1
00:00:04,271 --> 00:00:06,373
‫[با کینه‌ای خالصانه،
‫از طرف بانوی قدیسه درهم‌شکسته‌تون]

2
00:00:06,773 --> 00:00:09,342
‫میون خرده‌های خاطرات تکه‌تکه‌شده،

3
00:00:09,343 --> 00:00:12,012
‫تو رو می‌بینم—ای سرنوشت من.

4
00:00:12,579 --> 00:00:16,116
‫حتی اگه تو روزایی که قلبم رو شکستن
‫بلعیده بشم،

5
00:00:16,617 --> 00:00:18,385
‫نمی‌تونم رو به جلو برم.

6
00:00:18,552 --> 00:00:22,456
‫چیزایی ناپدید می‌شن، نابخشودنی،
‫تو این دنیای درهم‌شکسته...

7
00:00:22,689 --> 00:00:24,825
‫این عشق پر از زخمه.

8
00:00:24,958 --> 00:00:27,960
‫حتی اگه قضاوتم کنن
‫یا نابود بشم—برام مهم نیست.

9
00:00:27,961 --> 00:00:30,931
‫نمی‌خوام لمسش کنم... جلوی خودمو نمی‌تونم
‫بگیرم...

10
00:00:31,031 --> 00:00:34,034
‫با مهربونی دوستم خواهی داشت؟

11
00:00:34,234 --> 00:00:36,737
‫حتی منی که واقعی و بی‌پیرایه‌ام؟

12
00:00:37,204 --> 00:00:40,073
‫آیا این خودِ واقعی منه؟

13
00:00:40,207 --> 00:00:43,076
‫عاشق شو، عاشق شو، دل بباز...

14
00:00:43,243 --> 00:00:46,345
‫این احساسات فوران‌کرده

15
00:00:46,346 --> 00:00:48,849
‫به قلبم هجوم میارن.

16
00:00:49,349 --> 00:00:52,385
‫این دست می‌تونه طنین عشق باشه.

17
00:00:52,386 --> 00:00:55,055
‫واسه تو، واسه تو، واسه تو...

18
00:01:01,361 --> 00:01:04,531
‫حتی اگه بسوزه—اگه بهم عشق بده...

19
00:01:04,665 --> 00:01:07,067
‫دیگه گریه، گریه، گریه نمی‌کنم

20
00:01:07,434 --> 00:01:10,470
‫با تمام وجودم—به‌خاطر تو—لبخند می‌زنم.

21
00:01:10,704 --> 00:01:13,340
‫واسه تو، واسه تو، واسه تو...

22
00:01:13,640 --> 00:01:16,709
‫با مهربونی دوستم خواهی داشت؟

23
00:01:16,710 --> 00:01:19,346
‫این حس دلنشین عشق...

24
00:01:19,580 --> 00:01:22,549
‫هرچی داری رو پس بده.

25
00:01:22,783 --> 00:01:25,586
‫بهم بده، بهم بده، به من بده

26
00:01:30,290 --> 00:01:35,295
‫[قسمت ۷: دیداری در گذشته]

27
00:01:38,432 --> 00:01:39,333
‫خیلی بد شد...

28
00:01:39,633 --> 00:01:40,601
‫خراب کردم.

29
00:01:41,869 --> 00:01:43,637
‫یواشکی رفتم تو شهر و...

30
00:01:44,004 --> 00:01:45,873
‫تونستم چندتا از اراذل رو فراری بدم...

31
00:01:47,341 --> 00:01:50,010
‫که برای یه بانو مزاحمت ایجاد می‌کردن،
‫اما...

32
00:01:51,211 --> 00:01:52,312
‫زخمی شدم...

33
00:01:52,746 --> 00:01:54,882
‫و محافظام رو گم کردم.

34
00:01:56,817 --> 00:01:58,519
‫هنوز خیلی بی‌تجربه‌ام.

35
00:02:01,889 --> 00:02:04,056
‫باید سریع به کاخ سلطنتی برگردم،

36
00:02:04,057 --> 00:02:05,425
‫وگرنه همه نگران می‌شن...

37
00:02:06,860 --> 00:02:08,128
‫معلومه که نمی‌شن.

