1
00:00:04,547 --> 00:00:06,614
‫[با کینه‌ای خالصانه، از طرف قدیسهٔ
‫درهم‌شکسته‌ات]

2
00:00:06,615 --> 00:00:09,218
‫میون تیکه‌های خاطرات خردشده،

3
00:00:09,385 --> 00:00:11,887
‫تو رو می‌بینم—هم‌سرنوشت حقیقی‌ام.

4
00:00:12,455 --> 00:00:16,125
‫حتی اگه روزایی که قلبم رو تیکه‌تکه کردن،
‫من رو به کام خودشون بکشن،

5
00:00:16,559 --> 00:00:18,294
‫نمی‌تونم رو به جلو قدم بردارم.

6
00:00:18,494 --> 00:00:22,231
‫توی این دنیای شکسته،
‫چیزهای نابخشودنی ناپدید می‌شن...

7
00:00:22,665 --> 00:00:24,834
‫این عشق سراسر زخمه.

8
00:00:24,967 --> 00:00:27,836
‫حتی اگه اشتباه درکم کنن یا نابود بشم—
‫برام مهم نیست.

9
00:00:27,837 --> 00:00:30,806
‫نمی‌خوام لمسش کنم...
‫نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم...

10
00:00:31,040 --> 00:00:34,042
‫آروم و مهربون دوستم خواهی داشت؟

11
00:00:34,043 --> 00:00:36,612
‫حتی خودِ واقعی و بی‌پیرایه‌ام رو؟

12
00:00:37,079 --> 00:00:39,949
‫این واقعاً خودِ منم؟

13
00:00:40,082 --> 00:00:42,952
‫عاشق شو، عاشق شو، دل بباز...

14
00:00:43,119 --> 00:00:46,221
‫این احساساتِ لبریز و پرشور

15
00:00:46,222 --> 00:00:48,624
‫توی قلبم فوران می‌کنن.

16
00:00:49,225 --> 00:00:52,260
‫این دست می‌تونه طنین عشق رو بنوازه.

17
00:00:52,261 --> 00:00:54,964
‫برای تو، برای تو، برای تو...

18
00:01:01,237 --> 00:01:04,407
‫حتی اگه بسوزه—اگه بهم عشق ببخشه...

19
00:01:04,540 --> 00:01:06,942
‫دیگه اشک نمی‌ریزم، دیگه هرگز

20
00:01:07,510 --> 00:01:10,346
‫با تمام وجود—برای تو—لبخند می‌زنم.

21
00:01:10,579 --> 00:01:13,215
‫برای تو، برای تو، برای تو...

22
00:01:13,516 --> 00:01:16,452
‫آروم و با محبت دوستم خواهی داشت؟

23
00:01:16,619 --> 00:01:19,221
‫این حس دلنشینِ عاشقی...

24
00:01:19,455 --> 00:01:22,425
‫هر چی داری رو پس بده.

25
00:01:22,658 --> 00:01:25,461
‫بهم بده، بهم بده، بهم بده

26
00:01:26,595 --> 00:01:28,998
‫[موسیقی تیتراژ]

27
00:01:30,166 --> 00:01:30,665
‫درست حدس زدم، خودِ لوآئه!

28
00:01:30,666 --> 00:01:31,933
‫درست حدس زدم، خودِ لوآئه!
‫[قسمت ششم: کارهای شرورانهٔ ددموند]

29
00:01:31,934 --> 00:01:32,400
‫[قسمت ششم: کارهای شرورانهٔ ددموند]

30
00:01:32,401 --> 00:01:34,737
‫اصلاً فکرش رو نمی‌کردم اینجا ببینمت!

31
00:01:35,337 --> 00:01:36,005
‫آریان...

32
00:01:37,239 --> 00:01:39,208
‫از اون موقع به بعد رو در رو حرف نزدیم.

33
00:01:40,509 --> 00:01:43,045
‫پس در ظاهر طوری رفتار می‌کنی
‫که انگار همه‌چی عادیه...

