1
00:00:03,712 --> 00:00:06,756
‫[با نهایت انتقام، ارادتمند، قدیسه
‫درهم‌شکسته شما]

2
00:00:06,757 --> 00:00:09,342
‫میون تیکه‌های خاطراتِ پرپرشده،

3
00:00:09,343 --> 00:00:12,012
‫تو رو می‌بینم... تقدیرِ من.

4
00:00:12,596 --> 00:00:16,099
‫حتی اگه روزایی که قلبم رو تکه‌پاره کرد،
‫من رو ببلعه...

5
00:00:16,600 --> 00:00:18,352
‫نمی‌تونم پا پس بکشم.

6
00:00:18,560 --> 00:00:22,439
‫توی این دنیای تباه‌شده،
‫همه‌چیز بی‌رحمانه ناپدید می‌شه...

7
00:00:22,689 --> 00:00:24,816
‫این عشق غرق در زخمه.

8
00:00:24,942 --> 00:00:27,944
‫حتی اگه قضاوتم کنن یا نابود بشم،
‫عین خیالم نیست.

9
00:00:27,945 --> 00:00:30,947
‫نمی‌خوام بهش دست بزنم...
‫نمی‌تونم جلوش رو بگیرم...

10
00:00:30,948 --> 00:00:34,034
‫آروم و با ملایمت عاشقم می‌شی؟

11
00:00:34,243 --> 00:00:36,745
‫حتی به منی که واقعی و بی‌پیرایه‌ست؟

12
00:00:37,162 --> 00:00:40,082
‫واقعاً من اینم؟

13
00:00:40,207 --> 00:00:43,085
‫عاشق شو، دل بباز، عاشق شو...

14
00:00:43,252 --> 00:00:46,337
‫این حس و حال مهارنشدنی،

15
00:00:46,338 --> 00:00:48,841
‫توی دلم طغیان می‌کنه.

16
00:00:49,341 --> 00:00:52,385
‫این دستا می‌تونن
‫صدای عشق رو به صدا دربیارن.

17
00:00:52,386 --> 00:00:55,055
‫واسه تو، برای تو، واسه تو...

18
00:01:01,353 --> 00:01:04,523
‫حتی اگه بسوزونه... اگه بهم عشق بده...

19
00:01:04,648 --> 00:01:07,067
‫دیگه گریه نمی‌کنم، اصلاً اشک نمی‌ریزم...

20
00:01:07,442 --> 00:01:10,487
‫با تمام وجودم، واسه تو لبخند می‌زنم.

21
00:01:10,654 --> 00:01:13,323
‫واسه تو، برای تو، واسه تو...

22
00:01:13,657 --> 00:01:16,701
‫یعنی با مهربونی دوستم خواهی داشت؟

23
00:01:16,702 --> 00:01:19,329
‫این حس شیرینِ عاشقی...

24
00:01:19,580 --> 00:01:22,541
‫هر چی داری رو پس بده.

25
00:01:22,791 --> 00:01:25,586
‫بهم بده، بده من، بهم بده...

26
00:01:30,007 --> 00:01:31,632
‫بانو ترویِرس رو دیدم،

27
00:01:31,633 --> 00:01:33,968
‫که یواشکی با یکی قرار داشت...

28
00:01:33,969 --> 00:01:36,180
‫درست بیرون انبار.

29
00:01:36,430 --> 00:01:39,515
‫اگه واقعاً انبار ددموند باشه...

30
00:01:39,516 --> 00:01:41,435
‫پس چیزی که توشه احتمالاً...

31
00:01:50,360 --> 00:01:54,155
‫[قسمت ۹: «سرانجام»]

32
00:01:54,156 --> 00:01:54,907
‫این وحشتناکه.

33
00:01:56,700 --> 00:01:58,242
‫نکنه این بساط وحشتناک،

34
00:01:58,243 --> 00:01:59,453
‫واقعاً زیر سر آریان باشه!؟

35
00:02:00,245 --> 00:02:02,664
‫اگه کار اون باشه، بی‌معطلی انجامش میده.

36
00:02:03,624 --> 00:02:04,374
‫شیجی!

37
00:02:04,750 --> 00:02:05,083
‫بله.

