1
00:00:03,754 --> 00:00:06,756
‫[با کینه و انتقام، ارادتمند، قدیسه
‫درهم‌شکسته‌تان]

2
00:00:06,757 --> 00:00:09,383
‫در میان تکه‌های خاطراتِ درهم‌شکسته،

3
00:00:09,384 --> 00:00:12,054
‫تو رو می‌بینم، ای سرنوشت من.

4
00:00:12,596 --> 00:00:16,141
‫حتی اگه توی روزهایی که قلبم رو دریدن،
‫غرق و بلعیده بشم،

5
00:00:16,642 --> 00:00:18,435
‫نمی‌تونم رو به جلو حرکت کنم.

6
00:00:18,602 --> 00:00:22,481
‫توی این دنیای ویران،
‫همه‌چیز بی‌رحمانه ناپدید می‌شه...

7
00:00:22,731 --> 00:00:24,858
‫این عشق، سراسر زخمه.

8
00:00:24,983 --> 00:00:27,985
‫حتی اگه درکم نکنن یا نابود بشم،
‫برام مهم نیست.

9
00:00:27,986 --> 00:00:30,948
‫نمی‌خوام لمسش کنم... نمی‌تونم جلوی خودمو
‫بگیرم...

10
00:00:31,073 --> 00:00:34,076
‫با ملایمت دوستم خواهی داشت؟

11
00:00:34,284 --> 00:00:36,787
‫حتی منِ واقعی رو، همین‌قدر بی‌پیرایه؟

12
00:00:37,246 --> 00:00:40,123
‫منِ واقعی واقعاً همینه؟

13
00:00:40,249 --> 00:00:43,126
‫عاشق شو، عاشق شو، به دام عشق بیفت...

14
00:00:43,293 --> 00:00:46,379
‫این احساسات لبریز و پرحرارت

15
00:00:46,380 --> 00:00:48,882
‫توی قلبم فوران می‌کنن.

16
00:00:49,383 --> 00:00:52,426
‫این دست‌ها می‌تونن نغمه‌ی عشق سر بدن.

17
00:00:52,427 --> 00:00:55,097
‫برای تو، برای تو، برای تو...

18
00:01:01,395 --> 00:01:04,565
‫حتی اگه بسوزونه،
‫تا وقتی که بهم عشق ببخشه...

19
00:01:04,690 --> 00:01:07,109
‫دیگه گریه نمی‌کنم، اصلاً اشک نمی‌ریزم...

20
00:01:07,484 --> 00:01:10,487
‫با تمام اراده‌ام، برای تو لبخند می‌زنم.

21
00:01:10,737 --> 00:01:13,365
‫برای تو، برای تو، برای تو...

22
00:01:13,657 --> 00:01:16,742
‫با ملایمت دوستم خواهی داشت؟

23
00:01:16,743 --> 00:01:19,371
‫این حس دلنشینِ عشق...

24
00:01:19,621 --> 00:01:22,583
‫هر چی داری رو پس بده.

25
00:01:22,833 --> 00:01:25,627
‫بده به من، بده به من، بده به من...

26
00:01:31,341 --> 00:01:33,552
‫بانو لوآ...؟

27
00:01:34,845 --> 00:01:36,930
‫بانو لوآ هستید، نه؟

28
00:01:39,266 --> 00:01:41,852
‫تو... نکنه... لوئیز باشی؟

29
00:01:43,020 --> 00:01:45,772
‫خیلی دلم می‌خواست دوباره ببینمتون، بانو
‫لوآ!

30
00:01:49,318 --> 00:01:49,734
‫[قسمت دوازدهم: «نقشه بعدی»]

31
00:01:49,735 --> 00:01:51,402
‫[قسمت دوازدهم: «نقشه بعدی»] آه، بانو لوآ!

32
00:01:51,403 --> 00:01:53,362
‫[قسمت دوازدهم: «نقشه بعدی»]
‫رنگ موهاتون عوض شده،

33
00:01:53,363 --> 00:01:53,404
‫[قسمت دوازدهم: «نقشه بعدی»]

34
00:01:53,405 --> 00:01:53,821
‫[قسمت دوازدهم: «نقشه بعدی»]
‫اما چقدر باوقار شدید...!

35
00:01:53,822 --> 00:01:55,532
‫اما چقدر باوقار شدید...!

36
00:01:56,533 --> 00:01:59,535
‫مـ... منم از دیدنت خوشحالم، ولی...