34
00:01:44,180 --> 00:01:46,749
‫اونم بعد از بلایی که سرم آوردی...

35
00:01:48,050 --> 00:01:50,453
‫راستی، تو چرا اینجایی؟

36
00:01:50,853 --> 00:01:52,288
‫نکنه... تنها اومدی؟

37
00:01:53,089 --> 00:01:55,257
‫به نظر نمیاد همراهی هم داشته باشی...

38
00:01:56,359 --> 00:01:59,462
‫تنها بودن توی مهمونی یکم دلگیر نیست؟

39
00:02:00,162 --> 00:02:01,564
‫مگه نه، لرد گاروت؟

40
00:02:01,697 --> 00:02:02,732
‫آ-آره...

41
00:02:04,233 --> 00:02:06,302
‫فقط به واسطهٔ یه آشنا دعوت شدم، همین.

42
00:02:06,936 --> 00:02:08,270
‫اتفاقاً همراه مناسبی هم دارم.

43
00:02:09,538 --> 00:02:10,873
‫حالا کنجکاو شدم.

44
00:02:11,607 --> 00:02:12,608
‫راستی...

45
00:02:13,309 --> 00:02:15,377
‫رنگ موهات—
‫از این فاصله که نگاهش می‌کنم،

46
00:02:15,378 --> 00:02:16,579
‫کاملاً سفید شده!

47
00:02:18,280 --> 00:02:19,715
‫شبیه پیرزنا شدی!

48
00:02:21,550 --> 00:02:22,618
‫تقصیر کی بود که...

49
00:02:24,620 --> 00:02:26,455
‫نه، باید آروم باشم.

50
00:02:27,957 --> 00:02:29,091
‫این‌طوره؟

51
00:02:29,625 --> 00:02:31,660
‫من که خودم از این موها خیلی خوشم میاد.

52
00:02:32,428 --> 00:02:34,296
‫حتی بیشتر از رنگ موی قبلیم.

53
00:02:38,134 --> 00:02:39,568
‫آریان، بیا دیگه بریم.

54
00:02:40,403 --> 00:02:42,238
‫این همونیه که اذیتت می‌کرد، مگه نه؟

55
00:02:43,105 --> 00:02:45,941
‫لازم نیست فقط از سر مهربونی
‫باهاش حرف بزنی، آریان.

56
00:02:47,410 --> 00:02:48,511
‫دلسوزی...

57
00:02:49,245 --> 00:02:51,547
‫پس از نظر لرد گاروت این‌طوریه.

58
00:02:53,149 --> 00:02:54,083
‫ولی، آخه!

59
00:02:54,283 --> 00:02:57,687
‫هنوز ندیدم که لوآ
‫واقعاً همراهی داره یا نه!

60
00:02:58,654 --> 00:02:59,355
‫هی، بگو ببینم!

61
00:02:59,455 --> 00:03:01,657
‫این لباس و زیورآلات قشنگ رو

62
00:03:01,957 --> 00:03:03,659
‫از همراهت کادو گرفتی؟

63
00:03:04,427 --> 00:03:06,395
‫گوشواره هم داری؟

64
00:03:06,862 --> 00:03:08,330
‫نشونم بده، نشونم بده!

65
00:03:09,465 --> 00:03:10,199
‫نه...

66
00:03:10,800 --> 00:03:11,567
‫بس کن...

67
00:03:12,334 --> 00:03:13,335
‫بهم دست نزن!

68
00:03:16,605 --> 00:03:18,607
‫ببخشید که تنها گذاشتمت، لوآ.

69
00:03:19,842 --> 00:03:21,010
‫سوئن...

70
00:03:21,844 --> 00:03:23,979
‫عصر به‌خیر، بانو تروییارس.

71
00:03:24,180 --> 00:03:25,514
‫و همین‌طور فرمانده شوالیه‌ها.

72
00:03:26,248 --> 00:03:28,818
‫فکر می‌کنم اولین باره که
‫مستقیماً با هم صحبت می‌کنیم.

