1
00:00:08,348 --> 00:00:11,156
‫(با نهایت کینه، ارادتمند شما،
‫قدیسه شکست‌خورده - فصل ۲)

308
00:00:13,156 --> 00:00:19,156
ترجمه و بومی‌سازی: ساب‌یار

309
00:00:13,156 --> 00:00:19,156
subyar.com

2
00:01:30,953 --> 00:01:32,101
‫(قسمت ۳: روز آخر جشن زادروز) ببخشید،

3
00:01:32,102 --> 00:01:35,798
‫(قسمت ۳: روز آخر جشن زادروز)
‫شما جلوی اون جیب‌بر رو گرفتید؟

4
00:01:35,799 --> 00:01:38,203
‫می‌بینم مثل همیشه حواست جمعه.

5
00:01:38,754 --> 00:01:41,996
‫اوه، شارلوت، خودتی؟

6
00:01:41,997 --> 00:01:44,306
‫خیلی وقته ندیدمتون، بانو لوآ.

7
00:01:44,760 --> 00:01:46,452
‫خیلی خوشحالم که حالتون خوبه.

8
00:01:46,453 --> 00:01:48,800
‫ایشون همون آلن نونوا هستن؟

9
00:01:48,801 --> 00:01:49,649
‫بله.

10
00:01:49,650 --> 00:01:52,507
‫ممنونم که قبلاً هوای همسرم رو داشتید.

11
00:01:52,902 --> 00:01:53,805
‫همسرت...

12
00:01:54,503 --> 00:01:59,252
‫بعد از این‌که قضیه ددموند رو
‫برامون حل کردید،

13
00:01:59,649 --> 00:02:02,350
‫آلن دوباره ازم خواستگاری کرد.

14
00:02:02,351 --> 00:02:04,453
‫خیلی وقت نیست با هم ازدواج کردیم.

15
00:02:05,899 --> 00:02:07,053
‫تبریک می‌گم.

16
00:02:07,054 --> 00:02:08,602
‫غرامتی رو هم که گرفتیم،

17
00:02:08,603 --> 00:02:11,051
‫بین بقیه دخترایی که قربانی
‫ددموند شده بودن، تقسیم کردم.

18
00:02:11,052 --> 00:02:13,893
‫خیلی‌هاشون دارن کم‌کم سر پا می‌شن.

19
00:02:13,894 --> 00:02:15,904
‫نه تنها زخم‌های جسمی‌مون،

20
00:02:15,905 --> 00:02:20,206
‫بلکه زخم‌های روحی‌مون رو هم
‫درمون کردید، بانو لوآ.

21
00:02:20,207 --> 00:02:22,105
‫قدیسه واقعی شمایید.

22
00:02:23,554 --> 00:02:25,962
‫نه، این‌طور نیست، لطف دارید.

23
00:02:26,351 --> 00:02:27,556
‫ولی واقعاً عجیبه.

24
00:02:27,557 --> 00:02:30,684
‫اون موقع فقط از قدرت شکنجه‌ام
‫استفاده کردم،

25
00:02:31,253 --> 00:02:34,284
‫ولی اون می‌گه زخم‌هاشون رو خوب کردم.

26
00:02:34,800 --> 00:02:37,503
‫راستی، لطفاً اینا رو بگیرید.

27
00:02:38,451 --> 00:02:40,198
‫خیلی ممنونم.

28
00:02:40,199 --> 00:02:41,953
‫روز آخر، موقع اجرای پیانو،

29
00:02:41,954 --> 00:02:45,960
‫این گل رز سفیدی رو که بهم دادید
‫پرت می‌کنم.

30
00:02:46,402 --> 00:02:47,802
‫منظورت چیه؟

31
00:02:48,852 --> 00:02:51,850
‫این یه سنته که بین مردم جا افتاده.

32
00:02:51,851 --> 00:02:53,757
‫شاید ازش بی‌خبر باشید.

33
00:02:54,349 --> 00:02:55,650
‫وقتی اجراها تموم می‌شه،

34
00:02:55,651 --> 00:02:57,301
‫هرکی دو تا رز به نشونه دو شاهدخت
‫دستش می‌گیره،

35
00:02:57,302 --> 00:03:01,109
‫و اونی رو که به نظرش بهتر بوده پرتاب
‫می‌کنه.