37
00:01:59,536 --> 00:02:01,288
‫یه لحظه آروم بگیر...

38
00:02:01,997 --> 00:02:03,624
‫آره، راست می‌گی.

39
00:02:05,042 --> 00:02:06,877
‫بیا اول بریم یه جای خلوت‌تر.

40
00:02:07,920 --> 00:02:12,007
‫لوآ، این یاروی بی‌ادب
‫با عینک سیبیش کیه؟

41
00:02:13,383 --> 00:02:16,094
‫وا... وا... والاحضرت سوئن!؟

42
00:02:17,054 --> 00:02:19,681
‫واقعاً عذر می‌خوام! متوجه نشدم و...

43
00:02:20,390 --> 00:02:22,809
‫جسارت و بی‌ادبیِ بزرگی مرتکب شدم!

44
00:02:24,269 --> 00:02:25,229
‫سوئن...

45
00:02:26,021 --> 00:02:26,771
‫اون...

46
00:02:26,772 --> 00:02:29,650
‫لوئیز از پیشکارهای سابق عمارت ماست.

47
00:02:31,401 --> 00:02:32,485
‫وقتی بچه بودم،

48
00:02:32,486 --> 00:02:35,572
‫مثل یه برادر بزرگ‌تر هوامو داشت.

49
00:02:37,366 --> 00:02:38,534
‫لوئیز لیستون.

50
00:02:38,659 --> 00:02:39,283
‫[لوئیز لیستون]

51
00:02:39,284 --> 00:02:40,993
‫[لوئیز لیستون] اهل کشور کوچیکی در شرقه،

52
00:02:40,994 --> 00:02:41,536
‫[لوئیز لیستون]

53
00:02:41,537 --> 00:02:44,330
‫[لوئیز لیستون] وارث بزرگ‌ترین خاندان تجاری
‫اونجا.

54
00:02:44,331 --> 00:02:44,748
‫[لوئیز لیستون]

55
00:02:46,750 --> 00:02:49,419
‫اما خودش اصلاً استعدادی توی تجارت نداشت.

56
00:02:50,754 --> 00:02:52,296
‫از دست باباش فرار کرد، پدری که

57
00:02:52,297 --> 00:02:53,549
‫می‌خواست جانشینی رو
‫به زور بهش تحمیل کنه،

58
00:02:53,882 --> 00:02:55,384
‫و وقتی دنبال کار می‌گشت...

59
00:02:55,551 --> 00:02:57,594
‫اینجا در پادشاهی گید،

60
00:02:58,136 --> 00:02:59,721
‫از دیدنتون خوشوقتم.

61
00:02:59,972 --> 00:03:03,016
‫دست تقدیر باعث شد
‫به استخدام خاندان رستورات دربیاد.

62
00:03:04,601 --> 00:03:07,271
‫شیرینی‌های عالی می‌پخت و خیلی مخلص بود،

63
00:03:07,521 --> 00:03:09,481
‫واسه همین پدرم
‫خیلی زود ازش خوشش اومد...

64
00:03:11,567 --> 00:03:14,695
‫و گذاشتش مسئول مراقبت از بچگی من.

65
00:03:18,156 --> 00:03:20,284
‫بعد از ده سال هم اصلاً تغییری نکرده.

66
00:03:20,951 --> 00:03:21,994
‫خاطرات گذشته برام زنده شدن.

67
00:03:23,370 --> 00:03:25,414
‫از اون موقع تا حالا، مدام...

68
00:03:25,789 --> 00:03:27,457
‫نگران احوال شما بودم.

69
00:03:28,292 --> 00:03:32,045
‫راستش... درست بعد از اون ماجرای شوم،

70
00:03:32,713 --> 00:03:35,089
‫پدرم که برای تجارت به اینجا اومده بود،

71
00:03:35,090 --> 00:03:36,633
‫رد من رو زد،

72
00:03:37,968 --> 00:03:40,179
‫و من رو برگردوند خونه.

73
00:03:41,346 --> 00:03:43,431
‫اما بعد معلوم شد خواهرم

74
00:03:43,432 --> 00:03:45,309
‫استعداد تجاری بیشتری از من داره،

75
00:03:46,560 --> 00:03:48,812
‫واسه همین اون وارث خاندان شد.

76
00:03:50,063 --> 00:03:52,065
‫حالا دیگه بالاخره یه آدم آزاد شدم.