38
00:02:06,752 --> 00:02:09,046
‫آماده‌ش کردم براتون، سرورم.

39
00:02:10,714 --> 00:02:12,007
‫این شمشیر...؟

40
00:02:13,467 --> 00:02:15,134
‫توی کالسکه همراهم بود.

41
00:02:15,135 --> 00:02:17,054
‫شمشیر موردعلاقمه.

42
00:02:18,347 --> 00:02:20,557
‫سر راهم پیش شما، سرورم،

43
00:02:21,225 --> 00:02:24,436
‫محض احتیاط رفتم از کالسکه آوردمش.

44
00:02:25,437 --> 00:02:26,563
‫همون‌طور که انتظار می‌رفت.

45
00:02:26,772 --> 00:02:29,149
‫داشتنِ یه زیردست کاربلد خیلی غنیمته.

46
00:02:30,108 --> 00:02:32,486
‫نگو که می‌خوای بری به جنگِ هیولا؟

47
00:02:32,736 --> 00:02:33,737
‫خطرناکه.

48
00:02:34,738 --> 00:02:37,157
‫دست‌کمم نگیر، خیلی قویم.

49
00:02:38,325 --> 00:02:41,245
‫اون‌قدری هستم که به
‫فرمانده شوالیه‌ها هم نبازم.

50
00:02:42,746 --> 00:02:43,580
‫شیجی!

51
00:02:44,081 --> 00:02:45,832
‫تو هم سلاح قایم کردی، نه؟

52
00:02:46,542 --> 00:02:46,875
‫بله.

53
00:02:47,459 --> 00:02:49,169
‫تو برو ردِ اون یوآنی رو بگیر.

54
00:02:50,128 --> 00:02:52,213
‫اگه کار اون باشه،

55
00:02:52,214 --> 00:02:54,424
‫باید همین دور و برای عمارت باشه.

56
00:02:55,384 --> 00:02:56,844
‫دیدی خفتش کن.

57
00:02:58,387 --> 00:03:00,097
‫اطاعت، والاحضرت!

58
00:03:01,890 --> 00:03:02,474
‫لوآ،

59
00:03:03,100 --> 00:03:05,185
‫تو این مدرک رو بردار و فرار کن.

60
00:03:07,104 --> 00:03:10,023
‫نمی‌تونم بقیه رو ول کنم فرار کنم!

61
00:03:11,024 --> 00:03:12,608
‫اون‌قدری عقلت می‌رسه که بدونی...

62
00:03:12,609 --> 00:03:15,070
‫بهترین کار توی این اوضاع چیه، مگه نه؟

63
00:03:15,821 --> 00:03:17,030
‫این که...!

64
00:03:18,782 --> 00:03:19,658
‫درسته...

65
00:03:19,950 --> 00:03:21,285
‫توی همچین میدونی،

66
00:03:21,535 --> 00:03:23,453
‫شاید فقط مایه‌ی دردسر باشم.

67
00:03:24,413 --> 00:03:27,958
‫اما اگه قبیله یوآن
‫زیر سر آریان باشه...

68
00:03:28,292 --> 00:03:28,876
‫پس حتماً...

69
00:03:30,460 --> 00:03:32,921
‫از اون دختر... دقیقاً همچین کاری برمیاد.

70
00:03:34,965 --> 00:03:37,926
‫تازه، شاید این نیرو بتونه...

71
00:03:40,137 --> 00:03:41,555
‫امتحانش ضرر نداره.

72
00:03:48,312 --> 00:03:49,438
‫خیلی خب...

73
00:03:50,314 --> 00:03:52,983
‫کار اون یارو یوآنی رو سپردم به شیجی،

74
00:03:53,525 --> 00:03:56,695
‫لوآ هم احتمالاً به سلامت جیم شده...

75
00:03:58,947 --> 00:04:00,824
‫حالا با این جونور چی‌کار کنم...

76
00:04:02,534 --> 00:04:04,118
‫انگار فرمانده شوالیه‌ها داره

77
00:04:04,119 --> 00:04:05,871
‫سعی می‌کنه مهمونا رو بکشه بیرون، ولی...