38
00:02:08,996 --> 00:02:10,931
‫هرچی باشه، من شاهزاده دوم نفرین‌شده‌ام.

39
00:02:13,500 --> 00:02:14,935
‫وقتی به دنیا اومدم،

40
00:02:15,435 --> 00:02:16,602
‫زایمان خیلی سخت‌تر از

41
00:02:16,603 --> 00:02:17,671
‫زایمان برادر بزرگ‌ترم بود...

42
00:02:18,338 --> 00:02:19,773
‫مادرم، ملکه،

43
00:02:20,240 --> 00:02:22,276
‫به‌خاطر خون‌ریزی شدید تا پای مرگ رفت.

44
00:02:24,144 --> 00:02:26,680
‫اگه بانوی قدیسه اون دوران مداخله نمی‌کرد،

45
00:02:27,147 --> 00:02:28,815
‫مادرم زنده نمی‌موند.

46
00:02:30,517 --> 00:02:31,818
‫به همین خاطر،

47
00:02:32,119 --> 00:02:35,222
‫بعضی‌ها به چشم یه شاهزاده نفرین‌شده ازم
‫بیزارن.

48
00:02:36,490 --> 00:02:38,324
‫می‌گن این چشمای سرخ تیره،

49
00:02:38,325 --> 00:02:39,860
‫که تیره‌تر از چشمای برادرمه،

50
00:02:40,527 --> 00:02:42,195
‫به‌خاطر اینه که توی رحم...

51
00:02:42,196 --> 00:02:43,864
‫خون ملکه رو نوشیدم...

52
00:02:45,933 --> 00:02:47,201
‫علاوه بر این،

53
00:02:47,601 --> 00:02:48,501
‫قطعی به نظر می‌رسه که

54
00:02:48,502 --> 00:02:49,703
‫برادر بزرگ‌ترم، شاهزاده اول،

55
00:02:50,003 --> 00:02:53,473
‫به عنوان پادشاه بعدی به تخت می‌شینه.

56
00:02:54,241 --> 00:02:56,910
‫من علاقه‌ای به خود تخت پادشاهی ندارم.

57
00:02:58,045 --> 00:02:58,846
‫اما...

58
00:03:00,247 --> 00:03:01,215
‫حقارت‌باره.

59
00:03:02,683 --> 00:03:04,417
‫چنین قضاوت بی‌ارزشی رو—

60
00:03:04,418 --> 00:03:05,853
‫با قدرت خودم زیر و رو می‌کنم.

61
00:03:07,054 --> 00:03:08,088
‫با این فکر،

62
00:03:08,422 --> 00:03:09,922
‫می‌رفتم توی شهر،

63
00:03:09,923 --> 00:03:11,357
‫تا دیدگاهم رو گسترش بدم،

64
00:03:11,358 --> 00:03:13,327
‫از زاویه‌ای متفاوت نسبت به برادرم...

65
00:03:14,962 --> 00:03:16,896
‫اما پدر و مادر...

66
00:03:16,897 --> 00:03:18,765
‫فقط از اون حرف می‌زنن.

67
00:03:20,734 --> 00:03:22,669
‫فقط... یکم خسته‌ام.

68
00:03:25,005 --> 00:03:26,807
‫...هی، با توام.

69
00:03:29,243 --> 00:03:30,511
‫حالت خوبه؟

70
00:03:31,945 --> 00:03:32,913
‫تو...؟

71
00:03:34,114 --> 00:03:34,848
‫...اون زخمت—

72
00:03:35,382 --> 00:03:36,850
‫دردناک به نظر میاد.

73
00:03:38,385 --> 00:03:40,053
‫می‌تونم درمانش کنم!

74
00:03:42,155 --> 00:03:44,091
‫بعدش درد می‌گیره، اما...

75
00:03:45,158 --> 00:03:46,426
‫می‌تونم درمانش کنم!

76
00:03:48,095 --> 00:03:49,196
‫یعنی این دختر...

77
00:03:49,496 --> 00:03:52,466
‫قدرتی مثل نامزد مقام قدیسه داره؟

78
00:03:53,400 --> 00:03:56,003
‫اما... «بعدش درد می‌گیره»؟

79
00:03:57,104 --> 00:04:00,040
‫شاید به استفاده از قدرتش عادت نداره.