36
00:03:02,953 --> 00:03:05,896
‫بعضی‌ها بر اساس اجراها انتخاب می‌کنن،

37
00:03:05,897 --> 00:03:09,058
‫بعضی‌ها هم نامزدی رو انتخاب می‌کنن
‫که قبلاً کمکشون کرده.

38
00:03:09,059 --> 00:03:11,117
‫خلاصه که انتخاب کاملاً با خودمونه.

39
00:03:11,903 --> 00:03:13,848
‫گرفتن حمایت بیشتر،

40
00:03:13,849 --> 00:03:16,053
‫فایده ملموسی نداره.

41
00:03:16,460 --> 00:03:19,802
‫اما محبوبیت بین مردم رو ثابت می‌کنه.

42
00:03:19,803 --> 00:03:23,436
‫شاید بعداً به دردمون بخوره.

43
00:03:24,104 --> 00:03:27,001
‫بانو لوآ، ما حتماً تمام‌قد
‫ازتون حمایت می‌کنیم.

44
00:03:27,002 --> 00:03:29,153
‫آلن، تو هم باید رز سفید رو پرت کنی.

45
00:03:29,154 --> 00:03:31,609
‫می‌دونم.

46
00:03:32,001 --> 00:03:33,102
‫به هر حال،

47
00:03:33,103 --> 00:03:35,899
‫دیدن خوشحالی الانشون واقعاً حس
‫فوق‌العاده‌ایه.

48
00:03:39,451 --> 00:03:42,413
‫دیروز به خوبی گذشت و جشن زادروز
‫به روز دومش رسید.

49
00:03:43,601 --> 00:03:45,059
‫اون یکی شاهدخت گل رزه!

50
00:03:45,060 --> 00:03:46,349
‫شاهدخت گل رز!

51
00:03:46,350 --> 00:03:47,819
‫این طرف!

52
00:03:49,404 --> 00:03:53,598
‫شنیده بودم امروز بین برنامه‌ها
‫یکم وقت آزاد داریم،

53
00:03:53,599 --> 00:03:57,347
‫ولی با این لباس شاهدخت و
‫محافظ‌هایی که دورمن،

54
00:03:57,348 --> 00:04:00,003
‫نمی‌تونم درست و حسابی آزاد بچرخم.

55
00:04:00,654 --> 00:04:03,242
‫ولی لااقل می‌تونم یه سرکی
‫به بساط دست‌فروشا بکشم.

56
00:04:05,253 --> 00:04:06,356
‫این...

57
00:04:07,153 --> 00:04:08,257
‫خیلی قشنگه.

58
00:04:08,756 --> 00:04:10,683
‫عین چشم‌های اسونه.

59
00:04:12,200 --> 00:04:14,758
‫خوش اومدید، شاهدخت گل رز.

60
00:04:14,759 --> 00:04:16,949
‫از این خوشتون اومده؟

61
00:04:16,950 --> 00:04:21,604
‫این عطر از گیاه نادری ساخته شده
‫که فقط تو جزایر جنوبی درمی‌آد.

62
00:04:21,605 --> 00:04:22,854
‫شنیدم توی اون پادشاهی،

63
00:04:22,855 --> 00:04:25,099
‫این بو فقط مخصوص مردهای اشرافیه.

64
00:04:25,100 --> 00:04:26,906
‫واسه همین کادوی فوق‌العاده‌ای می‌شه.

65
00:04:28,900 --> 00:04:30,106
‫درسته.

66
00:04:30,107 --> 00:04:31,362
‫بوی محشری داره.

67
00:04:31,900 --> 00:04:33,256
‫هدیه...

68
00:04:33,257 --> 00:04:35,655
‫یعنی اسون از همچین چیزی استفاده می‌کنه؟

69
00:04:37,703 --> 00:04:40,595
‫شاید قصد دارید به عنوان هدیه
‫برای شاهزاده اسون بگیریدش؟

70
00:04:40,596 --> 00:04:41,700
‫نـ-نه.

71
00:04:41,701 --> 00:04:43,755
‫این در شأن خاندان سلطنتی نیست...

