079
‫سرگردان در تاریکی، گم گشته بودم...

214
00:11:52,412 --> 00:11:54,480
‫گرفتار در بند کینه و حسادت.

215
00:11:54,481 --> 00:11:56,816
‫در به‌اصطلاح «عرفِ» دنیای آدمیان،

216
00:11:56,817 --> 00:11:59,219
‫درماندگی‌اش عمیق و ریشه‌دار است.

217
00:11:59,620 --> 00:12:01,688
‫در میان احساسات درهم‌تنیده،

218
00:12:01,922 --> 00:12:04,124
‫صدای واقعی‌ام اوج می‌گیرد،

219
00:12:04,391 --> 00:12:06,660
‫تا گواهی بر وجودم باشد.

220
00:12:09,463 --> 00:12:11,365
‫حتی امروز نیز،

221
00:12:11,532 --> 00:12:13,734
‫در میان این سرگشتگی،

222
00:12:14,334 --> 00:12:16,270
‫من هنوز همان خودم هستم!

223
00:12:16,403 --> 00:12:20,073
‫می‌خواهم فریاد برآورم—آه—

224
00:12:22,442 --> 00:12:24,511
‫حتی اشک‌هایم نیز...

225
00:12:25,112 --> 00:12:28,348
‫دیگر به تمامی خشکیده‌اند.

226
00:12:28,682 --> 00:12:30,617
‫همین حالا...

227
00:12:30,751 --> 00:12:33,352
‫اگر دنیایی پلید وجود دارد،

228
00:12:33,353 --> 00:12:36,123
‫که می‌توانم دگرگونش کنم...

229
00:12:36,590 --> 00:12:37,823
‫به پا خواهم خاست.

230
00:12:37,824 --> 00:12:39,759
‫به اندیشه‌هایم نگریستم،

231
00:12:39,760 --> 00:12:42,396
‫اگر در ورای آن، جهانی دیگر باشد،

232
00:12:42,729 --> 00:12:44,630
‫آنگاه حتی بر ما، با ارزش‌هایی متفاوت،

233
00:12:44,631 --> 00:12:47,000
‫پرتو نور خواهد تابید.

234
00:12:51,138 --> 00:12:55,475
‫آنچه برایم عزیزترین است...

235
00:12:55,976 --> 00:12:57,311
‫درست در همین‌جاست...