80
00:04:02,910 --> 00:04:04,545
‫نیازی نیست به خودت فشار بیاری.

81
00:04:05,679 --> 00:04:08,182
‫اگه محافظام پیدام کنن، برمی‌گردم خونه.

82
00:04:08,715 --> 00:04:10,150
‫تازه برای همچین زخمی...

83
00:04:11,685 --> 00:04:14,087
‫کسی قرار نیست نگران بشه.

84
00:04:15,923 --> 00:04:16,890
‫من...

85
00:04:17,357 --> 00:04:19,226
‫من نگرانتم.

86
00:04:19,560 --> 00:04:20,961
‫انجامش میدم.

87
00:04:21,762 --> 00:04:23,864
‫دلم می‌خواد خوب بشی!

88
00:04:24,531 --> 00:04:27,201
‫پس بذار درمانت کنم!

334
00:04:29,201 --> 00:04:35,201
ترجمه و بومی‌سازی: ساب‌یار

335
00:04:29,201 --> 00:04:35,201
subyar.com

89
00:04:38,111 --> 00:04:39,847
‫حالا دیگه حالت خوب شد.

90
00:04:41,815 --> 00:04:43,717
‫...لوآ، کجایی؟

91
00:04:44,451 --> 00:04:47,421
‫وای، مادرم صدام می‌زنه. باید برم.

92
00:04:48,622 --> 00:04:50,824
‫فعلاً! مراقب خودت باش، باشه؟

93
00:04:52,726 --> 00:04:54,695
‫آه، اسمش رو نپرسیدم.

94
00:04:55,662 --> 00:04:56,230
‫اما—

95
00:04:57,231 --> 00:05:00,901
‫اولین باره که یکی
‫این‌قدر باهام مهربون بوده.

96
00:05:02,269 --> 00:05:05,906
‫انگار یه الهه نجاتم داد.

97
00:05:11,945 --> 00:05:12,812
‫این...

98
00:05:12,813 --> 00:05:13,947
‫مال اونه...

99
00:05:15,749 --> 00:05:17,684
‫یعنی ممکنه یه روز دوباره همدیگه رو ببینیم؟

100
00:05:22,389 --> 00:05:24,024
‫دیدار با اون دختر...

101
00:05:24,458 --> 00:05:26,126
‫تبدیل به قدرت من شد.

102
00:05:28,095 --> 00:05:30,531
‫دیگه کسی منو بچه نفرین‌شده صدا نمی‌زنه.

103
00:05:31,298 --> 00:05:33,967
‫اون‌قدر قوی شدم که دهنشون رو ببندم.

104
00:05:35,202 --> 00:05:38,071
‫وقتی دنبال اون دختر ناشناس می‌گشتم،

105
00:05:39,006 --> 00:05:41,275
‫متوجه تاریکی معبد شدم.

106
00:05:42,776 --> 00:05:45,212
‫اوایل، فقط یه هم‌پیمان بودی.

107
00:05:46,180 --> 00:05:48,849
‫اما هرچی بیشتر کنارت بودم و می‌شناختمت،

108
00:05:49,850 --> 00:05:53,253
‫با خودم می‌گفتم چقدر خوب می‌شد
‫اگه همون دختر بودی.

109
00:05:54,855 --> 00:05:58,091
‫خوشحالم که تو بودی—
‫همون الهه‌ای که نجاتم داد.

110
00:05:59,359 --> 00:06:00,394
‫همیشه...

111
00:06:01,395 --> 00:06:04,064
‫همیشه دلم می‌خواست ببینمت، لوآ.

112
00:06:06,200 --> 00:06:07,134
‫سوئن؟

113
00:06:07,701 --> 00:06:09,536
‫یه جورایی... خوشحال به نظر می‌رسی.

114
00:06:10,404 --> 00:06:11,371
‫واقعاً؟

115
00:06:13,240 --> 00:06:14,575
‫حالا که فکر می‌کنم، اون موقع هم...

116
00:06:15,075 --> 00:06:18,111
‫زخم‌های من رو به جون خریدی.