72
00:04:43,756 --> 00:04:46,855
‫گرچه شاهزاده معمولاً عطر نمی‌زنه،

73
00:04:46,856 --> 00:04:51,100
‫اما ظاهراً خیلی به فرهنگ
‫پادشاهی جزایر جنوبی علاقه‌منده.

74
00:04:51,101 --> 00:04:53,055
‫حتی امیدواره در آینده
‫روابط دیپلماتیک باهاشون برقرار کنه.

75
00:04:53,500 --> 00:04:54,703
‫واقعاً؟

76
00:04:54,704 --> 00:04:56,407
‫پس شاید این بتونه...

77
00:04:56,852 --> 00:04:59,505
‫مطمئنم شاهزاده بی‌نهایت خوشحال می‌شه،

78
00:04:59,506 --> 00:05:01,698
‫اگه از شما هدیه‌ای بگیره، بانو لوآ.

79
00:05:01,699 --> 00:05:03,802
‫- واقعاً؟
‫- بله، حتماً.

80
00:05:05,357 --> 00:05:07,155
‫پس همینو برمی‌دارم.

81
00:05:07,557 --> 00:05:10,600
‫عجیب نیست واسه تشکر از کمک‌هاش
‫این رو بهش بدم، نه؟

82
00:05:10,601 --> 00:05:12,100
‫کی بهش بدم؟

83
00:05:12,951 --> 00:05:15,299
‫هی، این همه سر و صدا واسه چیه؟

84
00:05:15,300 --> 00:05:18,997
‫جلوی می‌کده مسابقه نوشیدن گذاشتن.

85
00:05:18,998 --> 00:05:21,197
‫از سنت‌های هرساله جشن زادروزه.

86
00:05:21,198 --> 00:05:22,999
‫فکر می‌کردم مارتا قصابه امسالم برنده
‫می‌شه،

87
00:05:23,000 --> 00:05:24,749
‫واسه همین روش شرط بستم.

88
00:05:24,750 --> 00:05:28,603
‫ولی یه زن کلاه‌پوش اومد وسط
‫که ظرفیتش به طرز وحشتناکی بالاست.

89
00:05:28,604 --> 00:05:30,810
‫وایسا، اون بانو دیانا نیست؟

90
00:05:31,356 --> 00:05:34,210
‫اونم لوئیس نیست که پشت سرش
‫همراهش واستاده؟

91
00:05:34,605 --> 00:05:36,249
‫هی، لوئیس!

92
00:05:36,250 --> 00:05:38,005
‫تو این‌جا دقیقاً داری چیکار می‌کنی؟

93
00:05:38,656 --> 00:05:39,851
‫بانو لوآ.

94
00:05:39,852 --> 00:05:41,647
‫اصلاً فکر نمی‌کردم این‌جا ببینمتون.

95
00:05:41,648 --> 00:05:43,648
‫لباس شاهدخت گل رز حسابی بهتون می‌آد.

96
00:05:43,649 --> 00:05:46,096
‫اینا رو ولش کن،
‫فقط بگو این‌جا چه خبره.

97
00:05:46,097 --> 00:05:53,505
‫شاهزاده سارید می‌خواست با بانو دیانا
‫دزدکی بیاد جشن،

98
00:05:53,506 --> 00:05:57,153
‫ولی حسابی درگیر میزبانی
‫از مهمون‌های مهم شد.

99
00:05:57,154 --> 00:05:59,949
‫بانو دیانا پیشنهاد داد کمکش کنه،

100
00:05:59,950 --> 00:06:02,749
‫اما شاهزاده بهش گفت
‫تنهایی بره و خوش بگذرونه.

101
00:06:02,750 --> 00:06:04,404
‫اونم بهش بر خورد و قهر کرد

102
00:06:04,405 --> 00:06:06,696
‫و کاری کرد که اصلاً
‫در شأن یه بانوی اشرافی نیست.

103
00:06:06,697 --> 00:06:08,648
‫شاهزاده سارید...

104
00:06:08,649 --> 00:06:09,602
‫خب، مجبور شد مهمون‌داری کنه

105
00:06:09,603 --> 00:06:12,250
‫چون اسون کارای خودش رو انداخت
‫گردن شاهزاده سارید.