78
00:04:06,288 --> 00:04:08,165
‫تخلیه خوب پیش نمیره.

79
00:04:09,166 --> 00:04:10,833
‫با این همه آدمی که هنوز اینجان،

80
00:04:10,834 --> 00:04:12,961
‫دست به شمشیر شدن مکافاته...

81
00:04:13,837 --> 00:04:14,713
‫اولندش که،

82
00:04:15,005 --> 00:04:16,255
‫هیولا رو می‌کشونم

83
00:04:16,256 --> 00:04:17,674
‫یه جا که پرِ پرنده پر نزنه.

84
00:04:18,217 --> 00:04:19,426
‫وایسا، سوئن!

85
00:04:22,179 --> 00:04:23,680
‫یه نقشه‌ای دارم.

86
00:04:24,181 --> 00:04:25,015
‫لوآ!

87
00:04:25,182 --> 00:04:26,516
‫زودباش فرار کن!

88
00:04:26,517 --> 00:04:28,101
‫نه، فرار نمی‌کنم.

89
00:04:29,311 --> 00:04:31,563
‫گوش بده چی میگم، سوئن.

90
00:04:33,148 --> 00:04:34,274
‫اول از همه، تو باید...

91
00:04:37,528 --> 00:04:38,820
‫د-داری چی میگی!؟

92
00:04:39,029 --> 00:04:39,988
‫زده به سرت!؟

93
00:04:40,364 --> 00:04:42,908
‫نمی‌تونم بذارم دست به
‫همچین کار خطرناکی بزنی.

94
00:04:44,368 --> 00:04:45,035
‫سوئن.

95
00:04:46,537 --> 00:04:47,453
‫انتقام...

96
00:04:47,454 --> 00:04:49,665
‫همیشه با عقل جور درنمیاد.

97
00:04:55,212 --> 00:04:58,048
‫همیشه فراتر از تصور من عمل می‌کنی.

98
00:05:00,050 --> 00:05:01,635
‫باشه، فهمیدم.

99
00:05:02,386 --> 00:05:04,429
‫این بارم... همون‌طور که میگی پیش میریم.

100
00:05:05,931 --> 00:05:08,100
‫مرسی که بهم اعتماد کردی، سوئن.

101
00:05:09,560 --> 00:05:13,355
‫دیگه وقتشه صحنه رو برام بچینی.

102
00:05:19,528 --> 00:05:20,654
‫همگی آروم باشید!

103
00:05:20,988 --> 00:05:22,239
‫با خونسردی خارج بشید!

104
00:05:23,073 --> 00:05:25,450
‫ورودی اصلی زیر آوار بند اومده!

105
00:05:26,410 --> 00:05:28,412
‫سریع از در پشتی برید بیرون!

106
00:05:30,289 --> 00:05:33,208
‫لعنتی! این شلوغی جلو تخلیه رو گرفته.

107
00:05:34,918 --> 00:05:36,460
‫حتى اگه بخوام با هیولا شاخ به شاخ بشم،

108
00:05:36,461 --> 00:05:37,713
‫شمشیرم همرام نیست...

109
00:05:39,381 --> 00:05:40,923
‫شمشیر بردن به مهمونی دور از کمالاته...

110
00:05:40,924 --> 00:05:42,341
‫با اینکه آریان اینو بهم گفته بود،

111
00:05:42,342 --> 00:05:44,094
‫باید هر جور شده همراهم می‌آوردمش.

112
00:05:45,429 --> 00:05:46,888
‫آریانم که این وسط غیبش زد...

113
00:05:46,889 --> 00:05:48,182
‫باید سریع برم بگردم دنبالش.

114
00:05:50,100 --> 00:05:52,394
‫آریان، خواهش می‌کنم چیزیت نشه.

329
00:05:54,394 --> 00:06:00,394
ترجمه و بومی‌سازی: ساب‌یار

330
00:05:54,394 --> 00:06:00,394
subyar.com

115
00:06:07,451 --> 00:06:08,327
‫مواظب باش!

116
00:06:11,955 --> 00:06:13,123
‫از اون‌ور نه!

117
00:06:14,708 --> 00:06:15,501
‫بیا این‌طرفی!