117
00:06:20,280 --> 00:06:22,983
‫هنوزم قلبت پر از مهربونیه.

118
00:06:24,184 --> 00:06:27,855
‫اگه روزی این مهربونی مانع انتقامت بشه...

119
00:06:29,089 --> 00:06:32,125
‫اون وقت خودم به‌جات
‫دستام رو آلوده می‌کنم.

120
00:06:33,927 --> 00:06:36,263
‫چون پیدا کردنت خیلی طول کشید،

121
00:06:36,663 --> 00:06:38,799
‫خیلی بیشتر از حقت عذاب کشیدی.

122
00:06:39,733 --> 00:06:41,602
‫این بار می‌خوام پشتت باشم.

123
00:06:42,736 --> 00:06:45,172
‫شمشیر و سپرت می‌شم.

124
00:06:46,240 --> 00:06:47,674
‫پس تا آخر خط،

125
00:06:49,576 --> 00:06:51,111
‫لطفاً من رو پیش خودت نگه‌دار.

126
00:06:53,413 --> 00:06:54,481
‫وای.

127
00:06:55,916 --> 00:06:57,484
‫فوق‌العاده بود.

128
00:06:57,651 --> 00:06:58,986
‫باشکوه بود، والاحضرت!

129
00:07:01,788 --> 00:07:04,057
‫عجب، واقعاً شگفت‌انگیز بود!

130
00:07:05,225 --> 00:07:07,528
‫اجرای واقعاً دل‌انگیزی رو به نمایش
‫گذاشتید.

131
00:07:07,995 --> 00:07:10,731
‫اما والاحضرت، دارید کم‌لطفی می‌کنید!

132
00:07:11,431 --> 00:07:13,032
‫اگه همراه چنین بانوی زیبایی هستید،

133
00:07:13,033 --> 00:07:14,668
‫پاک و معصوم مثل زنبق سفید،

134
00:07:15,435 --> 00:07:18,405
‫باید ایشون رو به من هم معرفی می‌کردید.

135
00:07:19,973 --> 00:07:21,074
‫ددموند!

136
00:07:22,676 --> 00:07:24,845
‫حالا که خودش زحمت کشیده
‫و اومده سمتمون،

137
00:07:25,078 --> 00:07:26,513
‫می‌خوام دست به کار بشم... اما...

138
00:07:27,814 --> 00:07:29,815
‫از اینجا به بعد باید راهی پیدا کنم

139
00:07:29,816 --> 00:07:31,385
‫تا با ددموند تنها بشم...

140
00:07:32,786 --> 00:07:34,954
‫پس ایشون نامزد والاحضرت نیستن...

141
00:07:34,955 --> 00:07:37,591
‫درسته؟

142
00:07:38,892 --> 00:07:41,527
‫چنین زیبارویی—گلی به این لطافت—

143
00:07:41,528 --> 00:07:44,431
‫افسون خطرناکی داره
‫که آدم دلش می‌خواد بچیندش.

144
00:07:45,933 --> 00:07:48,902
‫خواهش می‌کنم، اسمتون رو نمی‌فرمایید،

145
00:07:50,237 --> 00:07:51,738
‫بانوی زنبق سفید؟

146
00:07:53,707 --> 00:07:54,541
‫جناب ویکنت،

147
00:07:55,809 --> 00:07:57,711
‫لطفاً دستتون رو بکشید کنار.

148
00:07:58,612 --> 00:08:01,648
‫درسته که نامزدم نیستن، اما

149
00:08:02,049 --> 00:08:03,851
‫امشب همراه من هستن.

150
00:08:04,751 --> 00:08:06,887
‫دیگه بهتون تذکر نمی‌دم.

151
00:08:07,221 --> 00:08:08,121
‫مشکلی نیست، سوئن.

152
00:08:08,555 --> 00:08:09,723
‫بسپارش به من.

153
00:08:10,824 --> 00:08:11,458
‫لوآ؟

154
00:08:14,862 --> 00:08:17,998
‫عذر می‌خوام که دیر خودم رو
‫معرفی می‌کنم، جناب ویکنت.

155
00:08:19,132 --> 00:08:21,201
‫من لوآ رستورات هستم.