106
00:06:12,653 --> 00:06:15,850
‫ولی بازم نباید تنها همراهش تو می‌بودی.

107
00:06:15,851 --> 00:06:16,846
‫مسلماً نه.

108
00:06:16,847 --> 00:06:21,906
‫همون‌طور که می‌دونید، من انقدر بی‌عرضه‌ام
‫که حریف لویت هم نمی‌شم.

109
00:06:22,953 --> 00:06:24,062
‫لویت...

110
00:06:24,953 --> 00:06:28,806
‫خیلی وقت بود اسم برادر خدابیامرزم رو
‫نشنیده بودم.

111
00:06:32,560 --> 00:06:34,701
‫بعد از تموم شدن این جشن،

112
00:06:34,702 --> 00:06:38,558
‫درباره سؤالاتی که راجع به
‫مرگ خونواده‌تون دارید،

113
00:06:38,559 --> 00:06:41,760
‫می‌خوام بشینیم و مفصل حرف بزنیم.

114
00:06:42,654 --> 00:06:45,805
‫گرچه می‌دونم حرفام ممکنه فقط گیج‌ترتون
‫کنه.

115
00:06:46,204 --> 00:06:48,458
‫نگران من نباش.

116
00:06:48,459 --> 00:06:52,205
‫خودمم می‌خواستم بعد از جشن
‫باین باره باهات صحبت کنم.

117
00:06:52,206 --> 00:06:53,950
‫اون موقع لطفاً هر چی می‌دونی رو بگو.

118
00:06:54,705 --> 00:06:57,743
‫بانو لوآ، خیلی قوی شدید.

119
00:06:58,303 --> 00:07:01,997
‫حتی اگه حقیقت برام تلخ و دردناک باشه،

120
00:07:01,998 --> 00:07:05,104
‫قبولش می‌کنم و به راهم ادامه می‌دم.

121
00:07:05,703 --> 00:07:06,303
‫آخرین روز جشن زادروز
‫بالاخره روز آخر رسید.

122
00:07:06,304 --> 00:07:08,301
‫آخرین روز جشن زادروز
‫جشن امسال هم رو به پایانه.

123
00:07:08,302 --> 00:07:09,956
‫رزهاتون رو آوردید دیگه، نه؟

124
00:07:09,957 --> 00:07:10,999
‫معلومه که آوردم.

125
00:07:11,000 --> 00:07:13,441
‫- بخش اصلی جشن همینه دیگه.
‫- همگی، ساکت باشید.

126
00:07:13,859 --> 00:07:18,406
‫در سال‌های اخیر، خسارات هیولاهای جادویی
‫رنج و محنت زیادی به مردم تحمیل کرده است.

127
00:07:18,407 --> 00:07:21,453
‫اما با تلاش‌های خستگی‌ناپذیر و فداکارانه
‫معبد،

128
00:07:21,454 --> 00:07:23,605
‫توانسته‌ایم تلفات را به حداقل برسانیم.

129
00:07:23,606 --> 00:07:27,155
‫اما مطمئنم این فاجعه بر روح و جان
‫همه شما رد انداخته است.

130
00:07:27,156 --> 00:07:31,101
‫با این حال، به لطف معبد
‫و نامزدهای قدیسگی ما،

131
00:07:31,102 --> 00:07:35,252
‫می‌توانیم آخرین روز جشن زادروز امسال را
‫در کمال آرامش جشن بگیریم.

132
00:07:35,253 --> 00:07:37,748
‫پس سپاسگزار معبد باشید،

133
00:07:37,749 --> 00:07:40,355
‫و وفاداری خود را
‫به روشه ایزدبانو اعلام کنید.

134
00:07:40,356 --> 00:07:42,198
‫درود بر شما، اسقف اعظم!

135
00:07:42,199 --> 00:07:44,058
‫- عجب کشیش دلسوزی!
‫- باز هم همون حقه‌های همیشگیش.

136
00:07:44,059 --> 00:07:45,457
‫- هر کاری از دستش برمی‌آد می‌کنه...
‫- واسه مردم موش‌دواندن و نمایش راه انداخته...

137
00:07:45,458 --> 00:07:47,767
‫- ...تا به ما مردم عادی کمک کنه.
‫- در حالی که خودش پشت حمله هیولاهاست.