73
00:03:29,418 --> 00:03:30,519
‫شاهزاده سوئن!

74
00:03:30,953 --> 00:03:32,688
‫بابت تأخیر در عرض ادب عذر می‌خوام...!

75
00:03:33,356 --> 00:03:33,923
‫موردی نیست.

76
00:03:34,357 --> 00:03:35,691
‫امشب یه محفل غیررسمیه.

77
00:03:36,959 --> 00:03:39,595
‫از دیدار اول با شما مفتخرم،
‫شاهزاده سوئن!

78
00:03:40,429 --> 00:03:42,531
‫من آریان تروییارس هستم!

79
00:03:43,332 --> 00:03:47,303
‫نکنه والاحضرت همراهِ لوآ هستید؟

80
00:03:47,970 --> 00:03:48,704
‫درسته.

81
00:03:49,338 --> 00:03:51,040
‫من همراه لوآ هستم.

82
00:03:52,141 --> 00:03:53,875
‫اما چه ارتباطی می‌تونه وجود داشته باشه

83
00:03:53,876 --> 00:03:55,311
‫بین والاحضرت و لوآ؟

84
00:03:56,045 --> 00:03:57,580
‫بین شاهزاده دوم و

85
00:03:58,080 --> 00:04:00,182
‫یه نامزد قدیسگیِ یتیم؟

86
00:04:01,117 --> 00:04:01,684
‫بله!

87
00:04:01,917 --> 00:04:03,085
‫ایشون یتیم هستن.

88
00:04:03,586 --> 00:04:05,488
‫ایشون اصالتاً از یه خانوادهٔ بارون هستن.

89
00:04:06,689 --> 00:04:08,758
‫من اخیراً از پیشینهٔ ایشون باخبر شدم.

90
00:04:09,592 --> 00:04:12,795
‫من هم توی فعالیت‌های مربوط به
‫حمایت از یتیما مشارکت دارم.

91
00:04:13,329 --> 00:04:15,030
‫با اینکه نامزد قدیسگی هستن،

92
00:04:15,031 --> 00:04:16,699
‫گذشتهٔ دردناکی رو پشت سر گذاشتن،

93
00:04:17,233 --> 00:04:19,735
‫برای همین ازشون خواستم
‫توی این کارها کمکم کنن.

94
00:04:20,770 --> 00:04:21,871
‫به واسطهٔ همین آشنایی،

95
00:04:22,004 --> 00:04:23,639
‫امشب به اینجا دعوتشون کردم

96
00:04:23,873 --> 00:04:25,541
‫تا از زحماتشون قدردانی کنم.

97
00:04:26,542 --> 00:04:28,044
‫مگه نه، لوآ؟

98
00:04:29,011 --> 00:04:29,745
‫بله.

99
00:04:30,646 --> 00:04:31,280
‫این...

100
00:04:31,747 --> 00:04:33,415
‫بهانه‌ای ظاهریه که جور شده تا

101
00:04:33,416 --> 00:04:35,184
‫غیرطبیعی جلوه نکنه

102
00:04:35,451 --> 00:04:36,585
‫که من کنار سوئن باشم.

103
00:04:37,720 --> 00:04:41,057
‫اون دختر مو سفید... قبلاً از
‫خاندان بارونِ رستورات بوده...

104
00:04:41,757 --> 00:04:43,291
‫پدر و مادرش یهو بر اثر بیماری مردن،

105
00:04:43,292 --> 00:04:44,627
‫و دخترشون رو تنها گذاشتن...

106
00:04:44,827 --> 00:04:45,861
‫چه سرنوشت غم‌انگیزی...

107
00:04:46,762 --> 00:04:50,266
‫باورم نمیشه اون دختر
‫نامزد قدیسگی شده باشه...

108
00:04:50,966 --> 00:04:54,303
‫کار والاحضرت واقعاً تحسین‌برانگیزه.