77
00:03:53,192 --> 00:03:55,152
‫در حال حاضر توی عمارت دوک پریدوت
‫خدمت می‌کنم...

78
00:03:55,319 --> 00:03:57,738
‫به‌عنوان پیشکار شخصی بانو دیانا.

79
00:04:00,407 --> 00:04:03,410
‫پس پیش نامزد داداشمی.

80
00:04:05,787 --> 00:04:06,663
‫بله.

81
00:04:09,124 --> 00:04:11,877
‫در هر صورت، فقط خوشحالم
‫که می‌بینم حالتون خوبه.

82
00:04:12,544 --> 00:04:14,963
‫این حرف رو من باید بزنم!

83
00:04:16,215 --> 00:04:17,465
‫توی خونه، تمام کارم این شده بود که

84
00:04:17,466 --> 00:04:19,384
‫نگران سلامت شما باشم، بانو لوآ...

85
00:04:19,801 --> 00:04:21,428
‫و به بی‌خاصیت بودن خودم لعنت بفرستم.

86
00:04:23,597 --> 00:04:25,390
‫حالا که دوباره همدیگه رو دیدیم...

87
00:04:27,017 --> 00:04:29,102
‫یه چیزی هست که باید بهتون بگم...

88
00:04:30,938 --> 00:04:32,773
‫خواهش می‌کنم خودتون رو آماده کنید...

89
00:04:33,524 --> 00:04:35,484
‫برای حرفی که می‌خوام بزنم.

90
00:04:37,694 --> 00:04:40,196
‫ارباب و بانوی خاندان رستورات،

91
00:04:40,197 --> 00:04:42,824
‫و برادر کوچک‌ترتون،
‫همگی خیلی یهویی فوت شدن...

92
00:04:42,991 --> 00:04:43,825
‫توی اون ماجرا...

93
00:04:45,577 --> 00:04:46,870
‫اون قضیه... من...

94
00:04:47,246 --> 00:04:48,330
‫خب...

95
00:04:50,457 --> 00:04:52,750
‫شاید نقشه یه شخص خاص بوده باشه...

96
00:04:52,751 --> 00:04:53,961
‫...من این‌طور گمان می‌کنم.

97
00:04:55,295 --> 00:04:56,713
‫یک نقشه...؟

98
00:04:57,631 --> 00:05:00,717
‫قضیه رو سرسری بیماری مرموز
‫جلوه دادن، ولی...

99
00:05:00,884 --> 00:05:02,219
‫احتمالاً تمام اون ماجراها...

100
00:05:03,762 --> 00:05:05,722
‫توطئه‌ای از پیش چیده شده بوده.

101
00:05:13,981 --> 00:05:15,232
‫برنامه‌ریزی‌شده...

102
00:05:15,649 --> 00:05:16,733
‫توسط کی؟

103
00:05:17,985 --> 00:05:19,027
‫راستش...

104
00:05:19,945 --> 00:05:22,030
‫هی! این دیگه چیه!؟

105
00:05:22,531 --> 00:05:25,701
‫کی توی همچین جایی سیب ریخته!؟

106
00:05:26,618 --> 00:05:28,537
‫شرمنده‌ام، کار من بود!

107
00:05:29,246 --> 00:05:31,415
‫آه، منم کمکتون می‌کنم.

108
00:05:32,124 --> 00:05:34,251
‫خواهش می‌کنم بانو لوآ، دست نزنید!

109
00:05:35,586 --> 00:05:38,881
‫بقیه صحبتمون بمونه برای یه وقت دیگه.

110
00:05:41,717 --> 00:05:43,719
‫بیا از اینجا بریم، لوآ.

111
00:05:44,595 --> 00:05:46,597
‫تو هم حتماً شوکه شدی...

112
00:05:47,723 --> 00:05:49,933
‫بهتره آروم باشی و
‫خوب راجع بهش فکر کنی.

113
00:05:52,269 --> 00:05:53,436
‫لوئیز کسی نیست که

114
00:05:53,437 --> 00:05:56,315
‫صرفاً روی حدس و
‫گمان همچین حرفی بزنه...

115
00:05:57,941 --> 00:05:59,609
‫حتماً دلایل محکمی داره...

116
00:05:59,610 --> 00:06:01,778
‫که این‌طور با قاطعیت می‌گه توطئه بوده.