138
00:07:48,650 --> 00:07:51,860
‫چهره واقعیت رو رو می‌کنم.

139
00:07:57,055 --> 00:07:58,058
‫آریان.

140
00:07:58,856 --> 00:08:00,259
‫لوآ خودتی؟

141
00:08:00,260 --> 00:08:02,585
‫چرا این‌طوری نگاه می‌کنی؟ حالت خوبه؟

142
00:08:03,901 --> 00:08:06,454
‫چون اجرای بعدیت نوبته، هول شدی؟

143
00:08:06,455 --> 00:08:08,605
‫خب، درست بعد من باید بنوازی.

144
00:08:08,606 --> 00:08:10,499
‫مردم صددرصد ما رو با هم مقایسه می‌کنن.

145
00:08:10,500 --> 00:08:11,796
‫برعکس تو،

146
00:08:11,797 --> 00:08:14,550
‫من بالاخره یه خانواده دارم که برگردم
‫پیششون.

147
00:08:14,551 --> 00:08:17,102
‫هر چی باشه، من تربیت اصیل
‫و اشرافی داشتم.

148
00:08:17,506 --> 00:08:19,053
‫ولی عیبی نداره.

149
00:08:19,054 --> 00:08:21,140
‫همین که بتونی اجرات رو
‫تا آخر جمع و جور کنی،

150
00:08:21,601 --> 00:08:24,854
‫مطمئنم مردم چند تا گل رز
‫به طرفت پرت می‌کنن.

151
00:08:24,855 --> 00:08:25,957
‫قضیه چیه؟

152
00:08:25,958 --> 00:08:27,501
‫لحن حرف زدنش یه جوریه.

153
00:08:27,802 --> 00:08:30,502
‫پس خودت رو نباز، فقط تلاشت رو بکن
‫تمومش کنی، باشه؟

154
00:08:31,100 --> 00:08:32,505
‫آریان.

155
00:08:32,506 --> 00:08:34,153
‫می‌تونم یه چی ازت بپرسم؟

156
00:08:34,154 --> 00:08:35,354
‫چی شده؟

157
00:08:35,355 --> 00:08:37,753
‫اولین باری که اومدم به معبد،

158
00:08:37,754 --> 00:08:40,499
‫تو بودی که اول اومدی سمتم.

159
00:08:40,901 --> 00:08:44,220
‫هی، تو لوآ هستی؟

160
00:08:44,902 --> 00:08:47,006
‫بـ-بله.

161
00:08:47,801 --> 00:08:49,303
‫عالی شد.

162
00:08:49,304 --> 00:08:53,200
‫من آریان تربیاس،
‫از خاندان کنت تربیاس هستم.

163
00:08:53,201 --> 00:08:56,203
‫دوست دارم باهات دوست بشم.

164
00:08:58,603 --> 00:09:02,060
‫از همون موقع هم می‌خواستی
‫ازم سوءاستفاده کنی؟

165
00:09:02,061 --> 00:09:03,451
‫مگه بهت نگفتم؟

166
00:09:03,452 --> 00:09:05,201
‫«عالی شد.»

167
00:09:05,202 --> 00:09:08,703
‫منظورم این بود که به نظرم ابزار
‫فوق‌العاده‌ای می‌شدی.

168
00:09:08,704 --> 00:09:10,300
‫قبلاً هم بهت گفتم، نگفتم؟

169
00:09:10,301 --> 00:09:13,705
‫تو چیزی جز یه اسباب‌بازی واسه
‫وقت‌گذرونی من نبودی.

170
00:09:13,706 --> 00:09:18,048
‫کی آخه با یه قدیسه شکست‌خورده
‫یتیم از ته دل دوست می‌شه؟

171
00:09:18,049 --> 00:09:19,295
‫واقعاً خنده‌داره.

172
00:09:19,296 --> 00:09:22,154
‫هنوزم احمقی، لوآ.

173
00:09:22,155 --> 00:09:23,600
‫بالاخره فهمیدم.

174
00:09:23,601 --> 00:09:25,922
‫تو از همون اولش هم ذاتت خبیث بود.