109
00:04:54,804 --> 00:04:56,038
‫خیلی عالیه.

110
00:04:57,573 --> 00:04:59,608
‫انگار بازخورد خوبی داشت.

111
00:05:01,043 --> 00:05:02,611
‫ایدهٔ سوئن بود، اما...

112
00:05:02,878 --> 00:05:05,214
‫جلب ترحم و همدلی بقیه،
‫تصمیم درستی بود.

113
00:05:06,549 --> 00:05:08,016
‫و صد البته... هم‌زمان و خیلی زیرکانه

114
00:05:08,017 --> 00:05:09,285
‫تصویر و وجههٔ خودش رو هم بالا برد.

115
00:05:11,420 --> 00:05:12,788
‫پس به این خاطر با همین...

116
00:05:13,756 --> 00:05:16,225
‫شاهزاده سوئن چقدر مهربون هستن.

117
00:05:17,026 --> 00:05:19,327
‫اما دلم می‌خواد از این به بعد

118
00:05:19,328 --> 00:05:21,497
‫با منم بیشتر دمخور بشید.

119
00:05:22,765 --> 00:05:24,300
‫حتماً، مایهٔ خوشحالیه.

120
00:05:27,737 --> 00:05:29,372
‫پس با اجازه‌تون،

121
00:05:29,572 --> 00:05:30,172
‫والاحضرت.

122
00:05:31,540 --> 00:05:32,408
‫صـ... صبر کنید.

123
00:05:33,376 --> 00:05:34,744
‫فرمانده شوالیه‌ها...

124
00:05:35,711 --> 00:05:38,314
‫پدر شما شوالیه‌ای برجسته بود.

125
00:05:39,181 --> 00:05:41,049
‫شما هم شایستهٔ لقب قهرمان ظاهر شدید،

126
00:05:41,050 --> 00:05:43,019
‫با کلی دستاوردهای درخشان.

127
00:05:43,919 --> 00:05:45,755
‫لایق چنین تعریفی نیستم!!

128
00:05:46,155 --> 00:05:46,922
‫اما...

129
00:05:47,456 --> 00:05:48,657
‫به نظر می‌رسه جناب فرمانده...

130
00:05:48,991 --> 00:05:51,427
‫ظاهراً چندان سلیقهٔ خوبی در انتخاب زن‌ها
‫ندارن.

131
00:05:56,198 --> 00:05:57,500
‫بریم، لوآ؟

132
00:06:02,071 --> 00:06:04,140
‫لوآی گستاخ...

133
00:06:05,274 --> 00:06:07,576
‫نمی‌ذارم این‌طوری تموم بشه.

390
00:06:09,576 --> 00:06:15,576
ترجمه و بومی‌سازی: ساب‌یار

391
00:06:09,576 --> 00:06:15,576
subyar.com

134
00:06:17,887 --> 00:06:19,422
‫افتخار رقص نمیدی؟

135
00:06:20,556 --> 00:06:23,426
‫رقصیدنم چندان تعریفی نداره...

136
00:06:23,926 --> 00:06:24,994
‫که این‌طور.

137
00:06:26,028 --> 00:06:27,163
‫چه حیف شد.

138
00:06:27,463 --> 00:06:29,398
‫خیلی دلم می‌خواست باهات برقصم.

139
00:06:30,399 --> 00:06:31,200
‫خب پس...

140
00:06:31,500 --> 00:06:32,435
‫بسیار خب.

141
00:06:32,935 --> 00:06:34,904
‫اگه آهنگی پخش بشه که توش وارد باشم،

142
00:06:35,171 --> 00:06:36,605
‫با کمال میل باهات می‌رقصم.

143
00:06:37,239 --> 00:06:37,940
‫واقعاً؟

144
00:06:38,340 --> 00:06:39,542
‫پس قول دادی، ها.

145
00:06:41,444 --> 00:06:43,512
‫دلم می‌خواد هر چه زودتر با لوآ برقصم.