117
00:06:03,697 --> 00:06:04,698
‫واقعاً؟

118
00:06:05,616 --> 00:06:07,701
‫پدرم و بقیه مریض نبودن،

119
00:06:08,493 --> 00:06:09,536
‫بلکه کشته شدن...؟

120
00:06:11,788 --> 00:06:13,040
‫اما به دست کی...

121
00:06:13,290 --> 00:06:14,374
‫و اصلاً با چه هدفی...؟

122
00:06:20,589 --> 00:06:23,634
‫[روز بعد]

123
00:06:26,970 --> 00:06:29,139
‫دیروز... انقدر اتفاق افتاد

124
00:06:29,765 --> 00:06:31,600
‫که اصلاً خوابم نبرد.

125
00:06:33,477 --> 00:06:34,895
‫خانواده‌ام...

126
00:06:36,104 --> 00:06:37,648
‫واقعاً ممکنه راست باشه...؟

127
00:06:39,983 --> 00:06:42,277
‫هر چی هم بهش فکر کنم فایده‌ای نداره.

128
00:06:44,696 --> 00:06:45,948
‫بالاخره از فردا...

129
00:06:46,323 --> 00:06:49,201
‫آماده‌سازی‌های اصلی جشن زادروز شروع می‌شه.

130
00:06:51,036 --> 00:06:54,540
‫یعنی امسال کی پرنسس گل سرخ می‌شه؟

131
00:06:58,335 --> 00:07:00,420
‫بله، الآن می‌آم.

132
00:07:02,548 --> 00:07:03,715
‫لرد شیجی!؟

133
00:07:04,424 --> 00:07:06,510
‫صبح بخیر، بانو لوآ.

134
00:07:07,970 --> 00:07:09,220
‫از امروز،

135
00:07:09,221 --> 00:07:12,683
‫مأمور شدم محافظ شخصی شما باشم.

136
00:07:13,976 --> 00:07:17,437
‫تا همیشه کنارتون باشم
‫و ازتون محافظت کنم—

137
00:07:17,938 --> 00:07:20,190
‫این دستوریه که از
‫طرف شاهزاده سوئن دارم.

138
00:07:22,359 --> 00:07:24,403
‫کلاً یادم رفته بود. اما...

139
00:07:25,070 --> 00:07:28,031
‫شاید واقعاً کسی قصد شومی...

140
00:07:28,740 --> 00:07:30,492
‫نسبت به من داره.

141
00:07:32,035 --> 00:07:34,872
‫می‌خوای شیجی رو بفرستم
‫یه مدتی محافظت باشه؟

142
00:07:35,581 --> 00:07:39,126
‫اشکالی نداره اگه درد داری،
‫بگی درد می‌کنه.

143
00:07:40,669 --> 00:07:41,712
‫واقعاً که،

144
00:07:42,254 --> 00:07:44,339
‫این سوئن چقدر بیش از حد نگرانه.

145
00:07:45,883 --> 00:07:47,383
‫و این یکی هم،

146
00:07:47,384 --> 00:07:48,886
‫نامه‌ای خطاب به بانو لوآست.

147
00:07:49,511 --> 00:07:50,596
‫از قصر سلطنتی فرستاده شده.

148
00:07:51,388 --> 00:07:52,556
‫از قصر سلطنتی؟

149
00:07:54,183 --> 00:07:55,058
‫امکان نداره...

150
00:07:55,475 --> 00:07:58,353
‫یعنی به این زودی
‫سند عمارت یا همچین چیزی رو فرستادن...؟

151
00:08:00,022 --> 00:08:00,731
‫چی؟

152
00:08:01,106 --> 00:08:02,399
‫شوخی می‌کنی دیگه، نه؟

153
00:08:10,908 --> 00:08:12,910
‫همین‌جایی، مگه نه؟ سوئن!

154
00:08:17,164 --> 00:08:18,080
‫هی!

155
00:08:18,081 --> 00:08:21,335
‫خوشحالم این همه راه رو
‫تا اینجا اومدی، لوآ.

156
00:08:22,586 --> 00:08:24,338
‫صـ... صبر کن، این دیگه...!

157
00:08:25,714 --> 00:08:28,549
‫من به عنوان شاهزاده گل سرخ امسال
‫انتخاب شدم...

158
00:08:28,550 --> 00:08:30,302
‫این دیگه اصلاً یعنی چی!؟

159
00:08:31,345 --> 00:08:33,514
‫من پیشنهادش نداده بودم.