175
00:09:26,396 --> 00:09:27,454
‫اگه الان عنان خشمم رو از دست بدم،

176
00:09:27,455 --> 00:09:30,798
‫می‌تونم فقط دست آریان رو بگیرم
‫و درد و عذاب واقعی رو بهش بچشونم.

177
00:09:31,397 --> 00:09:34,248
‫اما چیزی که واقعاً دنبالشم،
‫یه انتقام بی‌نقص و تمیزه؛

178
00:09:34,249 --> 00:09:37,656
‫انتقامی که همه گندکاری‌های اون و
‫اسقف اعظم رو پیش دنیا برملا کنه.

179
00:09:38,052 --> 00:09:40,149
‫نباید بذارم احساساتم به من غلبه کنه.

180
00:09:43,257 --> 00:09:45,656
‫نوبت اجرای منه، باید برم اون‌جا.

181
00:09:46,252 --> 00:09:47,453
‫آریان.

182
00:09:47,454 --> 00:09:51,019
‫یه روز تاوان جنایت‌هات رو پس می‌دی.

183
00:09:51,802 --> 00:09:53,616
‫کاری می‌کنم به سزای اعمالت برسی.

184
00:09:55,356 --> 00:09:57,856
‫امیدوارم بتونی از پسش بربیای.

185
00:09:57,857 --> 00:10:00,653
‫البته اگه اون‌قدر زنده بمونی.

186
00:10:04,752 --> 00:10:07,348
‫این حقه‌بازی‌های پیش‌پاافتاده فایده نداره.

187
00:10:07,349 --> 00:10:09,958
‫هر زنی که شاهزاده اسون رو ازم بگیره،

188
00:10:09,959 --> 00:10:11,708
‫باید از این دنیا محو بشه.

189
00:10:12,400 --> 00:10:14,701
‫شب قبل از شروع جشن زادروز،

190
00:10:14,702 --> 00:10:18,353
‫یواشکی اون صحنه موقت رو دستکاری کردم.

191
00:10:18,354 --> 00:10:20,800
‫اگه این طناب رو بکشم،
‫کل صحنه فرو می‌ریزه،

192
00:10:20,801 --> 00:10:23,253
‫و نوازنده زیرش له می‌شه.

193
00:10:23,254 --> 00:10:26,351
‫وقتی لوآ رفت روی صحنه این کارو می‌کنم
‫تا شبیه یه حادثه به نظر بیاد.

194
00:10:29,652 --> 00:10:33,203
‫یالا، شروع کن به زدن، لوآ رستوات.

195
00:10:33,752 --> 00:10:36,860
‫این قطعه رو تبدیل به
‫نوحه مرگ خودت می‌کنم.

196
00:10:39,856 --> 00:10:42,248
‫چه اجرای باشکوه و قشنگی!

197
00:10:42,249 --> 00:10:46,705
‫اون نامزد قدیسگی، دو سال پشت‌سرهم
‫شاهدخت گل رز شده.

198
00:10:46,706 --> 00:10:49,741
‫احتمالاً بیشترین شانس رو
‫واسه قدیسه شدن داره.

199
00:10:50,201 --> 00:10:54,159
‫توی کانون توجه بودن
‫واقعاً حس فوق‌العاده‌ای داره.

200
00:10:54,160 --> 00:10:57,504
‫همه این تعریف و تمجیدها فقط مال منه.

201
00:10:57,505 --> 00:11:01,500
‫خیلی زود، مقام قدیسه هم مال من می‌شه.

202
00:11:05,459 --> 00:11:07,094
‫نفر بعدی که باید بره روی صحنه منم.

203
00:11:07,859 --> 00:11:12,099
‫یعنی اسون از یه جایی
‫داره به اجرای من گوش می‌ده؟

204
00:11:12,696 --> 00:11:13,800
‫دارم به چی فکر می‌کنم؟

205
00:11:14,198 --> 00:11:17,402
‫این اواخر اون‌قدر سرش شلوغ بوده
‫که بعید می‌دونم وقتی واسش داشته باشه.

206
00:11:23,653 --> 00:11:25,806
‫لوآ شروع کرد به ساز زدن.

207
00:11:25,807 --> 00:11:26,755
‫حالا وقتشه.

208
00:11:27,149 --> 00:11:30,015
‫بمیر، لوآ!