146
00:06:44,714 --> 00:06:46,982
‫می‌تونم از نفوذم سوءاستفاده کنم
‫تا ردیفش کنم...

147
00:06:47,383 --> 00:06:50,353
‫واقعاً که... این چه حرفیه، سوئن؟

148
00:06:56,158 --> 00:06:57,727
‫اون پیشخدمت...

149
00:06:58,027 --> 00:06:58,794
‫همونی که همین چند لحظه پیش...

150
00:07:02,665 --> 00:07:03,999
‫سوئن، اون شخص!

151
00:07:05,368 --> 00:07:07,703
‫- آره، اوضاع خرابه.
‫- با همین دستام...

152
00:07:08,003 --> 00:07:11,140
‫مطمئنم با اون چاقو
‫یه نفرو نشونه گرفته.

153
00:07:11,974 --> 00:07:12,975
‫کسی رو؟

154
00:07:15,911 --> 00:07:17,179
‫ویکنت ددموند!؟

155
00:07:18,180 --> 00:07:20,082
‫حالا که آهنگ رقص داره پخش می‌شه،

156
00:07:20,383 --> 00:07:22,118
‫دیگه دیواری از جمعیت دورش نیست...

157
00:07:23,019 --> 00:07:23,786
‫در هر صورت—بیا جلوش رو بگیریم.

158
00:07:24,220 --> 00:07:24,887
‫باشه.

159
00:07:26,355 --> 00:07:27,256
‫می‌کشمش.

160
00:07:27,790 --> 00:07:28,524
‫می‌کشمش.

161
00:07:29,425 --> 00:07:32,328
‫باید بکشمش... فقط خودشو.

162
00:07:34,563 --> 00:07:36,265
‫ببخشید، بانوی محترم.

163
00:07:37,266 --> 00:07:38,666
‫برای کسی که کارش پذیراییه...

164
00:07:38,667 --> 00:07:40,669
‫این وسیله یکم خطرناک نیست؟

165
00:07:42,304 --> 00:07:44,440
‫شاهزاده سوئن!.. چرا؟

166
00:07:44,607 --> 00:07:45,408
‫شلوغش نکن.

167
00:07:46,142 --> 00:07:48,744
‫اگه فقط در حد یه قصد و نیت باشه،
‫هنوز لوش نمی‌دم.

168
00:07:49,345 --> 00:07:51,514
‫اگه ممکنه، برام بگو قضیه چیه؟

169
00:07:52,081 --> 00:07:54,150
‫حالت اصلاً عادی به نظر نمی‌رسه.

170
00:08:00,022 --> 00:08:00,755
‫من شارلوت مِیلم.

171
00:08:00,756 --> 00:08:02,757
‫من شارلوت مِیلم. [شارلوت مِیل]

172
00:08:02,758 --> 00:08:03,525
‫[شارلوت میل]

173
00:08:03,526 --> 00:08:06,128
‫توی عمارت دِدموند خدمتکار بودم.

174
00:08:07,329 --> 00:08:10,533
‫شنیده بودم آدم چشم‌ناپاک و هوس‌بازیه...

175
00:08:11,600 --> 00:08:13,035
‫اما حقوقش خوب بود.

176
00:08:13,769 --> 00:08:15,570
‫اون موقع پول لازم داشتم

177
00:08:15,571 --> 00:08:18,074
‫تا برای خونوادهٔ فقیرم بفرستم.

178
00:08:19,108 --> 00:08:20,743
‫حدود دو سال اونجا کار کردم.

179
00:08:21,310 --> 00:08:23,379
‫توی اون مدت هیچ اتفاقی نیفتاد.

180
00:08:24,947 --> 00:08:27,415
‫اما وقتی قرار شد ازدواج کنم،

181
00:08:27,416 --> 00:08:29,352
‫باید از خدمتکاری دست می‌کشیدم.

182
00:08:30,353 --> 00:08:33,289
‫میشه تبریک گفت؟

183
00:08:33,789 --> 00:08:34,523
‫نامزدت کیه؟

184
00:08:35,491 --> 00:08:37,927
‫دوست دوران بچگیمه، جوونی به اسم آلن.