160
00:08:34,097 --> 00:08:35,933
‫اولین کسی که مطرحش کرد...

161
00:08:36,225 --> 00:08:37,267
‫اگه درست یادم باشه،

162
00:08:37,893 --> 00:08:40,437
‫نامزد برادرم بود.

163
00:08:41,522 --> 00:08:42,773
‫بانو دیانا...؟

164
00:08:43,273 --> 00:08:44,107
‫گذشته از اون،

165
00:08:44,399 --> 00:08:47,444
‫به‌خاطر پرونده ددموند، خیلی‌ها ازت حمایت
‫کردن.

166
00:08:48,779 --> 00:08:52,824
‫به‌جز چند نفر،
‫تقریباً همه روش متفق‌القول بودن.

167
00:08:54,576 --> 00:08:57,454
‫نمی‌خوای شاهزاده گل سرخ باشی؟

168
00:08:58,539 --> 00:09:00,999
‫نه که بدم بیاد، ولی...

169
00:09:02,417 --> 00:09:04,336
‫یه همچین نقش پر زرق و برقی...

170
00:09:04,878 --> 00:09:07,089
‫برای من زیادیه.

171
00:09:08,465 --> 00:09:10,551
‫شاهزاده گل سرخ شدن،

172
00:09:10,801 --> 00:09:13,345
‫واسه نقشه انتقاممون هم مفیده.

173
00:09:14,680 --> 00:09:15,722
‫واسه نقشه؟

174
00:09:16,849 --> 00:09:18,057
‫از این فرصت استفاده می‌کنیم تا

175
00:09:18,058 --> 00:09:20,811
‫جایگاهت رو پیش همه تثبیت کنیم.

176
00:09:22,145 --> 00:09:24,523
‫اگه حرفت نفوذ بیشتری پیدا کنه،

177
00:09:24,690 --> 00:09:26,399
‫دست و بالمون برای

178
00:09:26,400 --> 00:09:29,069
‫برملا کردن جنایات اسقف اعظم بازتر می‌شه.

179
00:09:30,529 --> 00:09:32,447
‫شاید درست بگی، ولی...

180
00:09:33,407 --> 00:09:36,326
‫اون یکی شاهزاده گل سرخ...

181
00:09:37,160 --> 00:09:40,038
‫متأسفانه اون یکی...

182
00:09:41,540 --> 00:09:42,916
‫بانو ترویرزه.

183
00:09:48,297 --> 00:09:50,257
‫هی، نگاه کن! نگاه کن!

184
00:09:51,508 --> 00:09:54,845
‫این تور مخصوصیه که
‫شاهزاده گل سرخ سرش می‌کنه.

185
00:09:55,179 --> 00:09:56,305
‫فوق‌العاده نیست؟

186
00:09:58,515 --> 00:09:59,391
‫آری...

187
00:09:59,766 --> 00:10:01,685
‫اراذل توی شهر دارن شورش می‌کنن، و

188
00:10:02,186 --> 00:10:04,354
‫از شوالیه‌ها درخواست کمک شده.

189
00:10:05,522 --> 00:10:07,024
‫خب که چی؟

190
00:10:07,566 --> 00:10:08,942
‫منظورت چیه...

191
00:10:09,818 --> 00:10:12,529
‫باید سریع برم سر مأموریتم.

192
00:10:19,161 --> 00:10:21,747
‫لرد گاروت جدیداً خیلی سرد شده...

193
00:10:23,540 --> 00:10:26,376
‫نکنه ازم متنفر شدی...؟

194
00:10:27,961 --> 00:10:28,962
‫معذرت می‌خوام.

195
00:10:29,254 --> 00:10:31,131
‫رفتارم درست نبود.

196
00:10:31,548 --> 00:10:33,300
‫امکان نداره ازت بدم بیاد. واسه همین...

197
00:10:34,384 --> 00:10:36,220
‫گریه نکن، آری...

198
00:10:41,725 --> 00:10:43,519
‫واقعاً کلافه‌کننده‌ست.

199
00:10:44,561 --> 00:10:47,356
‫حالا هم که لوآ شده
‫اون یکی شاهزاده گل سرخ؟

200
00:10:48,065 --> 00:10:49,274
‫حال‌به‌هم‌زنه.

201
00:10:50,651 --> 00:10:54,321
‫باید زودتر یه سرگرمی پیدا کنم...