156
00:08:25,572 --> 00:08:28,008
‫والاحضرت سوئن امشب من رو دعوت کردن،

157
00:08:28,308 --> 00:08:31,278
‫هرچند لایق همراهی ایشون نیستم.

158
00:08:32,145 --> 00:08:34,114
‫مهم‌تر از اون،

159
00:08:34,882 --> 00:08:37,517
‫مشتاق بودم که از نزدیک

160
00:08:37,518 --> 00:08:40,120
‫با شما آشنا بشم، جناب ویکنت.

161
00:08:41,755 --> 00:08:44,525
‫نـ... نزدیک‌تر آشنا بشید...؟

162
00:08:44,825 --> 00:08:45,692
‫نظرتون چیه؟

163
00:08:46,760 --> 00:08:48,562
‫موافقید جشن تولدتون رو...

164
00:08:48,662 --> 00:08:50,998
‫بعداً دونفری جشن بگیریم؟

165
00:08:53,100 --> 00:08:54,168
‫فکر خوبیه.

166
00:08:55,402 --> 00:08:58,172
‫وقتی آهنگ بعدی تموم شد،
‫بیا به اتاق من.

167
00:08:59,406 --> 00:09:01,942
‫بیا دونفری... خوش بگذرونیم.

168
00:09:08,081 --> 00:09:09,816
‫یه جورایی جواب داد.

169
00:09:10,984 --> 00:09:12,986
‫عشوه‌گری سخت‌تر از چیزیه که به نظر میاد.

170
00:09:13,353 --> 00:09:16,089
‫نگران بودم نتونم با
‫دلبری از پسش بربیام.

171
00:09:18,158 --> 00:09:19,159
‫سوئن؟

172
00:09:19,893 --> 00:09:20,993
‫چیزی شده؟

173
00:09:20,994 --> 00:09:22,296
‫قیافه‌ت ترسناک شده.

174
00:09:23,130 --> 00:09:25,432
‫لوآ، اول دستت رو بده.

175
00:09:27,734 --> 00:09:29,937
‫می‌خوام جایی که بهش دست زده رو پاک کنم.

176
00:09:31,205 --> 00:09:32,840
‫واقعاً که از دست تو...!

177
00:09:33,340 --> 00:09:35,509
‫اصلاً این کلک‌ها رو از کجا یاد گرفتی!؟

178
00:09:35,909 --> 00:09:36,976
‫من فقط...

179
00:09:36,977 --> 00:09:40,914
‫فقط از زن‌های دور ددموند
‫تقلید کردم، همین.

180
00:09:42,182 --> 00:09:45,151
‫تازه، نشنیده بودم نقشه‌ت این باشه که

181
00:09:45,152 --> 00:09:48,789
‫من رو بپیچونی و با ددموند تنها بشی.

182
00:09:49,790 --> 00:09:51,491
‫این‌طوری گاردش میاد پایین، نه؟

183
00:09:51,992 --> 00:09:54,228
‫استفاده از قدرتم هم راحت‌تر می‌شه.

184
00:09:55,062 --> 00:09:56,430
‫بیا.

185
00:09:57,698 --> 00:09:59,366
‫بفرما، تموم شد.

186
00:10:00,501 --> 00:10:01,401
‫ممنون...

187
00:10:02,336 --> 00:10:05,171
‫می‌دونستم از اون شاهزاده‌خانم‌هایی نیستی
‫که

188
00:10:05,172 --> 00:10:07,474
‫نیاز به مراقبت داشته باشه...

189
00:10:08,442 --> 00:10:10,243
‫اگه قراره بری به اتاق ددموند،

190
00:10:10,244 --> 00:10:12,412
‫هرچی لازم داشته باشی رو
‫فوراً آماده می‌کنم.

191
00:10:13,380 --> 00:10:15,315
‫من همین دور و برا می‌مونم، پس اگه...

192
00:10:15,749 --> 00:10:17,951
‫اتفاقی افتاد، فوری میام کمکت.

193
00:10:18,619 --> 00:10:19,219
‫فهمیدی؟

194
00:10:20,521 --> 00:10:21,054
‫باشه.

195
00:10:22,189 --> 00:10:23,490
‫بهت اعتماد دارم.