185
00:08:38,794 --> 00:08:40,930
‫توی حومهٔ پایتخت یه نونوایی داره.

186
00:08:42,098 --> 00:08:45,134
‫رفته بودم شهر خرید کنم که
‫اتفاقی دوباره همو دیدیم.

187
00:08:46,936 --> 00:08:49,038
‫یه نونوایی توی حومهٔ پایتخت؟

188
00:08:50,339 --> 00:08:51,974
‫آهان، همون ویولا؟

189
00:08:52,208 --> 00:08:53,376
‫قبلاً اونجا رفتم.

190
00:08:53,843 --> 00:08:56,212
‫نون‌های خامه‌ایِ تازه‌پختش خیلی خوشمزه
‫بودن.

191
00:08:56,545 --> 00:08:58,447
‫والاحضرت، شما اونجا رو می‌شناسین!؟

192
00:08:59,382 --> 00:09:02,218
‫گاهی می‌زنم بیرون و توی شهر قدم می‌زنم.

193
00:09:02,918 --> 00:09:04,720
‫می‌خوام ببینم مردم چطور زندگی می‌کنن،

194
00:09:04,987 --> 00:09:06,689
‫خیلی کار جالب و کیف‌داریه.

195
00:09:07,890 --> 00:09:10,092
‫مطمئنم آلن اگه اینو بشنوه
‫حسابی جا می‌خوره...

196
00:09:11,260 --> 00:09:13,795
‫راستش، بعد از این‌که زنش شدم،

197
00:09:13,796 --> 00:09:15,765
‫می‌خواستم توی چرخوندن مغازه کمکش کنم.

198
00:09:17,033 --> 00:09:17,633
‫اما...

199
00:09:18,868 --> 00:09:21,003
‫درست بعد از این‌که گفتم می‌خوام برم،

200
00:09:21,103 --> 00:09:23,372
‫به اتاق خصوصی دِدموند احضار شدم.

201
00:09:24,073 --> 00:09:25,441
‫همین که پامو گذاشتم تو—

202
00:09:25,574 --> 00:09:28,110
‫منو پرت کرد روی تخت...

203
00:09:29,445 --> 00:09:30,379
‫امکان نداره!

204
00:09:30,946 --> 00:09:33,616
‫دست‌وپا زدم... ولی به زور
‫بهم دست‌درازی کرد.

205
00:09:34,383 --> 00:09:35,650
‫ولم کن!.. تمومش کن!

206
00:09:35,651 --> 00:09:37,453
‫این دستور اربابته!

207
00:09:39,088 --> 00:09:41,323
‫بذار این دمِ آخری یه حالی بکنم.

208
00:09:46,295 --> 00:09:47,730
‫چه جور آدمیه؟

209
00:09:48,097 --> 00:09:49,131
‫ویکنت ددموند.

210
00:09:50,666 --> 00:09:52,735
‫به کسی چیزی گفتی؟

211
00:09:53,803 --> 00:09:55,004
‫خیلی با خودم کلنجار رفتم... ولی...

212
00:09:55,638 --> 00:09:57,773
‫همه‌چیو با صداقت به آلن گفتم.

213
00:09:58,407 --> 00:09:59,208
‫اون چی گفت؟

214
00:09:59,909 --> 00:10:01,677
‫طوری از کوره دررفت که تا حالا ندیده بودم—

215
00:10:02,078 --> 00:10:04,480
‫رفت تا رو در روی دِدموند وایسه
‫و مجبورش کنه معذرت بخواد.

216
00:10:05,581 --> 00:10:07,216
‫خواستم جلوشو بگیرم... اما،

217
00:10:07,550 --> 00:10:09,452
‫گفت عمراً بتونه ازش بگذره.

218
00:10:10,653 --> 00:10:12,488
‫بعد از اون روز...