202
00:10:54,863 --> 00:10:56,949
‫یه چیزی واسه له کردن اون قدیسه ناقص.

203
00:11:00,285 --> 00:11:02,079
‫تنها شدن با آریان... فقط دوتایی‌مون...

204
00:11:03,121 --> 00:11:05,081
‫شیجی رو به عنوان تدبیری

205
00:11:05,082 --> 00:11:07,417
‫در برابر لیدی ترویرز برات گذاشتم.

206
00:11:08,502 --> 00:11:10,253
‫اسقف اعظم احتمالاً
‫دست به کار نسنجیده‌ای نمی‌زنه

207
00:11:10,254 --> 00:11:13,423
‫تا وقتی جشن زادروز تموم بشه، ولی...

208
00:11:14,174 --> 00:11:16,718
‫اصلاً معلوم نیست
‫اون دختره دست به چه کاری بزنه.

209
00:11:17,928 --> 00:11:18,428
‫آره.

210
00:11:19,471 --> 00:11:20,764
‫علاوه بر این، به نظرم...

211
00:11:21,598 --> 00:11:24,726
‫تنها کسی که واقعاً لایق
‫شاهزاده گل سرخ شدنه، تویی.

212
00:11:25,769 --> 00:11:28,480
‫دلم می‌خواد تو رو توی

213
00:11:29,565 --> 00:11:30,607
‫لباس شاهزاده گل سرخ ببینم.

214
00:11:35,153 --> 00:11:36,863
‫ببخشید تنهات گذاشتم، لوآ!

215
00:11:36,864 --> 00:11:38,447
‫اینو انتخاب کردم چون

216
00:11:38,448 --> 00:11:40,032
‫خیلی به موهای سفید قشنگت می‌آد.

217
00:11:40,033 --> 00:11:41,285
‫موفق شدی، لوآ!

218
00:11:41,410 --> 00:11:43,953
‫باهام همراه نمی‌شی تا

219
00:11:43,954 --> 00:11:45,789
‫جنایاتشون رو برملا کنیم
‫و انتقامت رو بگیریم؟

220
00:11:50,294 --> 00:11:51,420
‫متوجه شدم.

221
00:11:53,046 --> 00:11:55,256
‫نقش شاهزاده گل سرخ رو اجرا می‌کنم

222
00:11:55,257 --> 00:11:57,634
‫و نشون می‌دم لایق اعتماد مردمم.

223
00:11:59,303 --> 00:12:00,804
‫بازم می‌گم، لرد شیجی...

224
00:12:02,389 --> 00:12:04,183
‫یه مدتی زحمتم با شماست.

225
00:12:05,767 --> 00:12:06,810
‫من هم به نوبه خودم،

226
00:12:07,436 --> 00:12:09,813
‫با نهایت خلوص و با تمام وجود
‫ازتون محافظت می‌کنم.

227
00:12:13,150 --> 00:12:14,902
‫خب پس، راه بیفتیم؟

228
00:12:15,152 --> 00:12:15,694
‫آره!

229
00:12:16,195 --> 00:12:18,780
‫حرف‌های لوئیز هنوز فکرم رو
‫مشغول کرده، ولی...

230
00:12:19,865 --> 00:12:23,160
‫الان باید روی وظیفه‌ام
‫به عنوان شاهزاده گل سرخ تمرکز کنم.

231
00:12:29,833 --> 00:12:30,666
‫سند عمارتتون بعد از جشن نهایی می‌شه.

232
00:12:30,667 --> 00:12:32,585
‫سند عمارتتون بعد از جشن نهایی می‌شه.
‫لوآ رستورات...

233
00:12:32,586 --> 00:12:33,962
‫سند عمارتتون بعد از جشن نهایی می‌شه.

234
00:12:34,421 --> 00:12:37,006
‫زنیکه خبیثی که
‫لرد سوئن رو اغوا می‌کنه.

235
00:12:37,007 --> 00:12:38,383
‫ممنونم، سوئن.

236
00:12:42,513 --> 00:12:45,682
‫اونی که باید نامزدش باشه منم...

237
00:12:47,351 --> 00:12:49,603
‫باید دخلشو بیارم.

238
00:12:51,647 --> 00:12:53,524
‫منتظرم بمون...

239
00:12:54,024 --> 00:12:56,401
‫سوئن عزیزم...