196
00:10:25,292 --> 00:10:27,561
‫تو قدیسه نیستی.

197
00:10:28,262 --> 00:10:30,464
‫شایدم یه ساحره‌ی بدذاتی.

198
00:10:37,104 --> 00:10:38,138
‫بیا داخل.

199
00:10:39,740 --> 00:10:41,041
‫با اجازه.

200
00:10:43,210 --> 00:10:46,046
‫اینجا اتاق‌خواب ددمونده.

201
00:10:47,181 --> 00:10:48,748
‫اول باید بفهمم

202
00:10:48,749 --> 00:10:50,851
‫اون مدارک رو کجا قایم کرده.

203
00:10:56,990 --> 00:10:59,660
‫واقعاً وسوسه‌انگیزی.

204
00:11:01,161 --> 00:11:02,896
‫نوشیدنی میل داری؟

205
00:11:04,231 --> 00:11:05,866
‫عذر می‌خوام.

206
00:11:06,066 --> 00:11:07,568
‫اهل نوشیدنی نیستم.

207
00:11:08,769 --> 00:11:09,970
‫که این‌طور.

208
00:11:10,737 --> 00:11:11,772
‫پس...

209
00:11:15,843 --> 00:11:18,712
‫قبل از اینکه خوش بگذرونیم... بیا تکلیفو
‫روشن کنیم.

210
00:11:20,380 --> 00:11:23,183
‫هدفت از نزدیک شدن به من چیه؟

211
00:11:25,652 --> 00:11:28,088
‫یعنی نقشه من و سوئن رو فهمیده؟!

336
00:11:30,088 --> 00:11:36,088
ترجمه و بومی‌سازی: ساب‌یار

337
00:11:30,088 --> 00:11:36,088
subyar.com

212
00:11:49,977 --> 00:11:52,079
‫توی تاریکی سرگردون و گم شده بودم...

213
00:11:52,412 --> 00:11:54,480
‫اسیر کینه و حسادت

214
00:11:54,481 --> 00:11:56,816
‫به‌اصطلاح «عقل سلیم» دنیای آدما،

215
00:11:56,817 --> 00:11:59,219
‫درماندگیش خیلی عمیقه.

216
00:11:59,620 --> 00:12:01,688
‫میون این احساسات درهم‌تنیده

217
00:12:01,922 --> 00:12:04,124
‫صدای واقعی‌ام اوج می‌گیره

218
00:12:04,391 --> 00:12:06,660
‫انگار که می‌خواد بودنم رو ثابت کنه

219
00:12:09,463 --> 00:12:11,365
‫حتی امروز،

220
00:12:11,532 --> 00:12:13,734
‫در حالی که هنوز سرگردونم،

221
00:12:14,334 --> 00:12:16,270
‫من هنوزم خودِ خودمم!

222
00:12:16,403 --> 00:12:21,494
‫دلم می‌خواد فریاد بکشم—آه—

223
00:12:22,442 --> 00:12:24,511
‫حتی اشک‌هام...

224
00:12:25,112 --> 00:12:28,348
‫دیگه کاملاً خشکیدن.

225
00:12:28,682 --> 00:12:30,617
‫همین حالا...

226
00:12:30,751 --> 00:12:33,352
‫اگه دنیای کثیفی اون بیرون هست،

227
00:12:33,353 --> 00:12:36,123
‫که بتونم زیر و زبَرش کنم،

228
00:12:36,590 --> 00:12:37,823
‫برمی‌خیزم.

229
00:12:37,824 --> 00:12:39,759
‫به فکر و خیال‌های خودم نگاهی انداختم،

230
00:12:39,760 --> 00:12:42,396
‫اگه دنیای دیگه‌ای اون بیرون باشه،

231
00:12:42,729 --> 00:12:44,630
‫اون وقت ما هم با باورهای متفاوتمون،

232
00:12:44,631 --> 00:12:47,000
‫می‌بینیم که نور به ما هم می‌تابه

233
00:12:51,138 --> 00:12:55,475
‫عزیزترین چیزهایی که برام مونده...

234
00:12:55,976 --> 00:12:57,311
‫همین‌جا هستن...