118
00:06:23,300 --> 00:06:24,383
‫درست همون‌طور که فکر می‌کردم...

119
00:06:24,384 --> 00:06:26,136
‫روی موهای سفید قفل می‌کنه.

120
00:06:26,970 --> 00:06:27,762
‫خطرناکه!

121
00:06:27,763 --> 00:06:28,639
‫فرار کن!

122
00:06:30,807 --> 00:06:34,478
‫دمت گرم کشوندیش جای خلوت، لوآ!

123
00:06:54,915 --> 00:06:55,624
‫جواب داد.

124
00:06:56,834 --> 00:06:59,670
‫بلایی که سرش آوردم فقط
‫یه سرگیجه و خماریه، ولی...

125
00:07:01,463 --> 00:07:04,091
‫خوبه که قدرتم روی این حیوونم جواب داد.

126
00:07:05,342 --> 00:07:06,593
‫کارت حرف نداشت، لوآ.

127
00:07:07,010 --> 00:07:09,388
‫تو طعمه شدی تا من کارش رو بسازم.

128
00:07:09,930 --> 00:07:11,557
‫این‌طوری وانمود کردی، اما...

129
00:07:11,682 --> 00:07:13,641
‫در واقع طراحیش کردی تا خودت

130
00:07:13,642 --> 00:07:14,852
‫با قدرتت ضربه آخر رو بهش بزنی.

131
00:07:16,103 --> 00:07:17,521
‫مو به مو طبق نقشه‌م پیش رفت.

132
00:07:18,647 --> 00:07:21,692
‫همه‌ش به لطف اعتماد تو بود، سوئن.

133
00:07:23,318 --> 00:07:24,902
‫آریان رو خوب می‌شناسم،

134
00:07:24,903 --> 00:07:27,447
‫حدس می‌زدم هیولا رو بفرسته سراغ من.

135
00:07:28,615 --> 00:07:30,868
‫هر چقدرم جونور رو کنترل کنی،

136
00:07:31,326 --> 00:07:33,829
‫نمی‌تونی کاری کنی
‫آدما رو از هم تشخیص بده.

137
00:07:35,205 --> 00:07:36,289
‫درست همون‌طور که فکرشو می‌کردم...

138
00:07:36,290 --> 00:07:39,376
‫بهش دستور داده بود
‫به زنی که موهاش سفیده حمله کنه.

139
00:07:42,087 --> 00:07:44,798
‫شاهزاده سوئن دخلِ هیولا رو آورد!

140
00:07:45,549 --> 00:07:47,009
‫از شما کمتر از این
‫انتظار نمی‌رفت، والاحضرت!

141
00:07:47,509 --> 00:07:49,093
‫اون دختر جوانم که طعمه شد...

142
00:07:49,094 --> 00:07:50,429
‫عجب دل و جرئتی داشت!

143
00:07:57,769 --> 00:07:59,313
‫بانو رستورات!

144
00:08:03,609 --> 00:08:05,484
‫گند زدن... اونم این‌جوری...

145
00:08:05,485 --> 00:08:08,155
‫همه‌شون یه مشت بی‌خاصیت و بی‌عرضه‌ان!

146
00:08:09,239 --> 00:08:11,825
‫اینکه هیولا به عمارتِ اشراف‌زاده حمله
‫کنه...

147
00:08:12,576 --> 00:08:16,121
‫از اول نقشه‌ی من و کاهن اعظم بود.

148
00:08:17,414 --> 00:08:19,416
‫عمارت وایکونت ددموند
‫جون می‌داد واسه این کار،

149
00:08:19,666 --> 00:08:21,835
‫چون خودش یه هیولا تو
‫انبارش قایم کرده بود.

150
00:08:22,920 --> 00:08:25,088
‫اگه زخمی‌ها رو با معجزه‌م شفا می‌دادم،

151
00:08:25,422 --> 00:08:27,548
‫می‌تونستم نظر اشراف رو

152
00:08:27,549 --> 00:08:29,801
‫به معبد جلب کنم... اما...

153
00:08:31,261 --> 00:08:33,429
‫فکر می‌کردم اون لوآیِ

154
00:08:33,430 --> 00:08:35,474
‫نکبتِ ازخودراضی رو هم له می‌کنم!