219
00:10:13,889 --> 00:10:17,626
‫از قدرتش استفاده کرد تا
‫کاسبیِ آلن رو به خاک سیاه بنشونه.

220
00:10:19,328 --> 00:10:22,098
‫پس واسه همین بود که
‫دست به همچین کار دیوونه‌وار و خطرناکی زدی.

221
00:10:22,865 --> 00:10:23,299
‫بله.

222
00:10:24,200 --> 00:10:25,767
‫دِدموند رو می‌کشم... حتی اگه

223
00:10:25,768 --> 00:10:27,169
‫به قیمت پای چوبهٔ دار رفتنم تموم بشه.

224
00:10:28,270 --> 00:10:30,573
‫هنوز که با آلن عقد نکردم.

225
00:10:31,073 --> 00:10:32,273
‫حتی اگه قاتل شناخته بشم،

226
00:10:32,274 --> 00:10:33,709
‫پای اون وسط کشیده نمیشه.

227
00:10:34,510 --> 00:10:36,379
‫با خودم گفتم... اگه این بمیره،

228
00:10:37,013 --> 00:10:38,981
‫آلن می‌تونه نونواییش رو سرپا نگه داره.

229
00:10:40,383 --> 00:10:42,485
‫فقط می‌خواستم از اون مغازهٔ
‫باارزشش مراقبت کنم.

230
00:10:42,618 --> 00:10:44,787
‫مهم نبود چی بشه.

231
00:10:57,266 --> 00:10:58,734
‫گریه نکن، شارلوت.

232
00:11:01,203 --> 00:11:03,873
‫واسه مشکل تو هم یه فکری می‌کنیم.

233
00:11:04,774 --> 00:11:05,875
‫مگه نه، سوئن؟

234
00:11:06,876 --> 00:11:08,611
‫اگه این چیزیه که می‌خوای،

235
00:11:09,011 --> 00:11:10,846
‫تا جایی که بتونم هواتو دارم.

236
00:11:11,547 --> 00:11:14,650
‫جدا از اون، دلم نمیاد زنی رو که
‫داره گریه می‌کنه به حال خودش بذارم.

237
00:11:16,018 --> 00:11:18,788
‫می‌دونستم همینو میگی.

238
00:11:20,523 --> 00:11:22,191
‫صبر داشته باش، دِدموند.

239
00:11:22,825 --> 00:11:25,027
‫تک‌تک دردایی که به بار آوردی رو—

240
00:11:25,528 --> 00:11:27,329
‫سرِ خودت تلافی می‌کنم.

241
00:11:31,867 --> 00:11:34,403
‫فعلاً شارلوت رو فرستادم خونه، ولی...

242
00:11:35,171 --> 00:11:38,874
‫با همهٔ اینا، ته دلت خیلی دل‌رحمی.

243
00:11:39,842 --> 00:11:42,411
‫پای چیزی که اصلاً ربطی به نقشه‌مون نداشت
‫رو وسط کشیدی.

244
00:11:43,446 --> 00:11:46,716
‫خودتم که گفتی نمی‌تونی
‫به حال خودش ولش کنی، نگفتی؟

245
00:11:47,717 --> 00:11:49,284
‫به دِدموند نزدیک می‌شم...

246
00:11:49,285 --> 00:11:50,653
‫و اسناد تجاری رو می‌دزدم...

247
00:11:51,587 --> 00:11:52,755
‫حالا که تا اینجا اومدم،

248
00:11:52,955 --> 00:11:55,191
‫می‌خوام تقاص کاراش با شارلوت رو هم
‫ازش پس بگیرم.

249
00:11:56,125 --> 00:11:57,760
‫حالا که تا اینجا اومدی، آره؟

250
00:12:04,633 --> 00:12:06,302
‫والس برای قدیسه...

251
00:12:07,036 --> 00:12:08,471
‫همون رقصی که از همه بهتر بلدم...