155
00:08:35,849 --> 00:08:37,184
‫افتضاح شد!

156
00:08:38,685 --> 00:08:39,894
‫به درک،

157
00:08:39,895 --> 00:08:42,105
‫می‌ریم سراغ نقشه بعدی.

158
00:08:45,442 --> 00:08:46,777
‫هی، چت شد تو؟

159
00:08:47,194 --> 00:08:48,487
‫چرا تکون نمی‌خوره؟

160
00:08:49,488 --> 00:08:51,782
‫حالا که این‌طور شد، فقط باید در برم...

161
00:08:52,699 --> 00:08:53,283
‫صبر کن.

162
00:08:55,244 --> 00:08:58,622
‫به دستور والاحضرت، هیچ راه درروی نداری.

163
00:08:59,957 --> 00:09:01,749
‫کی بهت دستور داده
‫بود... سیر تا پیازش رو،

164
00:09:01,750 --> 00:09:03,544
‫باید مثل بلبل اعتراف کنی.

165
00:09:11,385 --> 00:09:12,344
‫اون...

166
00:09:13,971 --> 00:09:15,639
‫رنگ موهاش فرق داره، اما...

167
00:09:17,474 --> 00:09:18,642
‫امکان نداره...

168
00:09:22,521 --> 00:09:25,816
‫حمله هیولا به مهمونی عمارت ددموند،

169
00:09:26,358 --> 00:09:28,485
‫فقط چند تا زخمیِ سطحی به جا گذاشت.

170
00:09:29,111 --> 00:09:30,821
‫خسارت سنگینی هم گزارش نشد.

171
00:09:32,447 --> 00:09:34,073
‫مردی از قبیله یوآن که...

172
00:09:34,074 --> 00:09:35,576
‫هیولا رو کنترل می‌کرد، دستگیر شد.

173
00:09:36,243 --> 00:09:38,161
‫جلوی چشم همه اشرافِ توی تالار،

174
00:09:38,996 --> 00:09:41,248
‫اعمال پلید ددموند برملا شد.

175
00:09:43,000 --> 00:09:44,751
‫و خودِ ددموند هم همون‌جا بازداشت شد.

176
00:09:45,919 --> 00:09:49,423
‫اگه کاری می‌کردیم که
‫مغز متفکر رو لو بده...

177
00:09:50,340 --> 00:09:51,674
‫اون‌وقت حتی دستِ کاهن اعظم هم

178
00:09:51,675 --> 00:09:53,177
‫رو می‌شد، اما—

179
00:09:54,678 --> 00:09:58,265
‫...ولی همه‌چیز اون‌قدرها هم راحت پیش نرفت.

180
00:09:59,516 --> 00:10:02,644
‫[چند روز بعد]

181
00:10:03,687 --> 00:10:04,563
‫باورم نمیشه...

182
00:10:05,522 --> 00:10:08,858
‫کالسکه‌ای که مرد قبیله یوآن
‫و ددموند رو انتقال می‌داد،

183
00:10:08,859 --> 00:10:11,028
‫وسط راه گیر راهزنا بیفته و
‫بهش شبیخون بزنن!؟

184
00:10:12,362 --> 00:10:14,323
‫مرد قبیله یوآن کشته شد.

185
00:10:15,199 --> 00:10:18,202
‫ددموند رو به‌زحمت نجات دادن،

186
00:10:18,577 --> 00:10:20,037
‫ولی عقلش رو از دست داده.

187
00:10:21,246 --> 00:10:24,291
‫توی زندانم که انداختنش، اصلاً حرف نمی‌زنه.

188
00:10:24,541 --> 00:10:26,335
‫—رسماً شده مثل
‫یه کالبد توخالی.

189
00:10:28,587 --> 00:10:30,046
‫اون راهزن‌هایی که در رفتن...

190
00:10:30,047 --> 00:10:33,425
‫حتماً آدم‌کشای کاهن اعظم بودن، مگه نه؟

191
00:10:34,009 --> 00:10:34,885
‫به احتمال زیاد.

192
00:10:36,637 --> 00:10:38,931
‫ولی با این حال، واکنش‌شون
‫خیلی زیادی سریع بود.

193
00:10:40,724 --> 00:10:43,644
‫شاید بانو ترویِرس از قبل
‫همه‌چیز رو چیده بوده.

194
00:10:45,687 --> 00:10:46,480
‫آریان...

195
00:10:47,814 --> 00:10:51,485
‫خب، دست‌کم حملات هیولای جادویی
‫دیگه باید متوقف بشه.

196
00:10:52,152 --> 00:10:54,696
‫یکی از نقشه‌های دشمن
‫رو نقش بر آب کردیم.

197
00:10:56,490 --> 00:10:57,574
‫درسته.

198
00:10:58,951 --> 00:11:00,576
‫قضیه شارلوت هم فیصله پیدا کرد—

199
00:11:00,577 --> 00:11:02,662
‫قراره غرامتش رو از

200
00:11:02,663 --> 00:11:05,290
‫اموال توقیف‌شده‌ی ددموند بگیره.

201
00:11:06,708 --> 00:11:08,836
‫پس همه‌چیزم اون‌قدر بد نشد، نه؟

202
00:11:10,921 --> 00:11:13,590
‫خب، نقشه بعدی چیه؟

203
00:11:16,343 --> 00:11:17,553
‫قبل از اون،

204
00:11:18,136 --> 00:11:21,974
‫پدرم تو رو احضار کرده.

205
00:11:23,058 --> 00:11:25,602
‫پدرِ سوئن...؟

206
00:11:26,770 --> 00:11:28,730
‫اعلی‌حضرت پادشاه!

331
00:11:30,730 --> 00:11:36,730
ترجمه و بومی‌سازی: ساب‌یار

332
00:11:30,730 --> 00:11:36,730
subyar.com

207
00:11:50,127 --> 00:11:52,212
‫در دل تاریکی، گم‌گشته و سرگردان بودم...

208
00:11:52,546 --> 00:11:54,630
‫در دام کینه و حسادت گرفتار

209
00:11:54,631 --> 00:11:56,966
‫به‌اصطلاح «عقل سلیمِ» دنیای آدمیان

210
00:11:56,967 --> 00:11:59,344
‫عجز و درماندگی‌اش چه ژرف است.

211
00:11:59,761 --> 00:12:01,805
‫در میان احساساتِ درهم‌تنیده

212
00:12:02,055 --> 00:12:04,266
‫طنینِ صدای واقعی‌ام اوج می‌گیرد

213
00:12:04,516 --> 00:12:06,810
‫تا گواهی باشد بر هستی‌ام

214
00:12:09,605 --> 00:12:11,481
‫حتی امروز نیز،

215
00:12:11,648 --> 00:12:13,859
‫در میان این سرگردانی

216
00:12:14,484 --> 00:12:16,403
‫من هنوز هم منم!

217
00:12:16,528 --> 00:12:20,199
‫می‌خواهم فریاد برآورم—آه—

218
00:12:22,576 --> 00:12:24,661
‫حتی اشک‌هایم نیز...

219
00:12:25,245 --> 00:12:28,498
‫دیگر به‌تمامی خشکیده‌اند.

220
00:12:28,832 --> 00:12:30,751
‫همین حالا،...

221
00:12:30,876 --> 00:12:33,503
‫اگر در این سوی، دنیایی پلید هست

222
00:12:33,504 --> 00:12:36,256
‫که بتوانم واژگونش کنم،

223
00:12:36,715 --> 00:12:37,965
‫قد علم خواهم کرد.

224
00:12:37,966 --> 00:12:39,884
‫در ژرفای افکار خویش نگریستم

225
00:12:39,885 --> 00:12:42,513
‫اگر در فراسو، جهانی دیگر باشد

226
00:12:42,846 --> 00:12:44,764
‫آنگاه حتی بر ما نیز، با باورهایی دیگر،

227
00:12:44,765 --> 00:12:47,142
‫نوری تابان پرتو خواهد افکند

228
00:12:51,271 --> 00:12:55,609
‫عزیزترین داشته‌هایم...

229
00:12:56,026 --> 00:12:57,361
‫درست همین‌جایند...