252
00:12:11,674 --> 00:12:13,275
‫صـ... صبر کن—سوئن!؟

253
00:12:14,243 --> 00:12:15,011
‫بسیار خب!

254
00:12:15,311 --> 00:12:17,113
‫قول دادی باهام برقصی، ندادی؟

255
00:12:17,513 --> 00:12:17,980
‫بزن بریم!

256
00:12:26,155 --> 00:12:29,125
‫وای خدا!.. شاهزاده سوئن داره می‌رقصه!

257
00:12:29,825 --> 00:12:31,527
‫واقعاً باوقاره...

258
00:12:32,762 --> 00:12:34,763
‫دختر خاندان بارونِ رستورات هم

259
00:12:34,764 --> 00:12:36,065
‫فوق‌العاده زیبا می‌رقصه.

260
00:12:37,900 --> 00:12:39,402
‫قدم‌هات عالیه، ولی

261
00:12:39,535 --> 00:12:40,803
‫صورتت زیادی خشکه.

262
00:12:41,370 --> 00:12:42,405
‫بیشتر لبخند بزن.

263
00:12:43,372 --> 00:12:44,473
‫نمی‌تونم.

264
00:12:44,807 --> 00:12:46,175
‫خیلی وقته نرقصیدم—

265
00:12:46,442 --> 00:12:47,643
‫دست‌پاچه شدم...

266
00:12:53,883 --> 00:12:55,017
‫اون گوشواره.

267
00:12:56,285 --> 00:12:58,688
‫پس کار خودت بود.

392
00:13:00,688 --> 00:13:06,688
ترجمه و بومی‌سازی: ساب‌یار

393
00:13:00,688 --> 00:13:06,688
subyar.com

268
00:13:19,675 --> 00:13:21,777
‫در تاریکی سرگردان، گم شده بودم...

269
00:13:22,111 --> 00:13:24,179
‫اسیر کینه و حسادت...

270
00:13:24,180 --> 00:13:26,514
‫عرفِ به‌اصطلاح حاکم بر دنیای آدم‌ها،

271
00:13:26,515 --> 00:13:28,918
‫درماندگی‌اش بسیار عمیق است.

272
00:13:29,318 --> 00:13:31,387
‫در میان احساسات درهم‌تنیده،

273
00:13:31,620 --> 00:13:33,823
‫صدای حقیقی‌ام اوج می‌گیرد،

274
00:13:34,090 --> 00:13:36,359
‫گویی بر بودنم گواهی می‌دهد؛

275
00:13:39,161 --> 00:13:41,063
‫حتی امروز،

276
00:13:41,230 --> 00:13:43,432
‫در حالی که هنوز سرگردانم،

277
00:13:44,033 --> 00:13:45,968
‫من هنوز خودمم!

278
00:13:46,102 --> 00:13:49,772
‫می‌خواهم فریاد بزنم—آه—

279
00:13:52,141 --> 00:13:54,210
‫حتی اشک‌هایم نیز...

280
00:13:54,810 --> 00:13:58,047
‫دیگر یکسره خشکیده‌اند.

281
00:13:58,381 --> 00:14:00,316
‫همین حالا،...

282
00:14:00,449 --> 00:14:03,051
‫اگر دنیای پلیدی هست

283
00:14:03,052 --> 00:14:05,821
‫که بتوانم واژگونش کنم،

284
00:14:06,288 --> 00:14:07,522
‫برخواهم خاست.

285
00:14:07,523 --> 00:14:09,457
‫به ژرفای افکارم نگریستم؛

286
00:14:09,458 --> 00:14:12,094
‫اگر آن سو دنیای دیگری باشد،

287
00:14:12,428 --> 00:14:14,329
‫آنگاه حتی ما، با باورهای دیگرگون،

288
00:14:14,330 --> 00:14:16,699
‫تابش نور را خواهیم دید.

289
00:14:20,836 --> 00:14:25,174
‫عزیزترین چیزهایی که دارم...

290
00:14:25,674 --> 00:14:27,009
‫درست همین‌جا هستند...

